اگر مقصود از انقلابی عمل کردن، زدن و ریختن و کشتن و پاشیدن و پا روی همه اصول و قانون و مقررات گذاشتن باشد البته دولت و شخص بنده انقلابی نیستیم._ محسن افخمی

نگام، سیاسی_ مهندس بازرگان در نامه انتقادی معروف به «۹۰ امضایی» که در دوران سازندگی خطاب به هاشمی رفسنجانی نقش اصلی داشت، گفت: این نامه به صورت جمعی به وسیله جمعیت دفاع از آزادی و حاکمیت ملت ایران تهیه شده بود. البته شخص مهندس بازرگان هم در تهیه آن نامه نقش اصلی داشت. محتوای اصلی نامه تاکید بر رعایت اصول فصل سوم قانون اساسی و طرح مشکلات استقراض و پیامد‌های وابستگی‌های اقتصادی ناشی از آنکه کاملا کار‌شناسی و مشفقانه و در راستای منافع ملی بود.

این نامه بیشتر تاکید بر اجرای اصول قانون اساسی بود. من نمی‌خواهم وارد این موضوع شوم که چرا بازداشت کردند ولی می‌خواهم بگویم که ۲۴ نفر بازداشت شدند. آن موقع سعید امامی که مامور اجرای پروژه بود، چهار ماه جمع زیادی را زیر شکنجه قرار داد.

 شورای سلطنت قبل از رفتن شاه در ایران تشکیل شده بود. حالا که این شورا تشکیل شده اگر فرمولی پیدا شود که اعضای شورای سلطنت را امام(ره) تعیین کنند و این شورا انتخابات آزاد انجام دهد و شاه را خلع کند و امام(ره) در داخل رهبری را بر عهده بگیرند و حاکمیت ملت تحقق پیدا کند، طبیعی است این تحول کمترین هزینه را می‌تواند در پی داشته باشد.

مهندس بازرگان این فکر را مطرح می‌کند که ما باید فرمولی برای کاهش هزینه‌های تحول در ایران انتخاب کنیم تا امام(ره) اعضای شورای سلطنت را انتخاب کنند و این شورا انتخابات آزاد تشکیل دهد و نماینده‌های واقعی مردم به مجلس بروند و رژیم شاهنشاهی را خلع کنند و امام(ره) بیایند و جمهوری اسلامی جایگزین شود. این ذهنیت تاریخی و گفتمانی است که مهندس بازرگان داشت و بازرگان دنبال یک حرکت اصلاحی و رفرمیستی بود.

 شعار اعتدال دولت روحانی‌‌ همان شعارهای بازرگان است، تصریح کرد: این مدیر است که تصمیم نهایی را می‌گیرد؛ اینکه درست است یا نه، بحث دیگری است. نفس عقلانیت در مدیریت و رعایت اصول مدیریت در اداره کشور و این ‌که وقتی شما سمتی را می‌پذیرید باید شایستگی، توانایی و تخصص انجام آن وظیفه‌ای که به شما محول می‌شود را داشته باشید، بسیار حائز اهمیت است.

شاید «حضور بازرگان» در دادگاه امیرانتظام بیش از «حرفهای بازرگان» در این دادگاه اهمیت داشت. چرا که این پیام سیاسی را داشت که نخست‌وزیر دولت موقت حاضر شده اعتبارش را هزینه‌ی معاونش کند.

۲۷اسفندماه ۵۹ اولین جلسه دادگاه عباس امیرانتظام-سخنگوی دولت موقت و سفیر ایران در سوئد- به اتهام جاسوسی برای آمریکا برگزار می‌شود. اسناد کشف‌شده از لانه جاسوسی مهمترین مبنای  پرونده‌ی تشکیل‌شده برای امیرانتظام بود. امیرانتظام آنقدر برای بازرگان حیثیتی بود که شخصا در اولین جلسه دادگاهش حضور یافت و به نفعش شهادت داد.

هرچند اسناد بدست‌آمده از جاسوسی امیرانتظام شفاف و واضح بود، اما مهندس بازرگان اعلام کرد ارتباطات امیرانتظام با آمریکایی‌ها در راستای «تبادل اطلاعات» بوده که به پیشنهاد خود او[بازرگان] و با اطلاع وزیرخارجه بوده است و در جاسوسی تبادل اطلاعات معنا ندارد. او همچنین گفت چون این کارهای او با اطلاع من بوده، به جای امیرانتظام من باید محاکمه شوم. شاید «حضور بازرگان» در دادگاه امیرانتظام بیش از «حرفهای بازرگان» در این دادگاه اهمیت داشت. چرا که  این پیام سیاسی را داشت که نخست‌وزیر دولت موقت حاضر شده اعتبارش را هزینه‌ی معاونش کند.

