طنز سیاسی : کارت بانک سامان / اهورا”حسین”فرزین

نمی دانم تا به حال کارت سامان یا سامان کارت را دیده اید یا نه؟ اگر هم دیده باشید شاید این گونه اش را ندیده اید و چون من بیشتر احتمال می دهم ندیده باشید، مختصری در مورد آن می آورم.
همه ی زندانیان پایتخت معنوی ایران، یعنی مشهد مقدس در ابتدای ورود به زندان مجبورند تمامی دارایی نقدیشان را بدهند و در قبال آن کارتی به رنگ آبی سفید دریافت کنند، که بر روی آن شماره ای است و نام بانک سامان، گویا این بانک یا وابسته به قوه قضائیه است یا کسانی از این مجموعه در آن سرمایه گذاراند و یا اگر هیچ کدام از این ها نباشد قبول کرده است طرف قرارداد زندان باشد.
درد سرتان ندهم، در این جا تمامی پولتان همین کارت است و فقط می توانید با آن خرید کنید. به عبارتی کارت خرید است. در ابتدا خانواده های شما فقط می توانستند تعدادی محدود از باجه های سامان بانک برای شما پول واریز نمایند، اما به لطف پیگیری مسئولان زندان!! در همین چند ماهی که بنده در زندان هستم، حال می توان از هر بانکی و از هر نقطه ای در ایران یا احتمالا خارج از این مرز و بوم به آن پول واریز نمود- البته این یکی برای من تجربه نشده است، دیگران را هم خبر ندارم- اما نمی توان از طریق این کارت پول جا به جا کرد و پول برداشت نمود.
تا این جا آن چه را آوردم بخش کوچکی از خاصیت های این کارت بود، اما قبل از این که بپردازم به آن چه این کارت را در زندان و برای مسئولان آن محبوب کرده است، باید عنوان نمایم که در این زندان هیچ کارت خرید بانک دیگری اعتبار ندارد و اگر هم داشته باشد فروشندگان اجازه فروش اجناس با آن کارت را ندارند، پس زندان در حقیقت اسیر کارت سامان است. سامانی که گویا اگر زندان نباشد بی سامان می شود. بگذریم.
یکی از خصوصیات این کارت، شماره ای است که بر روی آن حک شده است و لذا شمای زندانی یا من زندانی وضعیت مالیم می شود یک شماره و آن شماره در جایی بنام من ثبت می شود و از این پس است که هر گونه فعالیت مالی من برای دوستان مسئول زندان، نمایان می گردد.
طبق معمول تمامی کارت های خرید در موقع خرید مبلغ خرید شما به صورت فیشی ارائه می شود که دو قسمت دارد که قسمتی از آن به شما و قسمتی در دست فروشنده می ماند، شاید این همه چیز عجیبی نباشد اما روز گذشته که بنده در هواخوری قدم می زدم یکی از کلاهبرداران عزیز به من نزدیک شد و گفت: می دانی در این جا از نظر مالی تحت کنترلی؟
گفتم: نه،
گفت: آری،
گفتم: چطور؟،
گفت: تمامی ته فیش ها کنترل می شود و از این طریق پول هایی که هزینه می شود و چگونگی هزینه آن نمایان می گردد. او نمونه ای آورد و از جمله به خرید کارت تلفن و میزان آن اشاره نمود که از طریق آن هزینه های تلفن تو به خارج از زندان کنترل می شود و اگر بیش از اندازه باشد آن گاه تلفنت نیز کنترل می شود که به کجا و کی تلفن می زنی و در آن تماس ها چه می گویی،
گفتم: نه؟!
گفت: جان تو.
گفتم : عجب.