دزدان دریایی خلیج فارس…..

نگام، طنز سیاسی_

دوستم زنگ زد بهم گفت، توی کارخونه دستم رفته زیر دستگاه، الان از شهر دورم که برم دکتر، دستم سیاه شده اگه نرم دکتر، دستم قطع میشه.

گفتم: داداش فکر کن تو نری دکتر

گفت: خب

گفتم: فک کن دستت قطع شه

گفت: خب

گفتم: حالا تو که دست نداری چطوری میخوای بری دستشویی؟؟

گفت: ای خاک تو سرت کنن، تو نگران توالت من نباش، دست راستمه…

ملت شریف دزدان دریایی خلیج فارس را هرگز از یاد نخواهند برد، از برادر شریف و عزیز، رفیق دوست گرفته تا خاوری جان و معاون اول نازنین دولت فخیمه احمدی نژاد و بابک جان، حالا هم عزیزان دلمون داداش اسحاق گل گلاب و فریدون نازنین….

اینکه چرا چنین رقم های نجومی در کشور ما مورد سوء استفاده قرار می گیرد در حالی که در بسیاری از کشورهای غربی که ما از آنها به خاطر بی دینی ،مرگ اخلاق ، اباحه گری ، رواج بی بندوباری اخلاقی و… انتقاد می کنیم چنین دزدی هایی حتی به خواب مدیران دولتی هم نمی آید ، خود جای سوال جدی دارد!؟

به گمان راقم این سطور تک تک ما شهروندان ایرانی در نگاهی کلان و تک تک مسئولان و مدیران دولتی در نگاهی دقیق تر به موضوع ، در این افتضاح مالی بزرگ سهیم هستیم .

از پدر یا مادر یا بزرگی که به نوجوان خود می آموزد که درس بخواند سپس در جایی مدیر شود  ” و در سریع ترین زمان ممکن پولدار شود ” تا مسؤولی که به خاطر انتقادهای رکن چهارم دموکراسی (رسانه ها) از خود یا مدیران تحت نظارتش عرصه را بر رسانه تنگ می کند و به قول معروف ” در آن را تخته می کند ” تا مردم عادی که در برابر شنیدن خبر چنین دزدی هایی می گوید :‌‌” نوش جونش! تونست و خورد ” و… همه و همه در قبال یک چنین پرونده ای مسئول هستیم.

اگر نگاهی دقیق تر به رواج گسترده فساد اداری و مالی در کشور خود داشته باشیم می توانیم از رگه عوامل فرهنگی و تاریخی تا ساختار اقتصادی و اداری کشور و بسیاری از دلایل خرد و کلان دیگر را در به وجود آمدن چنین فجایعی دخیل بدانیم.

شکاف دیرپا و تاریخی ملت – دولت و احساس جدایی بین این دو واحد، خود می تواند زمینه ای برای رشد چنین سوء استفاده هایی باشد ؛ از سوی دیگر وقتی این شکاف در سده های متوالی ادامه می یابد و نسل در نسل در باورهای خانواده های ایرانی این مساله رسوخ می کند که دولت و حاکمیت واحدی جدا از مردم و البته زورگوست ، طبیعتا وقتی شخصی که چنین می اندیشد، وقتی وارد دستگاه دولتی می شود و در ساختار مدیریتی آن جایگاهی می یابد ، این احساس افتراق را با خود به درون سیستم می برد و باقی ماجرا …!

باید از جامعه شناسان مدد خواست تا تبیین درستی از دلایل رشد نوعی ” فرد گرایی منفی ” در طی سال های گذشته در جامعه ایرانی و راه های مقابله و اصلاح آن به دست دهند.

به هر جهت باید بر این نکته توجه داشته باشیم که ” همه ما مسئولیم ” و نمی توانیم خود را مبرا از مسئولیت بدانیم ؛ وقتی در مقابل فرزند خود در برابر شنیدن خبرهایی درباره اختلاس یا دزدی این و آن می گوییم ” نوش جونش عرضه داشت ” ، طبیعتا باید این انتظار را هم داشته باشیم که اموال مان به غارت چند مدیر فاسد دولتی و غیر دولتی برود .

مسئولان نیز باید توجه کنند که رقم این دزدی کلان از اموال مردم بسیار بسیار فراتر از حد انتظار بوده و باید چراغ های هشدار آنها را روشن کرده باشد که ” این تذهبون ؟ ”

در کشوری که داعیه اخلاق و دین دارد و مدعی استقرار نظامی مبتنی بر ارزش های الهی و آسمانی است نباید چنین مفاسدی بروز کند ، مسئولان باید از خواب بیدار شوند و نگاهی به عملکرد خود بیندازند که قطعا چون نیک بنگرند می توانند خطای خود را پیدا کنند و آن را اصلاح نمایند.

مسئولان باید توجه داشته باشند که تقویت نظارت عمومی  و ترویج فرهنگ نظارت پذیری در بین مردم و مسئولان دولتی از راه های مختلفی میسر می شود که یکی از مهم ترین آنها آزادی رسانه ها و احزاب و نهادهای مردم نهاد و تشکل ها و … برای نقد های صریح و بی رحمانه از مسئولان و مدیران است و نقد و نظارت رسانه ها و گروه های مختلف مردمی بر حکومت و مدیران دولتی از این جهت همچون ” تابیدن نور خورشید بر تاریکخانه قدرت ” است که نتیجه تابش مداوم و مستمر خورشید دور شدن و مرگ انگل ها و میکروب ها است ؛ آیا این طور نیست؟

ما برای زدودن میکروب ها از روی لباس هایمان آنها را ساعت ها در مقابل نور خورشید پهن می کنیم ؛ آیا جامعه ای که در آن زندگی می کنیم و فرزندان خود را رشد می دهیم تا در آینده آنها را به عنوان شهروندانی مسئول به جریان رود جامعه بسپاریم ، آن قدر ارزش ندارد که برای پاکی و تمیزی آن اقدام کنیم و پیرایه های زاید و مضر آن را لااقل به خاطر مهیا کردن بستری مناسب تر برای زندگی آینده فرزندانمان ، بزداییم؟!

پ بالتازار

با دیگران به اشتراک بگذارید: