با چوب های پوسیده نمی شود قایق ساخت، و با افکار پوسیده هم نمیتوان جامعه را ساخت./عباس بروجردی

پایگاه خبری / تحلیلی نگام – نقش، جایگاه و حقوق زنان در تاریخ و جوامع مختلف، همواره در پرده ای از ابهام بوده است.گذشته از سخن درباره ی فلسفه، ریشه ها و دلایل نابرابری میان حقوق و آزادی های زنان و مردان، و بحث درباره ی آنکه این ابهام زاده ی چیست(که خود بحثی طولانی و مفصل را می طلبد)، زنان رفته رفته بسیاری از حقوق خویش را در طی تحولات جهان مدرن و دموکراتیزاسیون، بدست آوردند.اما مسأله ی زنان که نیمی از جمعیت بشری را تشکیل می دهند، همچنان در جوامع توسعه نیافته، کمتر توسعه یافته و گاه حتی در کشورهای توسعه یافته نیز مطرح و پیچیده است.چرا که بخش مهمی از مسائل زنان ریشه در فرهنگ، سنت ها، عرف و مذهب دارد.

 

تبعیض به طور کلی و تبعیض بر علیه زنان یکی از پایه‌های اصلی نظام فقاهتی است و حذف آن و یا بی یال و اشکم کردن آن مشروعیت نظام دینی را بشدت زیر سوال خواهد برد. نابرابری‌های زیادی از جمله، این نابرابری‌ها در عرصه حقوق کیفری، قوانین خانواده، ارث و حق مالکیت، و اشتغال و حق کار به چشم می‌خورند: سن مسئولیت کیفری، دیه، مجازات‌های متفاوت برای زن و مرد، قتل ناموسی و حق شوهر برای کشتن زن خائن، شهادت زنان، حجاب اجباری، حداقل سن ازدواج، آزادی در ازدواج، چند همسری، مهریه، نفقه، تمکین، حق خروج از کشور، حق کار کردن، طلاق، حضانت و سرپرستی فرزندان، حق ارث و مالکیت، قضاوت زنان، تدریس و پزشکی، ریاست جمهوری،…

 

زنانی که با برداشتن حجاب در ملا‌عام به یکی از تبعیض‌های آشکاری که به آنان در جمهوری اسلامی روا می‌شود، اعتراض می‌کنند. تنها، آرام . تنها، اما امیدوار به اینکه به زودی تنهایی شان به پایان می‌رسد و خیل بزرگ دیگری به آنان می‌پیوندند. آرام، با علم کردن روسری خود، سفید، سیاه یا هر رنگ دیگری، با آرامش به اعتراض پرداخته‌اند. آرامشی که لرزه بر اندام بسیاری از هواداران نظام انداخته است. ویدا موحد، مادر شجاعی که این حرکت را شروع کرد و دیگرانی که سعی می‌کنند آن را ادامه دهند. آیا این حرکتی است که باید نادیده گرفته شود و آرام از کنار آن گذشت؟

دختران خیابان انقلاب، ما و مقامات جمهوری اسلامی را غافلگیر و شگفت‌زده کرده‌اند!

آیا ساده لوحانه نیست به زنی که در جامعه ما زندگی میکند بگوئیم حقوق شما مهریه ونفقه و حضانت و جهیزیه و طلاق است .پس حق زندگی زن کجاست؟ قوانین ایران با اینهمه طول و عرض و عنوانهای مختلف چه جایگاهی در بهبود زندگی و ایجاد شرایط مساعد برای بانوان ایجاد کرده اند؟حقوق یک زن واقعاً چیست ؟

در ایران، هزاران زن توسط همسران و پدران خود مورد آزار و شکنجه قرار می گیرند.

در جمهوری اسلامی ایران، شاهد پسرفت در حوزه ی حقوق زنان در قوانین و نگرش رسمی کشور بوده ایم.نگاه و نگرش مردسالار و بسته ی اسلام به مسائل و حقوق زن، که در قوانین ایران پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ تجلی یافت، وضعیت زنان و فعالان حقوق زنان را برای بهبود اوضاع خویش سخت تر کرده است.

 

در ایران تمامی زنان و دختران از سن ۹ سالگی، اعم از مسلمان یا غیر مسلمان، باورمند به حجاب یا غیرباورمند به آن، طبق قانون، به زور و اجبار وادار به پوشیدن حجاب می شوند.دولت اسلامی، در انتخاب نوع روابط شخصی و مسائل خصوصی و فکری افراد دخالت و اعمال اراده می کند.زنان برای داشتن روابط با مردان دارای محدودیتهای زیادی هستند و شلاق و سنگسار، از کمترین مجازاتهای این روابط و مسائل است.زنان ایران برای برخورداری از مسائل پیش پا افتاده ای همچون ورزش کردن و حتی حضور در ورزشگاهها به عنوان تماشاگر، دارای محدودیت هستند.

