کوروش ، مردی بزرگ که حاکمان تمام تلاش خود را برای محو کردن آن بزرگمرد میکنند و آنچه که ما باید بدانیم / نویسنده و گردآورنده : فرید مصطفوی

کوروش بزرگ : بگذارید هرکس به آیین خودش باشد

زنان را گرامی بدارید

فرودستان را دریابید

هر کسی به تکلم قبیله خویش، سخن بگوید

آدمی تنها در مقام خویش به منزلت خواهد رسید.

آیا می دانید چرا اسکندر مقدونی بر سنگ مزار کوروش گریست؟؟
اسکندر مقدونی کسی که با حمله به ایران ، تخت جمشید را به آتش کشید و جنایت های بسیار نمود…
وقتی برای نابود کردن مقبره کوروش رفت، با کتیبه ای مواجه شد که با خواندن آن به گریه افتاد و از خراب کردن مقبره کوروش بزرگ منصرف شد..
بر روی کتیبه نوشته بود:«ای آنکه بر خاک من می گذری …
بدان و آگاه باش که پای بر خاک کسی نهاده ای که در تمام زندگی ، نگاهبان نیکی بوده و جز به اندیشه و گفتار و کردار نیک با کسی رفتار نکرده است…
بدان شهریاری من موجب آزار هیچ انسان بیگناهی نشده…
بدان که سرزمین پارس بسیار گسترده بوده و در تمام این گستره هیچکس توان زورگویی بر ناتوانی را نداشته…
بدان که ارتش من ، رهایی بخش همه ی انسان های ستمدیده بوده و من بدون چشم داشت به تاج و تخت و دارایی آنها همواره یار و پشتیبانشان بوده ام…
پس به پاس نیکویی های من این یک وجب خاک را بر من ببخش…

شفقت کوروش بر گرفته از کتاب یهودیان باستان اثر ژوزف فوکه
در دنیای باستان رسم بر آن بود که چون قومی بر قوم دیگر فائق می آمدند ، قوم مغلوب ناچار می شدند که به دین مردم پیروز درآیند و از باورهای مذهبی خود دست بکشند. چه بسیار مردمی که به خاطر سر باز زدن از پذیرش دین بیگانه ، بدست اقوام پیروز تاریخ به خاک افتاده اند و چه بسیار معابدی که توسط فاتحان با خاک یکسان گشته اند. در چنین دنیایی بود که کوروش پرچم آزادی ادیان را برافراشت و مردم را ( از ایرانی و انیرانی و از بت پرست و خورشید پرست و یکتا پرست ) در انجام فرائض دینی خود آزاد گذاشت و حتی معابدی را که در جریان جنگهای مختلف آسیب دیده بودند از نو ساخت. بهترین نمونه های این جوانمردی را در جریان تسخیر بابل می بینیم.

در حالی که مردم بابل خود را برای دیدن صحنه های ویران شدن معابدشان به دست سپاهیان پارسی آماده می کردند ، کوروش در میان آنان حاضر شد و در مقابل چشمان حیرت زده ی آنان ، مردوک خدای خدایان بابل را به گرمی ستود و فرمان آزادی مذهبی را در سراسر کشور بابل صادر کرد. این فرمان از جمله شامل یهودیانی می شد که بختنصر همه چیزشان را گرفته بود ، کشورشان را در شعله های آتش ویران کرده بود و خودشان را به اسارت به بابل آورده بود. اندکی پس از ورود به بابل ، کوروش به یهودیان اجازه داد تا پس از هفتاد سال زندگی در اسارت و بندگی به فلسطین بازگردند و درآنجا به بازسازی اورشلیم بپردازند.

کوروش به خزانه دار خود « مهرداد » دستور داد تا هر چه از ظروف طلا و نقره و اسباب و اثاث مذهبی که در دوره ی بختنصر از معابد اورشلیم غارت شده و در معبد های بابل باقی مانده است را به یهودیان بازگرداند و او نیز همه ی آن اثاث را که مشتمل بر پنج هزار و چهارصد تکه بود به آنان مسترد داشت. سپس کوروش از مردمانی که یهودیان در میان آنان می زیستند خواست تا آذوقه و خواربار و مواد لازم برای سفر را برایشان فراهم آورند و آنان نیز چنین کردند. باری ! هزاران یهودی پس از صدور فرمان آزادیشان از جانب کوروش ، به سوی شهر و دیار خود روانه شدند و با کمک ایرانیان موفق شدند شهر خود را از نو بسازند و حیات ملی خود را احیا کنند.