یکشنبه ۱۶مهرماه سخنگوی قوه قضائیه در نشست خبری خود خبر از محکومیت دری‌اصفهانی-مسئول امور بانکی تیم مذاکره کننده هسته‌ای ایران- به پنج سال حبس خبر داد. بنابر اعلام قوه قضائیه او با دو سرویس اطلاعاتی مرتبط بوده و در ازای اراده اطلاعات به آنها دریافتهای مالی متعددی داشته است.چند روز بعد وزیر اطلاعات در واکنش به این خبر گفت: «از آنجا که مرجع تشخیص موضوعات مرتبط به جاسوسی معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات است، از نظر این معاونت، آقای دری اصفهانی نه تنها مرتکب جاسوسی نشده، بلکه در برابر هجمه‌هایی که برخی سرویس‌های بیگانه به وی داشته‌اند، هوشیارانه مقاومت کرده و با معاونت ضدجاسوسی وزارت اطلاعات همکاری داشته است.»

اگر واقعا اقدامات دری قابل دفاع بود، کاش دولت به جای جاخالی دادن در پرونده‌ او، نماینده‌ای به دادگاهش می‌فرستاد و خواستار برگزاری علنی دادگاهش می‌شد تا آفتاب حقیقت بر همگان بتابد. کاش روحانی، ظریف، بعیدی‌نژاد و عراقچی به اندازه‌ی بازرگان برای نیروی زیردستشان ارزش قائل بودند. اما دادگاه دری در حالی در سکوت رسانه‌ای برگزار شد که بعیدی‌نژاد-مسئول مستقیم دری اصفهانی – به عنوان سفیر ایران در انگلستان مشغول بود وتصاویر لندن‌‌گردیهایش را در اینستاگرامش منتشر می‌کرد. ظریف مشغول چاره‌اندیشی برای چالش ترامپ و برجام بود و حسن روحانی که در مراسم رسمی تجلیل از دست‌اندرکاران برجام، نشان «درجه سه خدمت» را به سینه دری نصب کرد هم ترجیح داد کلمه‌ای بر زبان نیاورد.

اما اگر بنا باشد که نظم و اصول و سیستم و تغییر عمیق باشد ما انقلابی بودیم و هستیم. اما اینکه می‌گویند دولت قاطع نیست، فکر کنید کسی را چاقویی دستش می‌دهند اما تیغه چاقو را به کس دیگری می‌دهند دستش چاقویی است که اصلاً تیغه ندارد.»«با کمال تاسف و شهامت باید اذعان کرد، که در تمام ادوار از جمیع جهات و جمیع شئون، ما ایرانی‌ها از کار فراری بوده و هستیم؛ و همیشه به جای عمل به حرف و تشریفات و حداکثر به بحث و نظر می‌پردازیم.»کار در اسلام صفحه ۹۲«تحصن، هیاهو و جاروجنجال درست نیست. ما توبیخ می‌شویم، تهدید می‌شویم و کشته هم می‌شویم اما تسلیم حرف زور و تهدید نمی‌شویم.»روزنامه اطلاعات روز سه‌شنبه دهم مهرماه ۱۳۵۸«برای روزه دو لذّت است، با روزه گرفتن، حیوانیت و اسارتِ شکم و شهوت را از خود دور می‌کنید و در عوض به خدا نزدیک می‌شوید. برای آنکه با شکمِ سیر و زندگیِ راحت، آدم بی‌خیال و غافل و تنبل می‌شود؛ ولی گرسنگی و احتیاج، شخص را بیدار و هوشیا می‌کند. فکر باز می‌شود و ذوق شکفته می‌شود. صفا و روحانیت زنده می‌شود. از طرف دیگر ناتوانی خود و احتیاجمان را به نعمت‌ها و نیروهای خدا کاملاً حس می‌کنیم. یک «لاحَولَ وَ لاقُوَّهَ اِلاَّ بِالله» (۴) که از روی احساس و اعتقاد بگوئیم، ثوابش صد چندان بیشتر است.»«دکتر شریعتی تأثیرات فراوانی بر انقلاب داشته است. اگر بپذیریم که انقلاب اسلامی ما بر چهار و یا سه‌پایه بنا شده است، دو پایهٔ آن از آنِ دکتر شریعتی است؛ یعنی اوست که این مبانی را محکم کرده است؛ البته بعضی معتقدند که پایه سومی هم از آن اوست. آن دو پایهٔ اول، یکی شهادت است و دیگری امامت و سومی هم مستضعفین. او با افکار، آراء، نوشته‌ها و عمل خود چیزی را در جامعهٔ ایران به‌وجود آورد که قبلاً یا اصلاً نبود و یا خیلی ضعیف بود.»

