درباره آینده یکی از مهمترین وزارتخانه‎ها در دولت دوازدهم : چرا «صالحی امیری» باید در وزارت ارشاد بماند؟

نگام ، سیاسی _ در همین چند ماهی که صالحی امیری سکان هدایت وزارت ارشاد را در دست گرفته‌اند شاهد تحولات مثبتی در این وزارت خانه بوده‌ایم. تحولاتی که در صورت تداوم می‌تواند فضای فرهنگ و هنر را از رکود خارج کرده و به آن پویایی ببخشد.
رویداد ۲۴ _  نسبت فرهنگ و هنر با سیاست در ایران نسبت غریبی است. در تمام دولت‌ها بر ضرورت توجه و اهتمام ویژه نسبت به فرهنگ و هنر تاکید می‌شود، اما در نهایت کمترین نهادهایی که از بودجه عمومی کشور منفعت می‌برند نهادهای فرهنگی هستند.
نگاه سیاست مردان ایرانی به هنر اغلب زینتی است. آن‌ها در طول دوران زمامداری خود با اهالی فرهنگ و هنر جلسه می‌گذارند و بر حل مشکلات آنان تاکید می‌کنند، اما در عمل اتفاق چندانی برای اهالی فرهنگ و هنر رخ نمی‌دهد و آنان تغییرات ملموسی را به لحاظ معیشتی در وضعیتشان احساس نمی‌کنند.
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان اصلی‌ترین متولی فرهنگ در کشور وظیفه دارد زمینه را برای رشد فرهنگ و هنر ایران مهیا کند.
برای مهیا کردن زمینه‌های رشد و تعالی فرهنگی وزارت ارشاد باید بسترهای لازم را برای هنرمدان فراهم کرده تا آنان با آسودگی خاطر به انجام فعالیت بپردازند.
وقوع چنین اتفاقی مستلزم این است که افرادی برای تصدی پست وزارت ارشاد انتخاب شوند که بتوانند بسترهای لازم را برای تحقق آزادی‌های مشروع هنرمندان فراهم کرده و محیط کسب و کار این قشر پیشرو را امن نمایند.
در فضای امن کاری است که هنرمند با آرامش خاطر و فراغ بال فعالیت می‌کند و می‌تواند آثاری خلق کند که هم مردم جامعه از آن اثر خلق شده استفاده کنند و هم  نام و آوازه ایران را در سراسر جهان به گوش جهانیان برسانند.
وزیر ارشاد باید کسی باشد که در طول دوران فعالیتش کنار هنرمندان قرار بگیرد و مطالبات آنان را پیگیری نماید. کسی باید وزیر ارشاد شود که بتواند از مجوزهای صادرشده توسط این وزارت خانه دفاع نماید و امنیت کاری هنرمندان را تضمین کند.
اگر وزیر ارشادی که در دولت مشغول به کار می‌شود فردی فشارپذیر باشد و در مقابل فشارهای بیرونی که به این وزارت خانه تحمیل می‌شود ایستادگی نکند فضای فعالیت‌های فرهنگی و هنری ناامن شده و در دراز مدت فرهنگ و هنر ایرانی دچار مشکلات فراوانی می‌شود.
هنرمندان باید این اطمینان خاطر را داشته باشند که بعد از اخذ مجوزهای لازم از وزارت ارشاد می‌توانند برنامه هنری خود را اجرا کنند بدون آن‌که نهادهایی خارج از وزارت خانه این توانایی را داشته باشند که از اجرای برنامه آن‌ها جلوگیری کرده و مجوزشان را باطل نماید.
توقع هنرمندان این است که وزارت ارشاد انقدر قدرت رایزنی و اعتبار داشته باشد که لااقل بعد از اخذ مجوز کسی نتواند مجوزهای مربوطه را باطل کرده و برنامه‌های هنری را لغو کند.
هنرمندان به عنوان بزرگترین و مهم‌ترین حامیان دکتر روحانی در هر دو دوره انتخابات ریاست جمهوری توقع دارند احترام بیشتری به آنان گذاشته شود. احترام این نیست که وزیر ارشاد مدام مراسم برگزار کند و به هنرمندان لوح تقدیر اهدا نماید.
احترام معنایش این است که فضای امنی برای فعالیت، نگاه غیر امنیتی به فرهنگ و بستری آزاد برای فعالیت هنرمندان وجود داشته باشد.
بعد از انتخابات دوره یازدهم ریاست جمهوری که با پیروزی دکتر روحانی همراه بود میان اهالی فرهنگ و هنر این امید به وجود آمد که رفتارهای تنگ نظرانه دولت‌های نهم و دهم رفع شود و فضای بازتری برای فعالیت هنرمندان مهیا گردد.
همه هنرمندان و فعالین عرصه هنر منتظر اعلام وزیر پیشنهادی فرهنگ و ارشاد اسلامی بودند، که قرعه بنام علی جنتی اُفتاد و او به سمت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی منصوب گردید.
 دوران وزارت علی جنتی، دورانی پر تلاطم و پر حادثه بود. لغو مداوم کنسرت‌ها، بلاتکلیفی فیلم‌های توفیقی،‌ رکود در عرصه نشر کتاب و… چیزی نبود که هنرمندان از وزارت ارشاد دولت تدبیر و اُمید توقع داشتند.
بنا بود علی جنتی زمینه را برای فعالیت هنرمندان مهیا کند، نه این‌که با عقب‌نشینی‌های مداوم خود در مقابل سایر نهادهای فرهنگی اندک امنیت هنرمدان را هم به خطر اندازد.