به خاطر این محبت بزرگ و ستودنی ، از کوروش در کتاب های مقدس یهودیان به نیکی یاد شده است. این ستایش چنان است که تورات کوروش کبیر را « مسیح خدا » نامیده است. بدین صورت از دیر باز کودکان یهودی از همان نخستین روزهای زندگی خود از طریق کتب مذهبی با این ابر مرد بشر دوست آشنا گشته و مردانگی و فتوت او را می ستایند. مسیحیان نیز که به گمان بسیاری پایه و شالوده ی دینشان ، تورات یهود است ، کوروش را فراوان احترام می کنند و مقامی بالاتر از یک پادشاه و یک کشورگشای بزرگ برای وی قائلند. در قرآن  نیز چناکه به پیوست آمده است از کوروش کبیر ( یا همان ذوالقرنین ) به نیکی یاد شده و بدین ترتیب کوروش تنها پادشاهی است که در هر سه کتاب آسمانی مورد ستایش پروردگار قرار گرفته است.

قبل از انقلاب از مقام کوروش بزرگ بسیار تجلیل به عمل می آمد و از آنجا که نظام ایران ، پادشاهی بود از اینرو حکومت تمام هم و غمش را در بزرگداشت کوروش و تجلیل از او بکار می برد و هویت ایران و ایرانی را برگرفته از کوروش و نظام شهنشاهی تعریف می کرد.

در حقیقت سعی حکومت بر این بود تا با استفاده از محبوبیت تاریخی کورش بزرگ برای خودش وجاهتی کسب نماید و خود را ادامه دهنده ی راه آن مرد بزرگ معرفی کند.

اما بعد از انقلاب ورق برگشت و نظام شهنشاهی سقوط کرد و با سقوط آن ، کوروش کبیر که پیش از انقلاب نماد این نظام شهنشاهی بود نیز مورد غضب قرار گرفت و مقالات و نوشته های بسیاری علیه او نوشته شد و تمام خیابان هایی که نام او را داشتند تغییر ِ نام یافتند.

یکی از این نوشته ها مربوط به  خلخالی است که او در نوشته اش کوروش را یک جنایتکار ِ دروغین معرفی کرده است! و عجیب آنکه در سالهای اخیر نوشته هایی شبیه ایشان در فضای مجازی به وفور یافت می شود . نوشته هایی که در آن کوروش را جنایتکار و دروغگو و… معرفی می کند!

در حقیقت منبع این نوشته های سرشار از نفرت از کوروش را می توان همان نوشته ی ۵۷ صفحه ای آقای خلخالی دانست و کیست که ایشان را نشناسد!!

این جناب خلخالی معروف! چنان از کوروش بیزار بود و سعی در بد جلوه دادن این شخص بزرگ داشت که حتی به علمای بزرگ اسلامی چون علامه طباطبایی نیز توهین کرده و او را بابت اینکه کوروش را ذوالقرنین نامیده بود ، آخوندِ درباری نامیده بود!

در اینکه بزرگترین مفسر قرآن علامه طباطبایی است هیچ شکی نیست. در اینکه باستانی پاریزی ،ابوالکلام آزاد تاریخدانان برجسته و باسوادی بودند هیچ شکی نیست ! و همه ی این عزیزان کورش را ذوالقرنین دانسته و زبان به تحسین او گشوده اند.

