احتمال بی رقیب بودن روحانی، میزان مشارکت مردم را کاهش میدهد
محسن میردامادی: روحانی اتاق فکر ندارد
 پنجشنبه, ۲۷ام آبان, ۱۳۹۵
rohanientekhabat-negaam

نگام،سیاسی _محسن میردامادی عملکرد دولت روحانی را در کل مثبت ارزیابی می کند اما در جزئیات نقایصی برای آن بر می شمارد. میردامادی نگران است که احتمال بی رقیب بودن روحانی، میزان مشارکت مردم را کاهش دهد. به باور این فعال سیاسی ضلع سومی به صورت جدی در انتخابات شکل نخواهد گرفت. …

محسن میردامادی این روزها در گوشه‌ای نشسته و به مطالعه و کارهای اقتصادی مشغول است، او عملکرد دولت روحانی را در کل مثبت ارزیابی می کند اما در جزئیات نقایصی برای آن بر می شمارد. میردامادی نگران است که احتمال بی رقیب بودن روحانی، میزان مشارکت مردم را کاهش دهد. به باور این فعال سیاسی ضلع سومی به صورت جدی در انتخابات شکل نخواهد گرفت.گفت‌وگوی جماران با محسن میردامادی را با هم می‌خوانیم:

اولین سوالم از ترمیم کابینه آغاز می کنم، ارزیابیتان از ترمیمی که صورت گرفته است چیست؟

یکی از اشکالات جدی دولت این است که از فرصت هایش به خوبی استفاده نمی کند. فرصت هایی برایش به وجود می آید که نمی تواند خوب بهره برداری لازم را کند. یکی از این موضوعات بحث کابینه است. کابینه آقای روحانی زمانی شکل گرفت که مجلس نهم روی کار بود که به عنوان یک مجلس رادیکال شناخته می شد و جهت گیری موافقی نسبت به دولت نداشت. طبیعتا آقای روحانی در آن مجلس نمی توانست در بعضی از حوزه ها وزرای مطلوب خودش را بیاورد و رای اعتماد مجلس را بگیرد.

مجلس نهم، مجلسی بود که به آقای نجفی که اصولگرا و اصلاح طلب در آموزش و پرورش موافقش بودند، رای مثبت نداد، قطعا از آموزش و پرورش اگر بپرسید بهترین وزیر در گذشته کی بوده می گویند نجفی و یا آقای فرجی دانا که شخصیتش فراتر از محافل علمی داخل کشور بود در آن مجلس استیضاح شد. طبعا مجلس جدیدی که تشکیل شد تفاوت های قابل توجهی با مجلس قبلی داشت و این فرصت را برای آقای روحانی وجود آورد که کابینه اش را ترمیم کند. ترمیمی که هم برای کارآمدی بیشتر کابینه مفید بود هم می توانست اثر مثبتی در افکار عمومی داشته باشد. مردم هم طبعا انتظار داشتند مجلس جدیدی که به آن رای داده اند تفاوت هایی با مجلس گذشته داشته باشد و به دولت کمک کند. ایراد در اینجا این است که این تغییر باید در اوائل کار مجلس جدید انجام می گرفت که نشد تا به این مرحله رسید که تغییر فعلی عملا به رئیس جمهور تحمیل شد. به نظر می رسد این تغییر، خیلی خود خواسته نبود و دیرهنگام هم بود.

این تغییر به تعبیر شما تحمیلی به خاطر چه شرایطی بود؟

استیضاح مجلس، استعفای اقای فانی را تحمیل کرد. فکر می کنم تحلیل این بود که آقای فانی در مجلس رای مجدد نمی آورد بنابراین بهتر بود که استعفا میداد. برداشتم از تغییر آقای جنتی هم این است که این تغییر به آقای روحانی تحمیل شد و حالا که دو تا تحمیل پیش آمد تغییر سوم را هم انجام دادند و برآوردشان این بود که وزیر ورزش هم موفق نبوده است. در حالی که با مجلس جدیدی که روی کار آمد دولت می توانست خود ابتکار عمل را به دست گیرد و با استفاده از فرصت به دست آمده تغییری در جهت کارآمدی بیشتر دولت در کابینه داشته باشد و این تغییر تحمیلی نباشد. ولی دولت این فرصت را از دست داد.