 در زمانی که مسئله کنسرت‌ها تیتر اول مطبوعات کشور بود و مجوزهای صادرشده توسط وزارت ارشاد به طور متوالی لغو می‌شد علی جنتی سکوت می‌‌کرد.
زمانی که فیلم‌های سابقاً توقیف شده مجوز اکران می‌گرفتند و یک روزه از روی پرده سینماها پایین می‌آمدند علی جنتی سکوت می‌کرد.
این انفعال و سکوت باعث شد هنرمندان از گشایش فضای فرهنگ و هنر ناامید شوند و تفاوت ملموس و محسوسی را نسبت به دوره‌های گذشته احساس نکنند.
این اعتراضات به قدری جدی بود که دکتر روحانی را بر آن داشت که در راستای ترمیم کابینه وزیر ارشاد را تغییر دهد. انتخاب بعدی دکتر روحانی برای تصدی پست وزارت ارشاد دکتر رضا صالحی امیری بود.
دکتر صالحی امیری سابقه‌ای امنیتی داشت و این اهالی فرهنگ و هنر را نگران می‌کرد. اما سابقه امنیتی دکتر صالحی امیری تمامی سابقه کاری ایشان نبود و ایشان در همین مدت کوتاه فعالیتش ثابت کرد نگاه امنیتی به مقوله فرهنگ ندارد.
ایشان سال‌ها در حوزه فرهنگ به عنوان یک پژوهشگر و استراتژیست در مرکز استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام به کار و فعالیت مشغول بود.
عضو هیئت رئیسه این نهاد مهم و پژوهشی به حساب می‌آمد و سال‌ها به مقوله فرهنگ از منظر استراتژیک نگاه کرده بود.
این سوابق باعث می‌شد ایشان مدیری مطلع در حوزه فرهنگ به حساب بیاید و به زوایای پیدا و پنهان حوزه فرهنگ و هنر اشراف داشته باشد.
اولین واقعه مهم بعد از روی کارآمدن ایشان برگزاری جشنواره فیلم فجر در بهمن ماه سال ۱۳۹۵ بود که با حواشی زیادی همراه شد. نحوه برگزاری و داوری‌های این جشنواره حواشی زیادی به همراه داشت.
دکتر صالحی امیری بلافاصله بعد از جشنواره فیلم فجر ایوبی را عزل و حیدریان را جانشین او کرد تا نشان دهد مدیری عمل‌گراست و بدون هیچ تسامح و تساهلی با سوءمدیریت‌ها برخورد می‌کند.
از طرف دیگر ایشان با قدرت امنیت شغلی هنرمندان را تا حدی تضمین کرد و به مجوزهای وزارت ارشاد اعتبار بخشید. به طوری که کمتر شاهد لغو کنسرت‌ها و توقیف فیلم‌ها بودیم.
اقدام عملی دیگر ایشان رایزنی برای پخش ربنای استاد شجریان از صدا و سیما بود که نشان می‌داد دکتر صالحی امیری در پیگیری مطالبات اهالی هنر بسیار جدی است، حتی اگر این پیگیری به انتقادات گسترده از ایشان ختم شود.
 دستور بعدی ایشان پیگیری و تعیین تکلیف فیلم‌های توقیفی بود. ایشان با نامه‌ای به رئیس سازمان سینمایی، از حیدریان خواست تا هرچه سریعتر وضعیت فیلم‌های توقیفی مشخص شود تا تهیه‌کنندگان این فیلم‌ها کمتر ضرر و زیان ببینند و فیلم‌ها از حالت بلاتکلیفی خارج شوند.
از طرف دیگر ایشان با اقتدار پای مجوزهای صادر شده توسط وزارت ارشاد ایستاد و اسیر جوسازی‌ها نشد. نمونه آن را در تداوم اکران فیلم اکسیدان قابل ملاحظه است که علی‌رغم فشارهای زیادی که توسط گروهی خاص به وزارت ارشاد وارد می‌شد تا از ادامه اکران فیلم جلوگیری کند، ایشان پای مجوز صادرشده ایستاد و اجازه نداد از اکران فیلم اکسیدان جلوگیری شود.
در این مدت کوتاه تفاوت رویکرد و عملکرد دکتر صالحی امیری با اسلاف خود کاملاً عیان شده است. ایشان خود را مدیری عمل‌گرا معرفی کرده که قدرت تامین امنیت شغلی هنرمندان را دارد.
در همین چند ماهی که صالحی امیری سکان هدایت وزارت ارشاد را در دست گرفته‌اند شاهد تحولات مثبتی در این وزارت خانه بوده‌ایم. تحولاتی که در صورت تداوم می‌تواند فضای فرهنگ و هنر را از رکود خارج کرده و به آن پویایی ببخشد.
با توجه به دلایلی که ذکر شد و تسلط خوبی که دکتر صالحی امیری بر فضای فرهنگی کشور پیدا کرده‌اند صلاح  نیست که تغییری در راس وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رخ دهد. چه آن‌که در صورت تغییرات در این وزارت خانه، یک سالی طول می‌کشد تا وزیر جدید بر فضای مدیریت فرهنگی کشور مسلط شود و همین امر باعث می‌شود در کار هنرمندان اختلال مجددی پدید آید که مجدداً باعث ناامن شدن فضای کسب و کار هنرمندان خواهد شد و فضای فعالیت در حوزه فرهنگ و هنر را دچار رکود خواهد کرد.