mortezakazemian.negaam
اعتراف لاریجانی؛ بن‌بست در جمهوری اسلامی
 » مرتضی کاظمیان
 چهارشنبه, ۲۶ام آبان, ۱۳۹۵
entekhabat-negaam

صادق لاریحانی، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی در اظهارنظری قابل تأمل درباره انتخابات اخیر آمریکا گفته است: «اینکه یک نظام سیاسی به نقطه‌ای برسد که مردم ناچار باشند همیشه بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنند یعنی آن نظام به بن‌بست رسیده است.»

صرف‌نظر از این‌که داوری رییس دستگاه قضایی ایران درباره انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده به چه میزان دقیق و صحیح است، و مستقل از اینکه ارزیابی نهایی وی (در مورد «به بن‌بست رسیدن نظام‌هایی که مردم ناچارند در انتخابات بین بد و بدتر انتخاب کنند) چقدر درست است؛ نکته مهم وقتی جلوه‌گری می‌کند که از همین زاویه به سامان انتخابات در جمهوری اسلامی بنگریم.

به دیگر سخن، آنچه شخص اول دستگاه قضا در جمهوری اسلامی می‌گوید، بیش از آنکه توصیف وضع سیاسی در ایالات متحده باشد، تبیینی از احوال سیاسی در جمهوری اسلامی است.

سال‌ها ـ و بلکه چند دهه ـ است که مردم ایران ناگزیرند در صورت مشارکت در انتخابات، بین «بد» و «بدتر» انتخاب کنند. دست‌کم پس از انتخابات ریاست جمهوری و مجلس اول، قریب به اتفاق رقابت‌های انتخاباتی‌ دیگر در بستر گزینشی میان «بد و بدتر» رخ داده است.

 

مروری بر ۱۱ انتخابات ریاست جمهوری

نیم‌نگاهی گذرا به نامزدهای ۱۱ انتخابات ریاست جمهوری در ایران (از ۱۳۶۰ تا ۱۳۹۲) شاهد کافی برای ادعای پیش‌گفته (انتخاب میان بد و بدتر) فراهم می‌آورد.

بجز انتخابات نخست (۱۳۵۸) که اکثر نیروهای سیاسی در آن امکان معرفی نامزد داشتند در ۱۰ انتخابات آتی چنین وضعی رخ نداد.

در اولین انتخابات ریاست جمهوری، ابوالحسن بنی‌صدر، داریوش فروهر، کاظم سامی، سیداحمد مدنی، حسن حبیبی، صادق قطب‌زاده و صادق طباطبایی نامزد بودند.

97_31

صلاحیت مسعود رجوی رد شد و او امکان ورود در رقابت نیافت.

%d8%b1%d8%ac%d9%88%db%8c

در دومین انتخابات ریاست جمهوری (مرداد ۱۳۶۰) و با آغاز سرکوب گسترده مخالفان و منتقدان، نامزدهای انتخابات همه «خودی»ها و معتمدان نظام بودند: محمدعلی رجایی، عباس شیبانی، سیداکبر پرورش، و حبیب‌الله عسگراولادی.

rjaeesheybaniparvareshhabibollah_asgaroladi

سومین انتخابات ریاست جمهوری (مهر ۱۳۶۰) نیز باز شاهد رقابت چهار نامزد خودی حکومت بود: سیدعلی خامنه‌ای، سیداکبر پرورش، سیدرضا زواره‌ای و حسن غفوری‌فرد.

%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8cparvaresh%d8%b3%db%8c%d8%af-%d8%b1%d8%b6%d8%a7-%d8%b2%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c%d8%ba%d9%81%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%af

در چهارمین انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۶۴) حضور تنها سه نامزد کافی اعلام شد: سیدعلی خامنه‌ای، حبیب‌الله عسگراولادی و محمود کاشانی.

%d8%ae%d8%a7%d9%85%d9%86%d9%87-%d8%a7%db%8chabibollah_asgaroladi%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af-%da%a9%d8%a7%d8%b4%d8%a7%d9%86%db%8c

 

مهدی بازرگان (دبیرکل نهضت آزادی ایران) ازجمله افرادی بود که در انتخابات مزبور ثبت‌نام کرد اما صلاحیت وی برای حضور در رقابت رد شد.

mehdi_bazargan_

پنجمین انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۶۸) به رقابت طنزآمیز تنها دو نامزد (علی‌اکبر هاشمی رفسنجانی و عباس شیبانی) مبدل شد.

