دستاورد حکومتی که مردانگی را در خشونت،شادی را هرزگی،دزدی را زرنگی،دروغ و ریا را پیشه کرده/عباس بروجردی

پایگاه خبری / تحلیلی نگام – زیاد به عقب بر نمیگردم و به تحولات اخیر نگاهی می اندازم و به معضلات حل نشده ایی در اقتصاد شکننده ایران که شاید بتوان بزرگترین ریشه آن را در شکست بزرگترین طرح اقتصادی تاریخ معاصر ایران یافت؛ طرح هدفمندسازی یارانه ها.که توسط رییس جمهور انتصابیِ علی خامنه ای یا بهتره بِگم همان رییس جمهور متوهم محمود احمدی نژاد اتفاق افتاد.

فقط تو ٨ سال اتفاق افتاد :

۱- سکه تمام بهار آزادی در سال ۸۴؛ ۹۹ هزار تومان بود، در حالی که در سال ۹۲ بابیش از هزار درصد رشد، به یک میلیون و صدهزار تومان رسید.

۲- دلار آمریکا در سال ۸۴ که ۹۰۲ تومان معامله می شد، درسال ۹۲ با ۲۵۵ درصد رشد، سه هزار و ۲۰۰ تومان معامله می شود.

۳- تمامی خودروهای داخلی نزدیک به ۱۵۰ درصد رشد قیمت داشتند. مثلا پراید در سال ۸۴ به قیمت شش میلیون و صدهزار تومان فروخته می شد،‌ اما در سال ۹۲ با ۱۷۰ درصد رشد با قیمت ۱۶ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان فروخته می شود.

۴- در سال ۸۴ که بنزین در جایگاه های عرضه سوخت لیتری ۸۰ تومان فروخته می شد، با رشد ۷۷۵ درصدی،‌ در سال ۹۲ به لیتری ۷۰۰ تومان رسید.

۵- گازوئیل هم که در سال ۸۴ لیتری ۱۶ تومان بود، در سال ۹۲ به قیمت ۳۵۰ تومان رسید که رشد بیش از دو هزار درصدی را نشان می دهد.

۶-برق که در سال ۸۴ کیلوواتی ۵/۱۶ تومان بود، در سال ۹۲ و با رشد ۱۶۱ درصدی به ۴۳ تومان رسید.

۷- گاز که در سال ۸۴ مترمکعبی ۱۰ تومان بود؛ با رشد ۶۲۰ درصدی به مترمکعبی ۷۲ تومان رسید.

۸- گوشت گوسفند که در سال ۸۴ کیلویی ۵۰۱۰ تومان بود؛ در سال ۹۲ و با رشد ۴۸۹ درصدی به قیمت کیلویی ۲۹ هزار و ۵۲۸ تومان رسید.

۹- گوشت گوساله که در سال ۸۴ کیلویی چهار هزار و ۵۸۰ تومان بود، در سال ۹۲ به قیمت کیلویی ۳۰ هزار و ۹۵۰ تومان رسید که رشد ۵۷۶ درصدی رانشان می دهد.

۱۰- گوشت مرغ هم که در سال ۸۴ کیلویی هزار و ۳۵۰ فروخته می شد، در سال ۹۲ و با رشد ۳۷۹ درصدی به قیمت هر کیلو شش هزار و ۲۵۰ تومان فروخته شد.

۱۱- برنج ایرانی درجه یک نیز در سال ۸۴ کیلویی هزار و ۴۰۰ تومان بود که در سال ۹۲ به هفت هزار و ۲۰۰ تومان رسید که نشان از رشد ۴۱۳ درصدی است.

۱۲- نان بربری با رشد ۶۶۷ درصدی از سال ۸۴ به قیمت ۷۵ تومان به قیمت ۵۰۰ تومان در سال ۹۲ رسید.

۱۳- نان لواش نیز با رشد ۹۶۷ درصدی از سال ۸۴ به قیمت ۱۵ تومان به ۱۶۰ تومان در سال ۹۲ رسید.

۱۴- چای خارجی در سال ۸۴ که کیلویی شش هزار و ۲۰۰ تومان بود، در سال ۹۲ و با رشد ۳۸۵ درصدی به کیلویی ۳۰ هزار و صد تومان رسید.

۱۵- روغن مایع در سال ۸۴ لیتری ۸۵۰ تومان فروخته می شد که در سال ۹۲ و با رشد ۴۴۰ درصدی به قیمت چهار هزار و ۶۰۰ تومان رسید.

۱۶- پنیر که رشد نزدیک به دو هزار و ۵۰۰ درصدی را داشته، از قیمت ۶۰۰ تومان در سال ۸۴ به ۱۵هزار و ۵۶۰ تومان در سال ۹۲ رسید.

۱۷ – تخم مرغ در سال ۸۴ کیلویی ۸۹۰ تومان بود که در سال ۹۲ به سه هزار و ۹۳۰ تومان رسید،‌ یعنی رشدی در حدود ۳۴۰ درصد.

۱۸ – گوجه فرنگی درسال ۸۴ که کیلویی ۲۴۰ تومان بود نیز در سال ۹۲ نزدیک به ۷۴۰ درصد رشد داشت و به قیمت کیلویی دوهزار و ۳۵۰ تومان رسید.