«ایرانی به‌طورکل، در عالمِ فداکاری در راه مال و خرج‌کردنِ زکات و ایثارِ ثروت و مال، سرآمد همهٔ ملل است و واقعاً موقوفات آن طورکه در ایران وجود دارد، در هیچ جای دیگر، نیست؛ اما وقتی پای جان به میان می‌آید، ایرانی همیشه قدری تعلل داشته است.»

«همانطوری که برای شخص نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود، برای اقوام و ملل نیز هیچوقت ناداده شهید بقاء و عظمت حاصل نمی‌گردد.»[استعغانامه او ] «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم. حضور محترم حضرت آیت‌الله‌العظمی امام روح‌الله الموسوی الخمینی دامه برکاته. با کمال احترام معروض می‌دارد پیرو توضیحات مکرر و نظر به اینکه دخالت‌ها، مزاحمت‌ها، مخالفت‌ها و اختلاف نظرها، انجام وظایف محوله و ادامه مسئولیت را برای همکاران و اینجانب مدتی است غیرممکن ساخته و در شرایط تاریخی حساس حاضر نجات مملکت و به ثمر رساندن انقلاب بدون وحدت کلمه و وحدت مدیریت میسر نمی‌باشد، بدین وسیله استعفای خود را تقدیم می‌دارد تا به نحوی که مقتضی می‌دانند کلیه امور را در فرمان رهبری بگیرند یا داوطلبانی را که با آن‌ها هماهنگی وجود داشته باشد مأمور تشکیل دولت فرمایند. با عرض سلام و دعای توفیق. مهدی بازرگان، ۵۸/۸/۱۴»«در این‌که از معتقدات و علایق دینی مردم و از خرافاتی که احیاناً با آن آمیخته می‌شود، بهره‌ای نصیب صاحبان مشاغل مذهبی می‌گردد و سیاست‌های استعماری و استبدادی با تزویر و تظاهر، از احساسات و تعصب توده‌ها سوءاستفاده می‌نمایند، حرفی نیست.» «خلافت و حکومت از دیدگاه امام و اسلام، نه از آن یزید و خلفاست، نه از آن خودشان (امام حسین)، و نه از آن خدا، بلکه از آن امت، به انتخاب خودشان است.»

«تنها علی بود که با رأی امت و ازدحام و اصرار مردم خلیفه شد. علی با استنکاف و عدم تمایل خودش، خلیفهٔ مسلمین و امیر مؤمنین گردید، و در بیعتی که از سران قوم گرفت، کم‌ترین الزام یا اجبار یا منع از حقوق و مزایا را به‌کار نبرد.«تمام حرف ما این است که اگر به فرض یک حکومت دینی، از همه جهت تمام و کمال به‌دست مؤمنین مخلص ناب تشکیل شد، آنچه نباید اینحکومت و دولت دست به آن بزند و دخالتی بنماید، دین و ایمان و اخلاق مردم است.»«نباید اختیار حکومت را به‌دست متولیان و مؤسسات مذهبی ـ به هر کیفیت و درک و رفتاری که دارند ـ بسپاریم و اطاعت کورکورانه را باب کنیم.»

«اولین مسئله و مصیبتی که مسلمانان بعد از رحلت فرستاده خدا در سقیفهٔ بنی ساعده با آن روبرو و جدای از یکدیگر شدند ـ که هنوز هم ادامه دارد ـ بر سر جانشینی پیغمبر یا حکومت بر امت بود که به‌زودی طرفین دعوی برای مشروعیت دادن به قدرت‌شان و به کرسی نشاندن نظرشان دین و خدا را وارد در ماجرا کردند، رسول اکرم قبلاً فرموده است: لکل امه فتنه و فتنه امتی الملک. هر امتی را فتنه و آفتی است و فتنه امت من ملک است و نزاع بر سر حکومت و قدرت.»

«حافظ حکومت حق، خدا و خود مردم‌اند. این‌ها که دستگاه‌های گشتاپو و گپئو و امثال آن را درست کرده‌اند، خود اعتراف به عدم‌حقانیت و محبوبیت و بشریت خود می‌نمایند.»