اشاره کردید به این موضوع که دولت از فرصت های به دست آمده نهایت استفاده را نکرد دلیل این عدم استفاده چه بود؟

به نظر من، آقای روحانی یک کمبودی در دولتش دارد که یک اتاق فکری در کنار خودش ندارد. این یک تفاوت بارز بین دولت آقای روحانی و دولت آقای خاتمی است. آقای خاتمی تعدادی از صاحب نظران را در مسائل مختلف جمع می کرد و به عنوان اتاق فکر از آنها استفاده می کرد و این افراد به وی مشورت می دادند و همین موضوع باعث می شد دولت جلوتر از تحولات آماده باشد و دچار مشکل نشود. من یک مثال برای شما میزنم، داستان قتل های زنجیره ای اتفاقی بود که در دولت آقای خاتمی افتاد آن هم از درون دولت، یعنی افرادی از وزارت اطلاعات که یک دستگاه دولتی بود اقدام به قتل های زنجیره ای کرده بودند. این قاعدتا یک اتفاقی بود که می توانست سنگین ترین ضربه را به یک دولت بزند. ولی رییس جمهور وقت طوری رفتار و عمل کرد که از قتل های زنجیره ای موفق بیرون آمد و نه تنها اعتباری از دست نداد بلکه اعتبار نیز کسب کرد. آن هم به خاطر این بود که با این قتل ها ریشه ای برخورد شد و نتیجه این شد که تا به امروز دیگر شاهد چنین قتل هایی نبودیم. ولی به نظر می رسد آقای روحانی چنین اتاق فکری را برای خود تدارک ندیده و همین موضوع باعث می شود امکان شناخت به هنگام و بهره برداری از فرصت ها فراهم نشود.

این نداشتن اتاق فکری که از آن گفتید چه دلیلی دارد؟

این عمدتا به روحیات فردی خود افراد بستگی دارد. اگر کسی خودش بپسندد این نوع کار را، آن را ایجاد می کند. آقای خاتمی روحیاتش طوری بود،حتی آمدن و نیامدنش در انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ و این که چه حرفهایی بزند چه شعارهائی بدهد اینها همه حاصل کار جمعی بود. آقای روحانی منش و سبک کارش متفاوت است و این خلاء در مقاطع مختلف خودش را نشان میدهد.

نقطه ضعف دیگری که برخی از آن می گویند، ضعف دولت در حوزه اطلاع رسانی و روابط عمومی است، نظر شما چیست؟

آنجا هم همین مسئله به نظر می رسد. تیم اطلاع رسانی کارآمد جزو ضروریات کار دولت است. از برون داد و نتایجی که دیده می شود به نظر می رسد در این رابطه یک تیم قوی و کارآمد تشکیل نشده است. بعضی ها تردید دارند که کسانی که کار اطلاع رسانی دولت را انجام می دهند بیشتر تمایلشان به آقای روحانی است یا غیر از آقای روحانی. آقای روحانی برای اطلاع رسانی اگر می خواهد تیمی را بگذارد راس تیم و افرادش باید کسانی باشند که حداقل به خود آقای روحانی وفادار باشند و عملکرد و خط مشی وی را قبول داشته باشند. اطلاع رسانی جای این نیست که بخواهند ائتلافی عمل کنند اتفاقا تیم اطلاع رسانی از جاهایی است که کاملا باید یکدست طرفدار دولت باشد ائتلافی نمی شود عمل کرد.

عملکرد دولت و شخص آقای روحانی در سایر زمینه ها چطور ارزیابی می کنید و به نظر شما ایشان برای انتخابات سال اینده مشکلی ندارد؟

در ارزیابی عملکرد دولت ما باید عملکرد خرد و کلان دولت را جدا کنیم. آنچه مهم است عملکرد کلان آقای روحانی و دولت ایشان است. به نظر من، عملکرد کلان آقای روحانی عملکرد قابل قبول و حتی بالاتر از قابل قبول بوده است، ولی در عملکرد خرد خیلی جاها ایراد دارد.