۱۹- قند و شکر در سال ۸۴ کیلویی ۵۶۰ تومان بود که در سال ۹۲ و با رشد ۲۸۳ درصدی به قمیت دو هزار و ۳۵۰ تومان رسید.

۲۰- ماست و شیر نیز هر کدام به ترتیب در سال ۸۴ کیلویی ۵۸۰ و ۶۰۰ تومان بود که با رشد ۲۸۳ درصد و ۲۵۲ درصد به قیمت کیلویی دوهزارو ۲۵۰ تومان و دو هزار و ۱۵۰ تومان در سال ۹۲ رسیدند.

۲۱- سیمان نیز درسال ۸۴ پاکتی سه هزار و ۵۰۰ تومان خرید و فروش می شد که در سال ۹۲ و با رشد ۳۲۹ درصدی به قمیت هر پاکت ۱۵ هزار تومان رسید.

اعتراضات اخیر مردم، به گرانی، بی کاری، حقوق های معوقه پرداخت نشده در کنار ورشکستگی بنگاه های مالی، تعطیلی کارگاه های کوچک و بزرگ آنچه که در واکنش به سیاست های غلط اقتصادی، مطالبات وصول نشده و گرانی آغاز شد.

اما فقط کارگران و مال باختگان نبودن که دستمزد ماهها کارشان یا پس انداز یک عمرشان رو از دست داده بودند. تقلا برای تامین مخارج کمرشکن زندگی دهک های زیر ۷۰ جامعه رو به ستوه آورده. فریاد مردم مشهد و نیشابور و شاهرود مرگ بر گرانی بود.

«مرگ برهایی» که بجای راه کارهای راهبردی با باتون و آب پاش گروه های ضد شورش پاسخ داده شد: تهران، اراک، بروجرد، عسلویه، کرج، اصفهان، آبادان اهواز: حتی آبادی هایی با کمتر از سه، چهار هزار سکنه.

عدم برنامه ریزی صحیح و کاربردی عرصه زندگی را تا حدی بر مردم تنگ کرده که برای آنکه شب شرمنده از خانواده با دست خالی به خانه نروند ترجیح می دهند شب را در مقابل کارخانه و یا فرمانداری محل به اعتراض بست بنشینند.

کارگر خسته از فشار که ماه هاست حقوق نگرفته بازداشت کردید و با دستبند و پابند فرستادید دادگاه؟

اون کارگر کجای اعتراضش ناحق و خلاف امنیت ملی هست که باهاش چنین رفتاری کردید؟

اصلا امنیت ملی به اون کارگر چه ربطی داره وقتی شرمنده زن و فرزند هست،واژه شرم را شرمنده کردید با بازداشت کارگران.

احتمالاً کتاب «قلعه ی حیوانات» نوشته ی «جورج اورول» را خوانده اید. ماجرای این کتاب، داستان حیوانات یک مزرعه علیه اربابِ زورگوست. حیوانات دست به دستِ هم میدهند و ارباب و خانواده اش را از مزرعه بیرون میکنند و خود مدیریت مزرعه را به دست میگیرند. اولین کار آنها پس از پیروزی انقلابشان تنظیم عهد نامه ایست که طبق آن همه ی حیوانات با هم برابرند و هیچکس حق ندارد خود را ارباب و مالک دیگران بداند، اما چیزی نمیگذرد که خوکی که مدیریت مزرعه را به دست گرفته است، آرام آرام عهدنامه را تغییر میدهد و برای خود و اطرافیانش حقوق و امتیازات ویژه ای وضع میکند، در این میان، اسبی در این مزرعه زندگی میکند به نام «باکستر» که به لحاظ خوش خلقی، صبوری و پشتکار، مورد احترام همه ی حیوانات است. اسب سمبل و نماد نجابت است.

حیوانات از او میخواهند کمکشان کند تا در مورد شرایط جدید تصمیم بگیرند اما «باکستر» سخت مشغول کار است و به اطرافش توجه ای ندارد. شعار او این است: «من کار میکنم!» و احساس میکند که باید کار خود را به بهترین شکل انجام دهد و کاری به کار چیز دیگری نداشته باشد. گرچه «باکستر» میتوانست از اتفاق وحشتناکی که در «قلعه ی حیوانات» رخ میداد جلوگیری کند، چنان سرش به کارش گرم بود که فقط هنگامی از «تغییرات» باخبر شد که خوک حاکم، او را به یک سلاخ فروخت. #اولویت_بندی از مهمترین مهارتهای زندگیست. شما هر چقدر زیبا ویولن بنوازید، در یک قایق در حال غرق شدن، ویولن نواختن در اولویت قرار ندارد. شما هرچقدر کشاورز قابلی باشید، در یک مزرعه ی در حال سوختن، سم پاشی و آفت زدایی در اولویت قرار ندارد.

شما هر چقدر آرایشگر قابلی باشید، اصلاح کردن سر و صورت فردی که دچار حمله ی قلبی شده است و باید بلافاصله به بیمارستان انتقال یابد را عاقلانه نمیدانید. «کارل مارکس»، فیلسوف آلمانی، یکی از افسونهای جامعه ی سرمایه داری را «تخصصی شدن» میداند. هر کس چنان سرش به کار و تخصص خود گرم است که فراموش میکند کل این جامعه به کدام سو حرکت می کند. باهوشترین و سخت کوش ترین آدمها گرفتار الگوی «باکستر» میشوند و مسائل کلان اجتماعی را از یاد میبرند.