دلنوشته آزیتا رفیع زاده به فریبا کمال آبادی؛ یاد دادید برای دوست داشتن دیگران لازم نیست مانند آنها فکر کنیم

نگام، حقوق بشر – آزیتا رفیع زاده شهروند بهایی محبوس در زندان اوین که همزمان با همسرش، پیمان کوشک باغی تحمل حبس می کند در واکنش به آزادی اخیر فریبا کمال آبادی، از مدیران جامعه بهایی که یک دهه به دلیل باورهای دینی خود تحمل حبس کرده است با انتشار دلنوشته ای واکنش نشان داده است.

به گزارش سایت حقوق بشر ایران، پس از مهوش شهریاری (ثابت)، فریبا کمال آبادی از دیگر مدیران جامعه بهایی ایران پس از تحمل قریب به ده سال حبس روز ۹ آبان ماه از بند زنان زندان اوین آزاد شد. آزیتا رفیع زاده، شهروند بهایی محبوس در بند زنان زندان اوین که به همراه همسرش پیمان کوشک باغی دستگیر، محاکمه و روانه زندان شده است. بعنوان همبند خانم کمال آبادی که حدود دو سال در کنار او ایام محکومیت خود را سپری کرده است طی دلنوشته ای سرگشاده خطاب به خانم کمال آبادی به این آزادی با توصیف فضای پس از آزادی ایشان واکنش نشان داده است.

متن کامل نامه خانم رفیع زاده را در ادامه بخوانید؛

فریبا جون عزیزم

به فاصله کوتاهی بعد از آزادی مهوش جون، با آزادشدنتون خوشحالی عظیم دیگری را به ما هدیه دادین. انتظار شیرینی که در روزهای آخر آزادیتون داشتم و هر روز و هر لحظه منتظر شنیدن این خبر خوش بودم، هر چند خیلی طولانی شد و در اخرین زمان ممکن آزادتون کردن ولی در عوض غم دوری ازتون را برام قابل تحمل تر کرد. انگار کم کم به این باور رسیدم که روزهای باقیمانده حبسم را بدون شما باید بگذرونم. می دونم که در خوشحالی آزادی شما غیر از این تعدادی که در زندان بودیم، عده زیاد دیگری هم شریک و سهیم بودن. عده زیادی از هم بندیان سابقتون که چشم انتظار دیدار مجددتون بودن و بعضی از اونها در طی دو روز آخر حبستون پشت در زندان اوین برای آزادیتون لحظه شماری می کردن؛ در کنار بقیه دوستانی که در سراسر ایران و حتی خارج از ایران منتظر شنیدن خبر خوش آزادیتون بودن.

با اینکه با رفتنتون، جای خالیتون اینجا خیلی احساس می شه ولی تاثیرات مثبتی که در این بند داشتین اینقدر قوی و پررنگ بوده که همچنان به جا مونده و برای پر کردن بخشی از اون جای خالی استفاده می شه: با اینکه بدون شما کلاس فلسفه مون تعطیل شد ولی در عوض یک برنامه مطالعاتی فلسفه بصورت دسته جمعی جایگزینش شد. همینطور تلاش قشنگی که توسط بچه ها انجام شد تا کنفرانسهامون تعطیل نشه و ادامه داشته باشه. اینها همه نشانه های کوچکیست از اینکه وجودتون در این بند چقدر غنیمت بوده و چقدر برای همه عزیز و به یاد موندنی هستین. شما با نوع برخوردتون با افراد و رفتارتون در اینجا ثابت کردین که برای دوست داشتن بقیه آدمها لازم نیست مثل اونها فکر کنیم و یا عقایدشون و ایدئولوژی هاشون را کاملا قبول داشته باشیم. اینکه همه آدمها در کنار خصوصیات اخلاقی فردیشون، نقطه های قوتی دارن که باید تلاش کنیم تا اون نقاط قوت را در آنها پیدا کنیم و مثل آینه ای همونها را هم به خودشون نشون بدیم و به این صورت عشق و محبتمون را به همدیگه نثار کنیم.

امیدوارم که بتونم از چیزهایی که در این مدت از شما یاد گرفتم برای خدمت به دوستانم استفاده کنم و با این کار در عمل نشون بدم که چقدر قدردان همه لحظاتی که در کنارم بودین هستم. روزهای شاد و خوشی را در کنار خانواده گرم و صمیمیتون براتون آرزو می کنم.

آزادیتون مبارک. سرافرازی و آزادگیتون مبارک.
آزیتا
بند نسوان زندان اوین
۹۶/۸/۱۳