%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8csheybani

در ششمین انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۷۲)، طراحان رقابت کوشیدند ظاهری شکیل‌تر سامان دهند؛ علاوه بر هاشمی رفسنجانی، احمد توکلی، عبدالله جاسبی و رجبعلی طاهری نیز نامزد بودند.

2107167

 

هفتمین انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۷۶) شاهد رقابتی متفاوت پس از چند دوره بود؛ سیدمحمد خاتمی، علی‌اکبر ناطق نوری، محمد محمدی ری‌شهری و سیدرضا زواره‌ای نامزدهای انتخابات تاریخی بودند.

15683

قابل اشاره است که در این انتخابات، داوطلبانی چون مهندس عزت‌الله سحابی، دکتر ابراهیم یزدی و دکتر حبیب‌الله پیمان (جملگی از کنشگران شاخص ملی ـ مذهبی) ردصلاحیت شدند.

ebrahimmyazdi%d8%b3%d8%ad%d8%a7%d8%a8%db%8c%d9%be%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86

در هشتمین انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۸۰) افزون بر خاتمی، احمد توکلی، علی شمخانی، عبدالله جاسبی و محمود کاشانی حضور داشتند.

%d8%ae%d8%a7%d8%aa%d9%85%db%8c%d8%aa%d9%88%da%a9%d9%84%db%8c%d8%b4%d9%85%d8%ae%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%b3%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af-%da%a9%d8%a7%d8%b4%d8%a7%d9%86%db%8c

 

انتخابات ریاست جمهوری نهم (۱۳۸۴) نامزدهایی به‌ظاهر متنوع‌تر از جریان‌های سیاسی متفاوت حاضر در نظام سیاسی را شاهد بود: هاشمی رفسنجانی، مهدی کروبی، مصطفی معین، محمود احمدی‌نژاد، محمدباقر قالیباف و علی لاریجانی.

115

اپوزیسیون اما همچنان امکان مشارکت در انتخابات با معرفی نامزد نداشت.

در انتخابات ریاست جمهوری دهم (۱۳۸۸) که به «کودتا»یی غریب مبدل شد، علاوه بر احمدی‌نژاد، میرحسین موسوی، مهدی کروبی و محسن رضایی نامزد بودند.

8f7a6ebb-baa0-451a-b2ef-3204228140a0_w987_r1_s

و سرانجام در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۹۲) حسن روحانی، محمدباقر قالیباف، سعید جلیلی، محسن رضایی، علی‌اکبر ولایتی و سیدمحمد غرضی نامزد شدند.

1369339906_kandid-92

 

طرفه آنکه در این انتخابات نه تنها نشانی از اپوزیسیون نبود بلکه امکان نامزدی سیدمحمد خاتمی نیز میسر نشد و صلاحیت هاشمی رفسنجانی هم توسط شورای نگهبان رد شد.

 

تیغ نظارت استصوابی بر سر انتخابات در ایران

حکایت نظارت استصوابی شورای نگهبان و قلع و قمعی که متوجه نامزدهای انتخابات می‌کند سال‌هاست که از پرده برون افتاده؛ این مفهوم، در وجه رسانه‌ای و در رابطه با نیروهای داخل نظام سیاسی از انتخابات مجلس چهارم مشهور شد.

شورای نگهبان در این انتخابات صلاحیت ده‌ها نامزد طیف سیاسی چپ (نزدیک به مجمع روحانیون مبارز) و ازجمله ۴۰ نماینده مجلس را تأیید نکرد.

نظارت استصوابی به‌ویژه پس از مجلس ششم ـ که در آن اصلاح‌طلبان اکثریت را از آن خود کردند ـ با گستره و شدت بیشتری علیه نامزدها به‌کار گرفته شد؛ چنان‌که ردصلاحیت‌ نامزدهای ناهمسو با دیدگاه‌های شورای نگهبان و کانون مرکزی قدرت، شکلی «فله‌ای» یافت.

مهدی کروبی از چهره‌های شاخص اردوگاه اصلاح‌طلبی بارها در این خصوص به چالش با احمد جنتی و شورای نگهبان پرداخت و به نظارت استصوابی انتقاد کرد؛ وی به تکرار اظهار داشت که «نظارت استصوابی دخالت در انتخابات و خلاف قانون است.»

