قصه ی ریش و ریشخند / فرید مصطفوی

گر ریش بوود نشان اسلام  / بزغاله بوود حجت الاسلام ( ایرج میرزا )

ریش و ریشخند
کلماتی که بسیار برای ما آشناست.
ریش برای ما یادآور ظلم و اختلاس و پارتی و بسیج و سپاه و خامنه ای و بز و گوسفند است.
ریشخند هم برای ما یادآور تهدید و بازجویی و تحقیر و یارانه و نفت سر سفره و جنتی و کفتار و لاشخور است

چه بسیار عزیزان زیبا رویی که بی ریش وارد بازی شدند و ریشه را در ریش دیدند و منافع را در ریشخند ، لذا با ریش به کار خود ادامه دادند.

شاید اگر بز هم اهمیت همان اندک ریش خدادادی خود را می دانست اعتماد به نفس لازم را بدست می آورد و با ریشخند ی به آقا شیره، قطعا الان سلطان جنگل بود.

شاید بتوان قدرت ریش را در یک قصه کوتاه بهتر برای شما بازگو نمود.  ( البته شما را کودکی ۷ ساله فرض کردم تا درک قصه حتی  برای ریش داران بی ریشه هم آسان باشد )

یکی بود ، اون یکی هم بود. اصلا دوتاشون با هم بودن .دوقلو.با هم بزرگ شدن.باهم درس خوندن، باهم رفتن دانشگاه.اما با هم نتونستن برن سرکار.چون یکی شون ریش داشت و اون یکی بی ریش بود.تنها اختلاف نظر شون همین مسئله بود .حتی از نظر اعتقادی هم ، با هم برابر بودن.اما دریغا که در مملکتی رشد و نمو یافتند که ریش رو بنای ریشه میدونستند.بنابراین آقای بی ریش روز به روز منزوی تر شد و در نهایت به دام اعتیاد دچار شد چون هیچ تفاوتی بین خودش و برادرش نمی دید اما اون بخاطر ریشش به همه چی رسیده بود.اصلا راه دور نریم…مثلا آقای م.ظ. یادتونه خواست بی ریش باشه ، ریش دارش کردند.آقای م.ن.اونم ریش دار شد.حکایت ها اندر احوالات ریش نهفته است و ما هم برای اینکه از مد روز عقب نمانیم از اسامی مخفف استفاده میکنیم تا بیش از پیش این عزیزان نگون بخت و نوبخت و قوی و ظریف مورد ظلم واقع نشوند.ریش چه ها که نمی کند ، یکی را به عرش میبرد و یکی را در فرش نگه میدارد.
ریش دار باشید و روزتان پر ریش.