از تجربه گذشته استفاده کنید و شعارهایی که اختیار و توان اجرای آن را ندارید ندهید / عبدالسلام سلیمی

حدود نیم قرن فریب درک ناقص و زودرس گروهى انقلابى-اسلامى خوردیم. انقلاب ۵٧ هیچ ضرورتى نداشت، اما آنها بر آن اصرار کردند ولى اکنون فهمیدن که اساس انقلاب اشتباه بوده (بهزاد نبوى).
پس از انقلاب زمانى که أمثال بازرگان به آنها میگفتند حال تندروى نکنید، پا را توى یک کفش کردند که تنها راه همینه، اما أوائل دهه هفتاد خود آنها شعارهاى آن مرحوم را تکرار کردند.
دوم خرداد شد و شعار دموکراسى و شفافیت و جامعه مدنى و مبارزه با دولت پنهان (جلائی پور) و فشار از پایین (حجاریان) و کنارزدن هاشمى سردادند. برخى (مانند بهنود و زیباکلام) همان زمان نهیب شان زدند که شما اینکاره نیستید و نظام هم این مطالبات را تحمل نخواهد کرد. باز گفتند ما بهتر میدونیم. همین أمثال عبدی و گنجی و تاجزاده و غیره که اکنون دم از واقع بینی میزنند آن زمان شمشیر را از رو بسته بودند.
اکنون طیف مذکور به این نتیجه رسیده که باید با قبول تمام ساختارهاى حقیقى و حقوقى و مشکلات و مفاسد نظام، شریک و حافظ آن ماند و مسئولیتى برعهده گرفت؛ یعنى مدل دولت روحانى و اعتدال و توسعه از نوع پهلوى و هاشمى نه اصلاحات و جنبش سبز. هرچند معلوم نیست که دیگر محقق شود و زمان آن نگذشته باشد، زیرا فساد نهادهاى موازى و استبداد عمیق تر از این شده که مدل هاشمى جواب دهد.
خلاصه اینکه این جناح سه بار آش نپخته به خوردمان داد. خواهش میکنم کافی است. اگر قرار بر دادن شعار اعتدال باشد روحانى خودش از پس آن برمیآید. همین سیاست تنش زدایی با خارج و ایجاد انضباط در سیستم مالى و سیاسی دولت (و نه نظام) و تعقل روحانى براى رای دادن مردم به او کافی است. من مطمئنم اگر اصلاحطلبان اصلا فعالیت انتخاباتى نکنند باز او پیروز خواهد شد. دور قبل هم بنده بعنوان یک حامى و عضو فعال ستاد او اصلا شعار رفع حصر و آزادى زندانیان و حقوق بشر و شکستن شاخ غول ندادم.
از دیدگاه این حقیر، ما رئیس جمهور در ایران نداریم. دلیلی نداره نخست وزیر روحانى با رهبر زاویه داشته باشه و شعارهایی خارج از ظرفیت نظام بدهد. خاتمى و بنى صدر و احمدى نژاد به یک اندازه با رهبر ج.ا دچار چالش و تنش شدند، برعکس موسوى و روحانى که جایگاه خود را در درون نظام درک کردند. اعتراف میکنم که از درک پدیده هاشمى عاجزم.
القصه، هرکسى خواهان تحقق آرمانهاى مشروطه و انقلاب اسلامى و اصلاحات و جنبش سبز است، مسیر خود را در خارج از نظام دنبال کند. لازم نیست شما پیازداغ آن را زیاد کنید و مردم را از ترس جنگ و روی کار نیامدن أمثال جنتی و رئیسی و مصباح و یزدی، و به امید تحقق دموکراسى و آزادى بیان ملت را به رای دادن تشویق کنید. اکنون شعارهایى میدید و توقعاتى ایجاد میکنید، اما پس از پیروزى اختیار و توان لازم براى تحقق آنها را ندارید. نخواستیم آقا!