گفتگو با ایوب غفاری شاعر ،نویسنده و کنشگر مدنی / همیشه محدودیت مصونیت نمی آورد.

نگام، سرویس گفتگو – از مجموعه گفتگوهای سایت نگام در خدمت آقای ایوب غفاری شاعر ،نویسنده و کنشگر اجتماعی مدنی هستیم/ با وی گفتگویی در مورد تجاوز جنسی به کودکان و آزار و اذیت کودکان انجام داده ایم که در ادامه این گفتگو را دنبال کنید؛

-لطفا تحلیل خود را از چرایی کودک آزاری و تجاوز جنسی به کودکان در ایران بیان کنید؟

با عرض سلام خدمت مخاطبان سایت ناگفته های ایران ما یکی از مسایلی که در جامعه امروز ایران بیشتر از قبل شنیده و دیده میشود مسیله کودک آزاری و تجاوز به کودکان است که تاکنون هیچ گونه آمار رسمی و غیررسمی از این اتفاقات از هیچ منبعی منتشر نشده است.
ولی شنیده ها حاکی از این واقعیت تلخ است که اتفاق های اینچنینی رو به افزایش است.اما سوال اینجاست در کشوری مانند ایران با پیشینه فرهنگی غنی،تاریخی کهن و مردمانی معتقد و مدهبی چرا باید شاهد و شنونده و بیننده این گونه مسایل تلخ و اسفبار باشیم.
یکی از ضعف های افزایش وقوع اینچنین مسایلی خلاء قانونی میباشد.ما متاسفانه یادگرفته ایم صورت مسیله را پاک کنیم که البته افکار عمومی نیز با این طرز برخورد موافق است.

-ولی آیا با از بین رفتن شخص متجاوز آیا نقطه پایان بر روی کودک آزاری و تجاوزهای اینچنینینی میگذاریم؟آیا دیگر این اتفاق ها تکرار نمیشود؟


همیشه محدودیت مصونیت نمی آورد.

-پس آیا بهتر نیست به جای سانسور لجام گسیخته کتب و فیلم ها و حرف و سخن ها به کودکان طریقه مراقبت از خودشان را آموزش دهیم؟

آیا بهتر نیست به کودکان در محیط خانه و تحصیل آموزش داده شود که چطور از خود در مقابل هرنوع تجاوز و متجاوزان‌ جنسی دفاع کنند و نوع برخورد در این چنین مواقعی را به آنان بیاموزیم
وقتی به کودکان نوع برخورد با متجاوز را بیاموزیم و به آنان آموزش دهیم که چگونه در این مواقع از خود واکنش مناسب نشان دهند و آنان را از خطرهایی که در مکان های معلوم و زمان های مشخص ممکن است برای آنان به وجود بیاید آگاه کنیم یک گام محکم به جلو برداشته ایم.
از جمله دلایلی که باعث بروز بیشتر کودک آزاری میشود پنهان کردن مسیله اصلی میان کودک و والدین میباشد.
تحقیقات نشان میدهد که بیشتر تجاوزهای جنسی به کودکان از طرف افراد آشنا صورت میگیرد که معمولا با وعده ی مالی یا پیشنهاد وسوسه انگیز و یا با تهدید و ارعاب کودک اتفاق می افتد و سپس با تهدید دوباره از قربانی میخواهند که در مورد اتفاق صورت گرفته با کسی صحبت نکند و به این ترتیب بارها و بارها کودک را مجبور به تن دادن به خواسته شیطانی خود مینمایند.
در این بین والدین و کودکان نیز با پنهان کردن رخداد صورت گرفته به افزایش این گونه جرایم دامن میزنند کودک به دلیل ترس، و والدین به دلیل حفظ حرمت و آبروی خانواده، به ویژه اگر کودک قربانی دختر باشد که آینده او نیز تحت الشعاع قرار خواهد گرفت.

اگر پای صحبت افراد خاطی در این مسایل بنشینیم در می یابیم بیشتر آنها خود در دوره ای از زندگی(کودکی) قربانی تجاوز جنسی بوده اند و یک عمر درد روحی و روانی آن را تحمل کرده و می کنند، پس میتوان به این نتیجه رسید که تکرار این عمل ناپسند از سوی قربانی دیروز و متجاوز جنسی امروز صرفا به خاطر ارضای شهوت نیست بلکه نوعی انتقام از جامعه ای است که در آن به هر دلیلی قربانی شده است.
شاید وقت آن رسیده تا برای این موضوع طرحی نو در اندازیم و فکر دیگری بکنیم و با پر کردن خلا های قانونی و آموزش درست به خانواده ها و کودکان قدم محکمی در این راه برداریم.

آیا بهتر نیست سیما به جای پخش سریال های بی سر و ته و تکراری برنامه ای آموزشی در این زمینه تولید و پخش کند؟
آیا بهتر نیست صدا با کارشناسان مربوط در قالب برنامه ای رادیویی وارد بحث و گفتگو شود و آنرا با شنوندگان به اشتراک بگذارد؟
آیا بهتر نیست در مدارس یک ساعت در هفته به آموزش کودکان و نوع برخورد با پیشنهاد دهندگان و متجاوزان جنسی آموزش دهند؟
آیا بهتر نیست روزنامه ها در صفحه حوادث چند خطی در این موضوع بنویسند؟
آیا بهتر نیست در فضای مجازی به ارایه راهکارهای مفید در حل مسائل و مشکلات جامعه بپردازیم؟

 

-باسپاس از شما در پایان اگر حرف ناگفته و خاصی دارید بیان بفرمایید؟

با تشکر از مخاطبان بزرگوار که حوصله به خرج دادند و به امید دنیایی بهتر و شادتر و امن تر به دور از هر گونه اضطراب و استرس بدرود