بیشترین سهم وزنی خالص مواد غذایی در سرانه مصرفی خانوار متعلق به گندم و برنج (گروه نان و غلات) است ولی در مجموع مصرف گندم (نان) و برنج روند کاهشی داشته است.

کاهش مصرف روغن جامد و افزایش مصرف تخم‌مرغ

پس از گندم و برنج، سبزی‌ها و میوه‌ها، لبنیات، گوشت، سیب‌زمینی، تخم‌مرغ و حبوبات به تریب بیشترین سهم وزنی را در سبد غذایی به خود اختصاص می‌دهند. در طول سال‌های مورد مطالعه، متوسط مصرف حبوبات کاهش و در نهایت در سال ۱۳۸۸ معادل مقدار مصرف در سال ۱۳۸۱ شده است. مقدار مصرف تخم‌مرغ در طول این سال‌ها افزایش یافته است. متوسط مصرف میوه و سبزی نیز تا حدودی افزایش داشته است.

مصرف گوشت روند افزایشی داشته و در این بین مصرف گوشت سفید به نسبت بیشتری افزایش یافته است.

متوسط مصرف روغن روند افزایشی یا کاهشی خاصی را نشان نمی‌دهد و هر چند بر اساس اطلاعات تولید در سال ۹۰ (۴۹ گرم.نفر.روز) مصرف سرانه روغن کاهش چشمگیری نداشته اما به طور کلی نسبت مصرف روغن نباتی جامد به روغن نباتی مایع کاهش یافته است.

مصرف سه نوبت شیر در روز بر اساس سبد غذایی مطلوب

برای اطمینان از تامین مواد مغذی در سبد غذایی مطلوب باید به مجموع مقادیر پیشنهادی از هر یک از گروه‌های غذایی توجه کرد و هیچ یک از گروه‌های غذایی نباید به طور مستقل معیار ارزشیابی سبد غذایی مطلوب قرار گیرد. در واقع تامین هر یک از مواد مغذی در سبد غذایی باید بر اساس مجموع دریافت آن ماده مغذی از هر یک از گروه‌های غذایی باشد. به عنوان مثال، برای تامین کلسیم باید توجه داشت که تنها منبع تامین کننده آن شیر و لبنیات نیست و در الگوی مصرف غذای ایرانی نان و غلات هم سهم بسزایی در تامین کلسیم دارند. در تدوین سبدهای غذایی کنونی برای تامین کلسیم به منابع غذایی اصلی تامین کلسیم، کیفیت و زیست فراهمی آن در منابع غذایی توجه شده است.

منابع غذایی اصلی تامین کننده کلسیم در رژیم غذایی ایرانی به ترتیب نان و غلات (۳۴ درصد)، شیر و لبنیات (۳۲٫۵درصد) و سبزی‌ها (۱۳٫۵) درصد است.

توصیه‌های بین‌المللی مصرف شیر و فرآورده‌های آن با توجه به الگوی مصرف جوامع صنعتی غرب به طور متوسط سه واحد در روز است. در حالی که در سبد مصرفی جامعه ما متوسط مصرف لبنیات حدود ۱۹۰ گرم در روز یعنی کمتر از یک واحد است.