می توانید جزئی تر و مصداقی بگویید؟

مثلا در مورد نیروهایی که در بدنه دولت به کار گرفته شدند، به نظر می رسد بسیاری از این نیروها به تفکر آقای روحانی وفادار نیستند و خیلی از افراد از دولت قبل در مسئولیت هائی در دولت همچنان باقی مانده اند و حضور دارند که طبعا اینها گرایش قلبی و وفاداریشان به کسانی غیر از رئیس جمهور فعلی و برنامه های او است. این مسئله در برخی جاها در انتخابات مجلس کاملا خود را نشان داد. یک سری انتظارات هم که از آقای روحانی بوده طبعا برآورده نشده است. اما کار دولت را اگر بصورت کلان بینیم قابل قبول بوده و فراتر از قابل قبول نیز هست. طبعا عملکرد کلان را باید ارزیابی کرد، نمی شود انتظار داشت که دولت در همه مسائل خرد و کلان قابل قبول باشد و هیچ ایرادی نداشته باشد.

با چنین نگاهی رویکرد اصلاح طلبان به آقای روحانی برای انتخابات آینده مثبت است. علاوه بر این آقای روحانی این امتیاز را نیز دارد که رقبای اصولگرای وی نیز افراد رای آوری نیستند و این امتیاز مهمی است که آقای روحانی در این دوره از آن برخوردار است. ولی این مسئله یک تهدید نیز در کنار خود ایجاد می کند و آن این است که اگر نگاه عمومی اینگونه بشود که آقای روحانی هیچ مشکلی برای انتخابات سال آینده ندارد آن وقت ممکن است بسیاری از مردم دیگر نگران نباشند و ضرورتی برای شرکت در انتخابات احساس نکنند و در صورت عدم شرکت آنها اتفاقاتی بیفتد که اصلا انتظارش را نداشتند.

شاید کاندیداهای جریان رقیب روحانی رای آوری جدی را ندارند ولی برخی نگرانی شان از رقیب نیست و معتقدند انتظاراتی که از روحانی وجود داشت برآورده نشده است. بیشتر انتظارات در حوزه اقتصاد و معیشت بود که با توافق هسته ای انتظار تحقق آن می رفت ولی به دلیل سیر کندی که حوادث بعد از برجام و رفع تحریم ها طی کرد باعث شد مشکلاتی در داخل ایجاد شود و همچنین اقداماتی که در داخل شد و کسانی که ضد برجام بودند، عملا بروز دستاوردهای برجام را به تاخیر انداختند.

طبعا این دخالت ها در روند برجام بی تاثیر نبودند این موارد و در کنار سایر مسائل باعث شده که وضع معیشتی و اقتصادی مردم رضایت بخش نباشد. هرچند که در کل وضع اقتصادی بهتر است یعنی این یک واقعیت است که اگر سیاست های قبلی ادامه پیدا می کرد ما امروز شرایطی مثل ونزوئلا داشتیم. این شعار نیست بلکه واقعیت است ولی مردم اینطور ارزیابی نمی کنند که اگر سیاست های قبلی بود حالا چی می شد؟ زندگیشان را نگاه می کنند می بینند تحول جدی در زندگی روزمره شان به وجود نیامده است، وضع معیشتی شان خوب نشده است. علاوه بر این بخش، برخی سیاسیون جامعه هم نگاه کلان به دولت نمی کنند بلکه نگاه خرد می کنند و ناراضی هستند و نسبت به آقای روحانی برای انتخابات آینده نگاه مثبتی ندارند، به خاطر اینکه ایرادهای دولت را بیشتر می بینند در صورتی که در نگاه کلان عملکرد دولت قابل قبول است. ولی آن مسئله مهمی که آقای روحانی باید به طور جدی در فکرش باشد احتمال کاهش مشارکت مردم در انتخابات است که این احتمال، احتمالی جدی است.

