نگاه کاریکاتوری رسانه‌ها به مسئله بی‌خانمانی در ایران

نگام ، سیاسی _ دکتر هادی خانیکی در نشست «شهر دیگری» که به مناسبت روز جهانی بی‌خانمانی به همت گروه شهر و زندگی روزمره «انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات» و با همکاری «گروه پژوهش جمعیت طلوع بی‌نشان‌ها» سه‌شنبه ۱۸ مهرماه در دانشکده علوم‌ اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد، به ایراد سخنرانی پرداخت.

متن کامل سخنرانی دکتر خانیکی به نقل از پایگاه خبری دانشگاه علامه طباطبایی (عطنا) در ادامه می‌آید:

ما صرفا به خاطر روز جهانی بی‌خانمانی دور هم جمع نشده‌ایم و دغدغه ما ایجاد حس ترحم، بازنمایی، برجسته‌سازی رسانه‌ای و حتی دادن راه‌حل نیست؛ بلکه به عنوان مدیران این انجمن معتقدیم باید حول محور مسائل اجتماعی که جامعه ایرانی به آن‌ها مبتلاست گفت‌و‌گو شکل بگیرد و این گفت‌و‌گوها استمرار داشته باشد تا منجر به شکل‌گیری انبوهی از سوال‌ها در ذهن اعضای هیئت علمی، دانشجوها، روزنامه‌نگارها، محققان، کنشگرها و فعالان اجتماعی شود تا آن‌ها این سوال‌ها را در جاهای دیگر دنبال کنند و موجب تغییرات و اصلاحات پایدار و سازنده شوند.

ما در انجمن به نظرمان رسید، یکی از نمایندگان موسسات مردم نهاد مانند آقای رجبی به علت داشتن تجربه‌های میدانی عمیق، دانشگاهیان مانند دکتر خانی به علت تخصص در سیاست‌گذاری‌های اجتماعی و انجمن‌ها که حلقه اتصال این دو نهاد به یکدیگرند را دعوت کنیم تا بحث جامع و مانعی داشته باشیم.

مدیر گروه ارتباطات دانشگاه علامه‌طباطبائی به اولین تصویر ذهنی خود راجع به بی‌خانمانی اشاره کرد و گفت: روستای ما «خانیک» در دره بود، روبه‌رویش دشت و پشت سرش کوه بود، بنابراین دو راه ورودی داشت، یکی از سمت بالای روستا که کوه بود و دیگری از سمت پایین روستا که دشت بود، یک اتاق در بالای روستا و یک اتاق در پایین روستا ساخته بودند که اسمش «خانۀ خیرات» بود، این خانه‌ها برای کسانی بود که به هر دلیلی به روستای ما آمده بودند، با روستا و روستائیان آشنا نبودند، بی‌جا و خانه بودند و یا بد موقع آمده بودند.

وی دومین تصویر ذهنی خود را بی‌خانمان‌هایی که در ایستگاه‌های مترو پاریس زندگی می‌کردند عنوان کرد و گفت: قبل از انقلاب می‌خواستم مخفیانه به پاریس بروم و تنها یک ساک داشتم، در ذهن یک مبارز ضد استبداد و امپریالیسم اولین چیزهایی که به چشم می‌آید نقاط ضعف است، بنابراین تصویر آن بی‌خانمان‌های بعضا ایرانی در ذهن من پررنگ شد، تعداد این بی‌خانمان‌ها زیاد بود و دولت گاهی این‌ها را جمع می‌کرد و گاهی با افزایش میزان مواد مخدر مصرفی آن‌ها طول عمرشان را کم می‌کرد.

دکتر خانیکی یادآوری کرد که آن سفر موجب شد تا تصویر زیبای من از بی‌خانمانی مربوط به دراویش و نگاه مثبت به این مفهوم با تصویر بی‌خانمانان انبوه پاریس مواجه شود و مفهوم بی‌خانمانی شکل دیگری در ذهن من بگیرد. من در آن سفر یک قرآن کوچک، گزیده غزلیات شمس، دو نوار از محمدرضا شجریان و عبدالوهاب شهیدی و یک نوار که مناجاتی از خواجه عبدالله انصاری بود، به همراه داشتم. در بخشی از آن نوار مناجات می‌گفت: بهر من کنج قفس با آشیان فرقی ندارد/ عاشقم در وادی «بی‌خانمانی» خانه دارم…

زندگی امن بالای سر مردگان

وی در ادامه از سفر سال ۱۳۸۸ خود به قاهره صحبت کرد که تصویر دیگری از بی‌خانمان‌ها به او ارائه می‌داد: طبق آمار بین ۳۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر در گورستان‌های قاهره زندگی می‌کردند که البته دیدن آن‌ها احساسات آدم را برنمی‌انگیخت چرا که در آرامگاه‌های خانوادگی گورستان زندگی می‌کردند و به نسبت بی‌خانمان‌های گود عرب‌ها و دروازه غار تهران زندگی بدی نداشتند.

این استاد ارتباطات پدیده بی‌خانمانی را یک پدیده مدرن دانست و ریشه‌یابی آن در گذشته را غلط عنوان کرد و ادامه داد: ما در رسانه‌ها به صورت کاریکاتوری به مسئله بی‌خانمانی می‌پردازیم.

وی به گزارش گورخوابی نصیرآباد روزنامه شهروند در ۸ دیماه ۱۳۹۵ اشاره کرد و گفت: لزوما ارائه یک تصویر گزنده و خشن منجر به برانگیختن حساسیت اجتماعی نمی‌شود و نمی‌تواند منجر به کنش‌گری افراد شود.

خانیکی عوامل متعددی را در آینده یک کودک تاثیرگذار دانست و گفت: قطعا نوع روزنامه‌نگاری ما نیز در این مسئله دخیل است. اگر بخواهیم از منظر ارتباطات به مسئله بی‌خانمانی نگاه کنیم باید به سمت روزنامه‌نگاری راه‌حل‌گرا که امروزه در دنیا مطرح شده است برویم.

استاد ارتباطات دانشگاه علامه‌طباطبائی در تعریف روزنامه‌نگاری راه‌حل‌گرا گفت: این نوع روزنامه‌نگاری یک نوع تهیه گزارش از پاسخ‌های دقیق و متقاعد کننده از مسائلی است که در جامعه وجود دارد و این پاسخ‌ها از طریق کارشناسان دانشگاهی، کارشناسان مؤسسات مردم نهاد و دیگر متخصصان قابل دستیابی است.

رئیس انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات در ادامه این نوع روزنامه‌نگاری را سخت اما موثر دانست و به چهار ویژگی آن اشاره کرد: ۱- تشریح مسئله و ارائه راه‌حل آن در مطلب ۲- به مخاطب اطمینان می‌دهد از روی پاسخ‌ها می‌شود به راه‌حل رسید (عدم رعایت این اصل منجر به بی‌حسی و عدم واکنش مخاطب می‌شود، چرا که برجسته کردن بیش از حد یک مسئله نیز منجر به از بین رفتن حساسیت مخاطبان به آن مسئله می‌شود.) ۳- به مخاطب رویکرد و بینش صحیح و نگاه مثبت و امید می‌دهد ۴- از محدودیت‌ها غافل نیست و موانع کار را مطرح می‌کند.

وی در پایان روزنامه‌نگاری راه‌حل‌گرا را راه درست بازتاب مسائل اجتماعی و بسیار موثرتر از انتشار تصاویر گزنده و مشمئز کننده دانست و رفتن این راه صحیح را به اصحاب رسانه پیشنهاد داد.