سیاست های مصلحتی / بیژن شاملو

تا آنجا که به یاد دارم همیشه در موعد انتخابات، پیش از انتخابات تا فردای اعلام نتایح، می شد نتیجه نهایی را تا حدود زیادی پیش بینی کرد. تنها دریک دوره آنهم دوم خردا ۷۶ این نتیجه دگرگون شد و در انتخابات مجلس هم با توجه به رد و تایید صلاحیت ها کار تقریبا” همین منوال بود. نظام حاکم با کسب تجربه از واقعه دوم خرداد، مسیرهای بعدی را ریل گذاری نمود و نتایج را از گزند حوادث غیرمترقبه خلاص کرد! اصولگرایان که حاکمیت را در اختیار دارند حاضر نیستند تحت هیچ شرایطی آنرا از دست بدهند و تنها در تنگناهای بحران زا، بخش قابل برگشت و زمان دار حاکمیت را در اختیار جناح رقیب قرار می دهند. آنهم به شکلی که استخوان دارهای اصلاح طلب امکان حضور نداشته باشند و نجیبان بی استعداد در مدیریت جای آنان را بگیرند و خیال اصولگرایان از بابت مدیریت صحنه وقایع راحت باشد آنچنانکه در شورای شهر و مجلس انجام شد.
در جناح اصلاح طلبی با توجه به عدم شفافیت مواضع و حضور طیف های مختلف با عقاید گاه متضاد، حاکمیت با دو حزب کارگزارن سازندگی و مشارکتی هاست که هر دو حزب با توجه به وجود و حمایت مرحوم هاشمی رفسنجانی و جناب آقای خاتمی کاملا” بقیه احزاب را با رانت اقتدار شخصیت های موثر، در حد رای جمع کن و کارگزاران ستادهای انتخاباتی تنزل داده اند. استراتژی های انتخاباتی این دو حزب معمولا” مصلحت و اضطراری بوده که مردم باید در این اضطرار هماهنگ شده و قابل پیش بینی، یک بازی انتخاب بین بد و بدتر ، با انتخاب “”بد را به پیش می برده اند تا به لطف صبر و روزگار زمان بروز و ظهور اصلاح طلبان فراهم شود و کارها را به سامان گردد! این انتخاب های اضطراری، کم کم دارد شورش در می آید. چرا که دم خروسش بیرون زده شده و همراهی نسل اول انقلاب (چپی های سابق تندرو و اصلاح طلبان پدرسالار امروزی) مشخص شده صرفا” برای تصدی مناصب حکوتی چه انتخابی و چه انتصابی، برنامه ریزی های دقیقی را در گعده های خودمانی شان که به جمع فامیلی ، شراکتی یا رفاقتی بیشتر شبیه است تا جلسات حزبی به معنی واقعی ، انجام می دهند. به قول یک فعال سیاسی، کار را چنان بسته اند که امید فرجی نیست.
بسیار پیش آمده است که در جمع ها و جلسات زمانیکه از آرمان های مردمی و منشور اصلاحات و خط قرمزهای حقوق اساسی صحبت می کنیم، پوزخندهای تهوع آورشان حال انسان را دگرگون می کند. اینان نه تنها دیگر باوری به اصلاحات واقعی ندارند بلکه زاویه مجاب کردن را از مسئولین به سمت مردم عوض کرده اند و تمام مساعی خود را بکار می گیرند تا به منتقدین و معترضین خود بقبولانند که شما واقع گرا نیستید!

واقعیت را نمی شود تغییر داد ! ایران همین است وفقط باید با آهستگی و ادبیاتی که به کسی بالاخص مفسدین و ظالمین بر نخورد صحبت کنیم! شما جوان هستید! شما نمی دانید !شما در زندان نبوده اید و شما …!!!

مخلص کلام شما باید طبعیت کنید و مطیع باشید وگرنه پیش از دیگران ما رودرروی تان می ایستیم و با سو استفاده از رانتهای شخصیتی های نظام که پشتیبانمان هستند از شما اعلام برائت می کنیم!

این اتفاق نامیمون باعث شده مردم ناامیدتر شوند و کمتر و کمتر به صندوق های رای به عنوان راهی برای بهبود اوضاع اعتماد کنند.

نمونه آنکه افرادی که با سبد اصلاحات در مجلس و شورای شهر و ریاست جمهوری رفته اند، در بزنگاه های سیاسی و اجتماعی و .. که باید آرمان های اصلاح طلبی را دنبال می کردند نسیان و فراموشی گرفتند معامله را بر مجادله رجحان دادند، اکنون خود تعیین کننده خط و مشی برای جریان اصلاحات شده اند. تعدادی که حتما” خود را در لیست نامزدهای شورای شهر می دانند و دیگرانی هم که با نفی مرام اصلاحات ، حذف نامزد اصلاح طلب در انتخابات ریاست جمهوری را هلهله می کنند!

گویی اصلاح طلبان فقط و فقط رفقای قدیمی در شورای عالی سیاستگذاری هستند. افسوس آنجاست که این خطی ومشی توسط جناح رقیب نیز تایید می شود و گویی هر دو در یک اشتراک منافع، شطرنج “کنترل ” را بخوبی بازی می کنند.

غافل از آنکه هر بازی ای بر اساس ماهیتش، زمانی به پایان می رسد. به قول نویسنده شهیر: ما آمده ایم که با حضورمان، جهان را دگرگون کنیم، نیامده ایم تا پس از مرگمان بگویند: از کرم خاکی هم بی آزارتر بود و از گاو مظلوم تر، ما باید وجودمان و نفس کشیدن مان، و راه رفتن مان، و نگاه کردن مان، و لبخند زدن مان هم مانند تیغ به چشم و گلوی بدکاران و ستمگران برود… ما نیامده ایم فقط به خاطر آنکه همچون گوسفندی زندگی کرده باشیم که پس از مرگ مان، گرگ و چوپان و سگ گله، هر سه ستایش مان کنند.

با دیگران به اشتراک بگذارید:

دیدگاه بگذارید

Be the First to Comment!

Notify of
wpDiscuz