فکر می کنید دلیل این کاهش چیست؟

به دو دلیل این اتفاق ممکن است بیفتد؛ اگر مردم تصور کنند شرایط به نحوی است که آقای روحانی به هر حال رای می آورد و احساس نکنند احتمال رای نیاوردن ایشان هم هست خیلی ها انگیزه شان را از دست میدهند بیایند پای صندوق رای. در انتخابات اخیر مجلس این امر کاملا مشهود بود که کسانی هستند که از اوضاع چندان راضی نیستند ولی از این جهت که مخالفان سرسخت آقای روحانی رای نیاورند آمدند رای دادند.در مواردی نامزدها را قبول نداشتند ولی با وجود این به همین دلیلی که عرض کردم به آنها رای دادند، این مسئله به خصوص در مورد خبرگان بیشتر موضوعیت داشت. این اتفاق در قشر تحصیلکرده بیشتر بود و اتفاق مهم و تاثیرگزاری بود. به همین دلیل شاهد بودیم در انتخابات مجلس در سال گذشته مشارکت مردم درتهران به ۵۰ درصد رسید که برای تهران مشارکت بالائی است و خیلی کم اتفاق می افتد، در تهران مشارکت در انتخابات نوعا زیر ۵۰ درصد بوده است. اما در انتخابات سال آینده آقای روحانی با این مشکل مواجه است که اگر رقیب قدری نداشته باشد و مردم احساس خطر نکنند که ممکن است روحانی رای نیاورد انگیزه مشارکتشان در انتخابات کم می شود. علاوه بر این همان طور که اشاره شد انتظارات اقتصادی هم که مردم، به خصوص اقشار متوسط و پایین تر، داشتند که گشایشی در وضع اقتصادی شان حاصل شود و نشده ممکن است انگیزه آنها را برای شرکت در انتخابات تضعیف کند. در این صورت اگر نگوئیم همه ولی بخش عمده کاهش مشارکت از سبد رای آقای روحانی خواهد بود و رای وی را کاهش خواهد داد.

با توجه به اینکه شما زمانی رییس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس بودید، کارنامه برجام را چطور ارزیابی می کنید و آیا این انتظار از برجام را داشتید که مشکلات اقتصادی را برطرف کند؟

مقدمه برجام این است که در گذشته در بحث هسته ای انقدر بد عمل شد که قدرت مانور دولت در دورانی که می خواست مسئله را حل کند خیلی زیاد نبود و با مجموع محدودیت هایی که دولت در مذاکرات برجام داشت به نظر من، تقریبا می شود گفت دولت بهترین عملکرد را داشت. این را هم باید اشاره کرد که در این اتفاق شاید از جهاتی شانس هم کمک کرد که روحانی از ابتدا در دولت آقای خاتمی خودش مسئول مذاکرات هسته ای و حل مسئله هسته ای بود، این دوره هم که رئیس جمهور بود و آقای ظریف هم که فکر می کنم همه کسانی که دست اندرکار سیاست خارجی ما هستند قبول دارند که قوی ترین فرد مذاکره کننده در محافل بین المللی است که ما داریم در این طرف بودند، و در طرف مقابل هم اوباما و جان کری هر دو کسانی بودند که تمایل به حل مسئله با ایران را داشتند. این را باید توجه داشته باشیم که اوباما برای امضای برجام حتی در مقابل اسرائیل هم ایستاد و اهمیتی به اعتراضات مکرر لابی صهیونیستی نداد و اقدامات خود را انجام داد، امری که در سیاست خارجی آمریکا یا بی سابقه یا کم سابقه است. ترکیب اوباما و جان کری در آن سو و روحانی و ظریف در این سو یک ترکیب و یک دوره استثنایی در روابط ایران و امریکا بوجود اورد که البته می شد از آن بهره برداری بیشتری کرد که ما طبق معمول فرصت را از دست دادیم تا بعدها متوجه آن فرصت از دست رفته بشویم، و فقط در برجام از این فرصت استفاده کردیم.