حال به نظر شما این منطقی است که حرف تاریخدانان برجسته و مفسرین برجسته ی قرآن را رها کرده و به حرفهای مدعیان بی سوادی که متاسفانه این روزها تمام تریبون های دولتی را اشغال کرده اند و متوهمانه سعی در پیوند دادن کوروش با  اسرائیل و استکبار جهانی(!) هستند، گوش فرا دهیم؟

در ایران فقط با میهن پرستی و ناسیونالیسم ملی مخالفند و سرکوب میکنند .
مسئولین امروزی این خاک با برافراشته شدن پرچمهای بی هویت و بیگانه در هر گوشه از کشور مشکلی ندارند اما با تجمعات مسالمت آمیزی چون هفتم آبان و یا برگزاری جشن های باستانی با هر روشی برخورد میکنند.
ما در ایران با پدیده ای خطرناک روبرو هستیم.
عده ای پرچم دین را مقابل تاریخ و هویت یک ملت ، علم کرده اند و این اینده ای خطرناک خواهد داشت.
در ادامه مثالی خواهم زد تا پی به واقعیت ببرید و نتیجه بگیرید.
«ژنرال آیزنهاور ۲۹نوامبر ۱۹۵۲ در نخستین مصاحبه عمومی اش پس از انتخاب شدن به سمت رئیس جمهور آمریکا گفت:گمان نمیکنم منطقه ای مهمتر از ایران روی نقشه جغرافیایی جهان وجود داشته باشد، ایران دارای نفت است و هم در چهار راه جهان ، واقع شده است و حایل میان قدرت های مطرح .
نباید وضعیتی پیش آید که ایران به گذشته دور خود بازگردد و یک قدرت نظامی شود.وای به وقتی که میلیتاریسم ایرانی زنده شود، بروید تاریخ این کشور را بخوانید تا متوجه حرف من شوید»

اما در مقابل نظر شما را جلب میکنم به تعدادی از پیام هایی که از سوی نهاد های امنیتی برای مشترکان ارسال شده است
* معاونت پیشگیری حقوقی:بر اساس ماده ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی هرگاه دو نفر یا بیشتر اجتماع کنند که جرائمی بر ضد امنیت ملی مرتکب شوند در صورتی که عنوان محارب بر آنها صادق نباشد به دو تا پنج سال حبس محکوم خواهند شد.
*اداره اطلاعات: هموطن گرامی هرگونه حضور در تجمع غیرقانونی در منطقه پاسارگاد به مناسبت هفتم آبان پیگرد قضایی دارد.
این است احترام به عقاید مردم و این است آزادی ای که برای آن انقلاب کردیم.

هر چند هفتم آبان ماه به عنوان «روز کوروش بزرگ» و تاریخ ورود کوروش به بابل و صدور فرمان آزادی ادیان و رها کردن اسیران یهودی در آن شهر ، در تقویم ایران ثبت نشده است اما بسیاری از شهروندان ایران چندین سال است که در این روز با توجه به تهدید های نهاد های امنیتی به صورت خود جوش در مجموعه جهانی پاسارگاد و در کنار آرامگاه کوروش گرد هم می آیند و با روشن کردن شمع و خواندن منشور کوروش ، نخستین منشور حقوق بشر ، یاد و نام این پادشاه بزرگ باستانی ایران را گرامی می دارند.

اما پیشنهاد من به دوستداران و یاران همیشگیه کوروش بزرگ که با هزاران زحمت خود را به آرامگاه او میرسانند که این را بدانند کوروش اولین پادشاه جهان است که مدارا و دوستی را بر نژاد پرستی و نفرت پراکنی علیه اقوام دیگر ترجیح داد.بنابراین لطفا در پاسارگاد شعار مرگ بر این و آن ندهید . این شعار نفرت انگیز شاید نماز های جمعه خریدار داشته باشد اما در پاسارگاد جایی ندارد.ما برای ادعاهایمان مدرک و سند زنده داریم . از منشور کوروش تا کتیبه ها ی هزارساله ، همه فریاد می زنند .

کوروش یعنی احترام به ارزش های انسانی

کوروش یعنی احترام به عقاید متفاوت
کوروش یعنی دوستی
کوروش یعنی صلح
کوروش یعنی وفاداری
کوروش یعنی شجاعت
کوروش یعنی میهن پرستی
کوروش یعنی پدر یک ملت
کوروش یعنی آزادی مذهب
کوروش یعنی آزادگی
کوروش یعنی آزادی

کوروش بزرگ : بگذارید هرکس به آیین خودش باشد

زنان را گرامی بدارید

فرودستان را دریابید

هر کسی به تکلم قبیله خویش، سخن بگوید

آدمی تنها در مقام خویش به منزلت خواهد رسید.