کروبی همچنین شورای نگهبان را مسئول پا گرفتن «نهال تخلف و تقلب» در ایران و «برخوردهای دوگانه در تفسیر قانون اساسی» ارزیابی کرده و گفته است: «آنچه تحت عنوان نظارت استصوابی توسط شورای نگهبان اجرا می‌شود، یک خودمختاری بی‌حد و مرز است که اصل برائت را نفی، و تفتیش خصوصی‌ترین عقاید داوطلبان و احاطه بر ضمیر اشخاص را بخشی از رسالت خود می‌داند.»

با وجود تمام اعتراض‌ها و انتقادها به نظارت استصوابی در سال‌های اخیر ـ و ازجمله اظهارنظر سال گذشته‌ی حسن روحانی، رییس جمهور کنونی نظام ـ شورای نگهبان مستظهر به حمایت شخص اول نظام، مبتنی بر رویکردهای اقتدارگرایانه و ایدئولوژیک‌اش، و نیز متکی بر داده‌های نهادهای امنیتی ـ اطلاعاتی (به‌ویژه سازمان اطلاعات سپاه و بسیج) به ردصلاحیت داوطلبان «غیرخودی» و «ناهمسو» ادامه داده است.

ردصلاحیت‌های مزبور در انتخابات مجلس خبرگان متکی می‌شود بر داوری شش فقیه شورای نگهبان که منصوب رهبر جمهوری اسلامی هستند.

 

انتخابات در جمهوری اسلامی؛ بد و بدتر

در وضعی که به اجمال در بالا مرور شد، انتخابات در ایران به سامانی برای برگزیدن نامزدهای کمتر بد در مقایسه با بدها و بدترها تبدیل شده است.

نظارت استصوابی شورای نگهبان مهمترین مولفه تحقق انتخاباتی است که آزادی و سلامت و انصاف در آن با پرسش‌های جدی مواجه می‌شود.

تمامی نامزدها و جمعیت‌ها و احزاب سیاسی و صاحبان عقاید و مذاهب از امکان حضور برابر و آزاد و امن در چنین رقابتی برخوردار نیستند. این همان انتخاباتی است که رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی توصیف می‌کند: «اینکه یک نظام سیاسی به نقطه‌ای برسد که مردم ناچار باشند همیشه بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنند یعنی آن نظام به بن‌بست رسیده است.»

حاکمیت سیاسی در جمهوری اسلامی سال‌هاست در کشاکش با مقوله انتخابات است؛ از سویی به‌ظاهر انتخابات برگزار می‌کند و از سوی دیگر می‌کوشد آن را هدایت و مدیریت کند. گو اینکه در جریان رقابت انتخاباتی، مطالبات متفاوت اکثریت مردم ایران، همواره نتایجی دور از انتظار و مطلوب‌های هسته اصلی قدرت رقم زده است.

انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ و پیروزی خاتمی در برابر ناطق نوری، انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ و خیزش اجتماعی علیه احمدی‌نژاد ـ که کانون مرکزی قدرت را وادار به کودتا و سرکوب خونین اعتراض‌های مدنی کرد، و یا حتی انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ و مجلس و خبرگان ۱۳۹۴ تنها برخی از شواهد مشارکت معنادار اکثریت رأی‌دهندگان علیه مطلوب‌های اقتدارگرایان محسوب می‌شوند.

کانون مرکزی قدرت می‌کوشد «بن‌بست»ی را که به تعبیر رییس دستگاه قضایی در جمهوری اسلامی شکل گرفته، با ارعاب و سرکوب و سانسور و نظارت استصوابی و تهدید رفع کند یا دور بزند؛ مواجهه‌ای بس پرهزینه برای ایران و ایرانیان.

این‌چنین، کشاکش خواسته‌های تغییرخواهانه و دموکراتیک و حقوق‌بشرطلبانه اکثریت ایرانیان و اقتدارگرایی و آزادی‌ستیزی حاکمان به‌گونه‌ای زمان‌بر و فرسایشی ادامه دارد؛ چالشی که تا تحقق انتخابات آزاد، سالم و عادلانه در ایران جاری است.

با دیگران به اشتراک بگذارید:
لینک کوتاه: https://negaam.news/rlzjp