 

زنان بر طبق قوانین مدنی و خانواده در جمهوری اسلامی ایران، حق طلاق از همسر، حق خروج از کشور، حق کار کردن، حق حضانت فرزندان پس از ۷ سالگی، را بدون رضایت شوهر ندارند.در قوانین ایران، حق ارثیه ی دختران نسبت به برادران خویش، از املاک و اموال پدر و مادر خود نصف است.زن، در صورت مرگ همسر خود، از اموال وی ارثی نمی برد! در قوانین جمهوری اسلامی ایران، در صورتیکه پدر یا پدربزرگ فرزند و نوه ی خویش را به قتل برساند، مجازات نخواهد شد؛ چرا که اینان صاحب اختیار وی محسوب می شوند. در صورت قتل یک زن، دیه ای که به وی تعلق می گیرد، نیمی از دیه ی یک انسان(یک مرد) است! در قوانین اسلامی، زن حتی برای دیدن پدر و مادر خویش، بدون اجازه ی شوهر، حق خروج از منزل را ندارد.

 

در باب حقوق سیاسی، زنان در ایران، حق قاضی شدن و رئیس جمهور شدن را ندارند.چرا که طبق باور دینی-اسلامی، عقل زنان به اندازه مردان کامل نیست و حتی شهادت دادن آنها برای مسأله ای، نصف شهادت یک مرد ارزش دارد.اسلام معتقد است که عواطف زنان چیره بر عقلشان است، لذا برای قضاوت مناسب نیستند.نگاه دون به زن و توانایی های وی در اسلام و نگرش سنتی حاکم بر حکومت ایران، و گاه تعمد در واپس نگاه داشتن زنان، نابرابری های مختلف حتی در حوزه ی موقعیت های شغلی و دیگر موارد، شرایط اسفباری را برای آنان در ایران اسلامی بوجود آورده است.

 

حال باید اندیشید که چرا باید در قرن ۲۱ در کشورم ایران، با کهنسالی و تاریخ دیرین، قوانین  جاهل و واپس مانده حاکم باشد؟! چرا باید کودکان، مردان و بویژه زنان بالنده ی کشورم تحت نابرابری ستمگرانه ی قوانین فاشیستی باشند؟ چه توهینی از این بدتر؟! معمولاَ رواست که انسان از کسی که برتر و پیشرفته تر و با قدمت تر از خود اوست، قانون و فرهنگ و آداب کسب می کند نه از کسانی که به درجات از وی پایین ترند! بیاییم کمی بیندیشیم.

 

حقیقت این است که زن و مرد از نظر حقوق اجتماعی استعداد و لیاقت یکسانی دارند و باید به یک اندازه بهره ببرند. اثرگذاری هر دو جنس نیز در جامعه به یک اندازه است اگر تفاوتی هم وجود دارد باید در نوع استعداد افراد باشد و جنسیت نمی تواند عامل تبعیض باشد اما آنچه که ما مشاهده می کنیم این ا ست که در طول تاریخ واقعیت جایگاه زنان با حقیقت آن فاصله بسیاری داشته و همین موضوع باعث شده است که زنان تا به امروز نتوانند جایگاه خود را در جامعه به درستی پیدا کنند. به عقیده من این مساله علل و عوامل متعددی دارد. اولین عامل و مهمترین آن خود زنان هستند.

 

زنان و دختران باید این باور را داشته باشند که اثر گذار هستند و شایستگی لازم را دارند و از حقوق مساوی با مردان برخوردارند. این خودباوری در جامعه زنان به حد لازم و درخور نرسیده است. این خودباوری صرفا حضور در مجامع و سخنرانی نیست.

 

اگر زنان معتقد باشند هیچگونه تفاوتی با مردان در اثرگذاری برجامعه ندارند در تقسیم وظیفه اجتماعی حضور پیدا می کنند. این دیدگاه باعث می شود جامعه نیز زنان را نپذیرد و در مقابل آن دافعه داشته باشد. جامعه نیز در عقب ماندن زنان از جایگاه واقعی شان مقصر است. هنوز هم برای جامعه قابل تصور نیست زنی مدیر بخشی شود. برخی حتی حضور زنان در مناصب را دون شان آنها می دانند.

 

کمی فارغ از تعصب و غیرت دینی، بیندیشیم.همه چیز را سرسری و از روی ارادت نپذیریم. که خرد برترین سرمایه ی آدمی است!