در رابطه با پیامدهای اقتصادی برجام این انتظار که با برجام مشکلات اقتصادی سریعا حل شود طبعا انتظار واقع گرایانه ای نبوده ولی برجام تا همین جا هم آثار قابل توجهی در اقتصاد کشور داشته است و اگر برخی اقدامات داخلی نبود میتوانست آثار و نتایج بیشتری داشته باشد.

به نظر می رسد اصلاح طلبان در این دوره نیز از روحانی حمایت می کنند از آن طرف هم اصولگرایان کسی را ندارند که رقیب آقای روحانی باشد که درهمین باره نیز سعید حجاریان اظهار کرد با نبود کاندیدا در اردوگاه اصولگرایان عقلای این جناح به سمت روحانی می آیند ارزیابی شما از فضا چیست؟

اصولگرایان بیش از هر دوره ای، دچار تشتت هستند. آنها در انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ با چند کاندیدا آمدند و حاضر نشدند به نفع همدیگر کنار بروند، هرچند اگر همه هم کنار میرفتند و یکی از آنها می ماند به نظر من، نتیجه انتخابات تغییر نمی کرد. به هر حال آثار تشتت اصولگرایان در انتخابات مجلس اخیر هم بود یعنی در مجلس اخیر هم اصولگرایان نتوانستند متحد عمل کنند و انتقادات خیلی جدی به همدیگر مطرح کردند. من اظهارت آقای حجاریان را به این شکل می گویم که عقلای اصولگرایان اگر این برداشت را داشته باشند که آقای روحانی رای می آورد و رئیس جمهور خواهد شد به نظرم آنها خیلی سرمایه گذاری روی یک کاندیدا و رقابت جدی با روحانی نمی کنند بلکه تلاش می کنند با وی به تفاهمی برسند که مثلا آقای روحانی در کابینه چندتا از وزرا را با نظر انها انتخاب کند و در مقابل انها از روحانی حمایت کنند و یا اینکه علیه اقای روحانی فعالیت نکنند. این اتفاق بعیدی نیست و شاید آقای روحانی هم مخالف چنین کاری نباشد و در بعضی از وزارتخانه ها تفاهم بکند چون آقای روحانی بالاخره کابینه اش همین الان هم یک کابینه میکس است یعنی از نظر فرد وزرا تیپ های مختلفی در آن هستند.

آیا انتخابات سه قطبی می شود؟

بعید میدانم انتخابات سه قطبی بشود. باید دید اصولگرایان احتمال شکست آقای روحانی را می دهند یا نه، بستگی به اینکه کدام برداشت را داشته باشند رویکردشان متفاوت خواهد شد. اگر به این نتیجه برسند که امکان شکست دادن روحانی وجود دارد ممکن است به سمت تعدد کاندیدا میروند، البته نه مثل دوره دوم آقای خاتمی که ده تا بودند، ولی اینکه در حد دو و سه تا کاندیدا داشته باشند که اینها هر کدام بتوانند بخشی از رای آقای روحانی را بگیرند تا در مرحله اول رای نیاورد. اگر احتمال موفقیت بدهند ممکن است به این سمت بروند. ولی اگر احتمال موفقیت ندهند، که تا کنون چینن به نظر میرسد، احتمالا جریان اصلی اصولگرایی با یک کاندیدا صرفا برای حضور در صحنه می آید. چون حتی جریانی که در انتخابات احتمال موفقیت ندهد صحنه انتخابات را هیچوقت ترک نمی کند بلکه در انتخابات حضور پیدا می کند تا در افکار عمومی فراموش نشود. اگر اینطور شود انتخابات دو کاندیدایی می شود. کاندیداهای متفرقه دیگری که ممکن است بیایند قطب انتخابات نمی شوند، یعنی انقدر مورد توجه قرار نمیگیرند که رای قابل توجهی بیاورند و انتخابات سه جانبه یا سه قطبی بشود.

با دیگران به اشتراک بگذارید:
لینک کوتاه: https://negaam.news/97baz