«در آن روزگاری که سکان کشتی کشورها به‌دست ناخدایان درباری و معدودی رجال و اعیان بود و زمام امور همه در تیول مشتی شیوخ و اشراف و روحانیون قرار داشت، چیزی که به‌حساب نمی‌آمد، افراد ملت یا امت بود… قرآن، پرده را عقب زده… سرنوشت هر قوم را در قلوب مردم و چگونگی افراد جستجو می‌نماید و ریشهٔ دموکراسی را پیش از آن که حکومت ظاهری مردم به‌دست مردم بیفتد در یک آیه خلاصه کرده، می‌فرماید: ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم.»

«سیستم و نظام حکومتی و اقتصاد را هم خدا و قرآن به‌عهدهٔ خود مردم دانسته‌اند و فقط حدود و خطوطی را که جنبهٔ سوق‌دادنِ انسان به‌سوی خدا و آخرت دارد و بستن راه‌های ظلم و فساد در درون اشخاص است تعیین کرده… حکومت و سیاست، اداره و انتظام زندگی ملی و بین‌المللی انسان‌ها در این دنیا است نه تأمین این دنیا و نه به طریق اولی رسالت انبیا و اجراء و اشاعهٔ دین.»«قرآن و اسلام، حاکمیت مطلقه را برای هیچ موجود و مقامی اعم از حقیقی یا حقوقی که بخواهد سلب آزادی و حق الهی از انسان‌ها بنماید، به حکم «و لایتخذ بعضنا بعضاً اربابا من دون الله» نمی‌شناسد؛ چه به‌طور مستقیم برای شخصی که بر کرسی خدایی تکیه زند و چه آن‌که تحت لفافه و بهانه‌های اسلام و دین عمل نماید.»

«صاحب حکومت و برگزینندهٔ زمام‌دار، خود مردم هستند.«حکومت باید از آنِ انسان باشد نه کشیش و کلیسا و مسیح و خدا. انسان خودش حاکم بر خویش و نویسنده قانون و مقررات، آن هم نه یک انسان، بلکه جمع انسان‌ها و ملت.»«بستن زبان مخالفان همیشه شیوهٔ نادان‌ها و اهل جور و استبداد بوده است.»«در اسلام، مشورت، یک طرفه و به اختیار والی نیست؛ انتصاب و عزل امام یا زمام‌دار کل نیز باید با مشورت و انتخاب مردم صورت گیرد.»«دست خدا با جماعت و در جامعه است.»

«لازمهٔ پیشرفت و وصول به مطلوب اجتماعی، همان وجود اعتقاد و علاقهٔ فرد فرد افراد و حضور پلیس درونی می‌باشد.»«در جمهوری اسلامی خودمان نیز دیدیم که شعار «دین و دنیا به‌صورت ادغام دین و سیاست» و «سیاست تابع روحانیت» کار را به‌جایی رساند که گفتند، حکومت و بقای نظام (یا به بیان دیگر، قدرت و حاکمیت) از اولویت و اصالت برخوردار بوده اگر مصالح دولت و حفظ امت اقتضاء نماید می‌توان اصول و قوانین شریعت را فدای حاکمیت نمود و تا «تعطیل توحید» پیش رفتند.»«اگر به فرض یک حکومت دینی، از همه جهت تمام و کمال به‌دست مؤمنین مخلص ناب تشکیل شد، آنچه نباید این حکومت و دولت دست به آن بزند و دخالتی بنماید، دین و ایمان و اخلاق مردم است.»

«اگر ما مجلس آزاد مستقلی نداشته باشیم که متعلق و منبعث از تمام ملت باشد دیر یا زود جمهوری اسلامی مانند سلف خود مشروطیت سلطنتی، با حفظ صورت و عنوان، تبدیل به نوعی استبداد و نظام طاغوتی متکی به استیلای خارجی خواهد شد. همیشه و در همه جای دنیا استبداد از روزی شروع شده است که یک شاه، یک خاندان، یک طبقه و حتی یک مکتب خواسته است ولو با حسن نیت و به قصد خدمت، خود را یگانه مالک، یگانه مسئول و یگانه مأمور بر سایرین تصور و بر جامعه تحمیل نموده، وقعی به رضایت و رأی مردم ننهد. در حالی که مجلس‌های شورای واقعی و آزادی‌های اجتماعی آخرین و بلکه یگانه سنگرهای استقلال کشورها و ضامن بقا و سعادت ملت‌ها هستند.»

محسن اخمی