یادداشت های زندان ؛ لمپن، لمپنیزم / حسین فرزین

لمپن اصطلاحی آلمانی و معمولابه طور عام برای افرادی رانده از طبقه، وازده، به فساد کشیده شده و فاقد پیوند، جایگاه و هویت طبقاتی به کار گرفته می شود. این افراد از آن جا که شغل ثابت و درآمد معینی ندارند از طریق طفیلی گری، مشاغل کاذب و دست فروشی زندگی می کنند. کسانی که در پایین ترین رده ی اجتماعی قرار گرفته و دارای مشروعیتی در جامعه نیستند و از جریان زندگی عادی به دور بوده، بدون شغل و حرفه ای خاص و انجام کار مفید برای جامعه و چه بسا در شرایط بد اقتصادی بسر برده و به کار های هرچند ناشایست و ضد انسانی تن در می دهند.
اما پیش از آن که لمپن ها بخشی از شهر را عرصه ی خود کنند، لوطی هایی بوده اند که همیشه روی رفتار و ظاهر مردانه تاکید می کرده اند و مردمان کوچه و بازار هم آن ها را می پذیرفته اند. لوطی ها که در جامعه ی قدیم سنتی ایران یافت می شدند و از لحاظ رفتار، کردار و اعتقادات خود را ادامه دهنده ی راه و روش عیاران قرون اولیه ی بعد از اسلام می دانستند. شباهت ها و نیز تفاوت هایی با لمپن ها دارند. لوطی ها در گذشته دارای برخی صفات مثبت از قبیل جوانمردی و کمک مردم بوده اند. اما بسیاری از آن ها به ویژه در دوران پهلوی دوم این صفات را از دست داده اند و هرچند ادعای جوان مردی و لوطی گری می کردند و به ظاهر ادا و اطوار آن ها را در می آورند، اما پیدا کردن صفات و خصوصیات جوان مردان گذشته در بین آن ها مشکل است. به همین جهت به تدریج جزء لمپن ها شمرده شده اند. اگر در دوره ی مورد بحث با لمپن هایی هم برخورد می کنیم که ادعای جوانمردی، حفاظت از ناموس مردم و غیره داشته اند، این اغلب جنبه ی صوری داشته و بیشتر در راستای پیش برد اهداف شخصی خودشان بوده است.
لمپن ها را می شود از روی ظاهرشان شناخت؛ چرا که لمپن ها می کوشیدند با خصوصیاتی هم چون هیکل درشت و فربه و شکم برآمده، پرخوری، طرز تکلم، شکستن و کوتاه و بلند کردن واژه ها، استفاده از ضرب المثل ها و لغات عامیانه، دشنام و کلمات بی ادبانه، القاب و صفات زشت، راه رفتن با پاشنه های خوابیده ی کفش، حرکت دست ها با فاصله از بدن، بازی کردن با دستمال یزدی{ تسبیح} و خال کوبی های حاکی از آرزو های سرکوب شده و خواسته های تحقق نیافته، طرز معاشرت، رفتار و کردار و مواردی از این قبیل خود را از نظر ظاهری و رفتاری از دیگران جدا کنند. لباس آن ها اغلب کت و شلوار مشکی بلند و گشاد با کلاه مخملی همرنگ، کفش سیاه یک لای پاشنه خوابیده ی تمام میخ، پیراهن یقه باز، زیر شلوار راه راه- که اغلب از شلوار بیرون بود- و عرق گیر ابریشمی نصف آستین بود.
پی نوشت :
این روزها ، لمپنیزم در شکل های جدیدی خود نمایی می کند ، لباس مشکی ، چفیه ای بر گردن ، ریشی نسبتا بلند و جای مهری بر پیشانی . بقیه ی صفات وام گرفته از رفتار لمپن های زمان محمد رضا است .

 

برگرفته از نوشتار” در امتداد شب” ماهنامه ی مهرنامه شماره ۳۸