زهرا ربانی املشی : حجاب آری ولی از نوع اختیاری

نگام ، اجتماعی _ به گزارش ملی مذهبی

 

حجاب بخشی از احکام دینی زنان مسلمان است، و هر کس دین اسلام را پذیرفته باید قوانین و احکام آن را هم رعایت کند. پس به حکم مسلمانی، حجاب بر زن  مسلمان واجب است. ولی در همین حال مفهوم وجوب و ضرورت با مفهوم اجبار تفاوت دارد، اجبار در مقابل اختیار است و هر تکلیف و واجب شرعی  بدون اختیار معنا پیدا نمی کند. تمام واجبات شرعی ضرورت قطعی دارند و بر یک مسلمان واجب است که با اختیار خودش آنها را انجام دهد ولی اجباری نیست، یعنی کسی نمی تواند به عنوان تکلیف شرعی دیگران را ملزم به انجام آنها کند. پس حجاب هم در عین حال که وجوب شرعی دارد اختیاری است.

از نظر عقل و شرع و حقوق بشر ، اجبار امری نادرست است. وقتی  اجبار در اصل دین  حرام است حتماً در فروع و مسایلی نظیر حجاب نمی شود اجبار وجود داشته باشد از این جهت است که هرگز کسی نمی تواند این الزام را به شرع و دین نسبت دهند. البته در حکومت اسلامی  مراجع قانونگذار یک ضرورت دینی و در عین حال اجتماعی را می توانند در قالب  قانون قرار دهند که در این صورت یک حکم شرعی تبدیل به قانون می شود، و علاوه بر وجوب شرعی، وجوب حقوقی هم پیدا می کند. در مورد حجاب نیز چنین  است یعنی حجاب یک ضرورت دینی است که از نظر قانون هم لازم الاجرا  است لذا باید گفت حجاب از نظر قانون باید اجرا شود ولی نمی توان اجبار آن را به دین نسبت داد و گفت از نظر دینی اجبار است و هرگز نمی توان در آن تغییر و تحولی ایجاد کرد بلکه قانونگذار در صورت تشخیص می تواند در آن قانون تجدید نظر کرده یا قانون دیگری وضع کند.و نیز اگر از نظر قانونی وجوب و الزام پیدا کند، چنانچه کسی آن را نقد کند، قانون را نقد کرده و این دیگر نقد شریعت و نقد دین نخواهد بود.

وقتی از حجاب اجباری سخن میگوییم، یعنی تمام زنان اعم از مسلمان و غیرمسلمان، مجبورند محجبه باشند و در انتخاب غیر آن، اختیاری ندارند و این اجبار  تحکّم و خشونت دینی و اعتبار قائل نبودن برای کرامت و اختیار انسانی  را به همراه دارد در حالی که اساساً دعوت دین و هدایت الهی، حول محور اختیار انسانها است و هرگز نمی‌توانیم از دین سخن بگوییم، در حالی که انسانها را موجوداتی مجبور و غیرمختار بدانیم. از این رو «حجاب اجباری» در حقیقت حاوی نفی اختیار انسان است.

تجربه آزادی حجاب در قبل از انقلاب و نیز در سایر کشورهای اسلامی نشان می دهد که حجاب زنان به مراتب بهتر از حجاب اجباری امروز ایران است. اگر تعداد کمتری از زنان ما با اعتقاد محجبه باشند بهتر و با ارزش تر از آن است که همگی و بدون اعتقاد روسری بر سر کنند. از طرف دیگر، اگر بپذیریم که حجاب یک ضرورت شرعی است پس ضرورت شرعی  یک دعوت است یعنی می گوید تو اگر می خواهی دین دار باشی، لازمه این دینداری رعایت این حدود از حجاب  است.

در تأیید اختیاری و غیر اجباری بودن حجاب ، پس از پیروزی انقلاب، نظرات فقهی بعضی از مرا جع و علما را از نظر می گذرانیم:

آیت الله منتظری:

وقتی از ایشان سؤال می شود که آیا دولت اسلامی مجاز است حجاب را اجباری و به مردم تحمیل کند؟آیا مسلمان ها در انتخاب نوع پوشش خود آزاد هستند یا خیر؟ می گویند: «اصل حجاب و پوشش زن از احکام ضروری اسلام است و این هم در رابطه با ظرافت زن و ارزش والای اوست که مورد طمع و تجاوز ناپاکان قرار نگیرد. البته چادر خصوصیت ندارد بلکه نوع و شکل پوشش به اختیار و انتخاب خود زن وابسته است و کسی حق ندارد شکل خاصی را به او تحمیل نماید. و دولت اسلامی باید نسبت به کسانی که حجاب را رعایت نمی کنند با تبلیغات صحیح و اقدامات فرهنگی، آن ها را به رعایت حجاب اسلامی ترغیب نماید و اقداما ت خشونت آمیز و رفتارهایت پلیسی در این گونه موارد معمولاً اثر معکوس داشته است». (کتاب پاسخ به پرسشهای دینی ص۳۶۴)

ایشان همچنین در پاسخ به پرسشی در مورد برخورد حکومت دینی با تکالیف فردی از قبیل ترک نماز، روزه و حتی امور فرهنگی و اجتماعی همچون حجاب، چگونه باید باشد؟ گفتند: «همان طور که اجبار در عقیده و استفاده از زور برای پذیرش عقیده ممکن و جایز نیست، اگر کسی بخواهد جامعه‌ای را متدین و مقید به تکالیف دینی کند نمی تواند مردم را به زور و اجبار متدین کند و ارزشی ندارد. حکومت دینی می‎تواند برنامه ریزی کند تا مردم با اشتیاق به عبادت و دعا بپردازند، نماز بخوانند و روزه بگیرند، اما حق اجبار و اکراه آنان را ندارد».

ایشان با استناد به آیه ۲۵ سوره حدید که در رابطه با هدف از ارسال رسل و انزال کتب است، توضیح می دهد: «(لیقوم الناس بالقسط) تا خود مردم در اثر هدایت انبیا و کار فرهنگی و فکری آنان، عدالت را به پا دارند. قرآن نفرموده است: تا پیامبران عدالت را به پا دارند، تا شائبه اجرای شریعت و عدالت با اجبار و زور در بین نباشد». به عبارتی دیگر، پیامبران نیامده اند تا قسط برپا کنند بلکه آمده اند تا مردم را به سوی برپایی قسط، سوق دهند، یعنی زمینه‌های عدالت را فراهم کنند تا مردم به آن سو حرکت کنند، نه این که مردم را مجبور به آن کنند».

آیت الله منتظری در صفحه ۷۸ جلد دوم دیدگاهها چنین گفته اند: «اصل حجاب زن در مقابل نامحرم از احکام قطعی اسلام است؛ اما شکل و نوع آن در اسلام مطرح نیست و در اختیار زن می‎باشد، و او در انتخاب نوع حجاب آزاد است و کسی نمیتواند نوع و شکل خاصی از حجاب را به زن تحمیل نماید». و در ذیل آن میفرمایند: «دین – اعم از اصول، فروع و اخلاق – قابل تحمیل نیست و اصولاً دین تحمیلی در هر یک از امور ذکر شده ارزشی ندارد؛ بلکه باید با منطق و استدلال و موعظه حسنه و عمل صحیح، دین را تبلیغ نمود تا افراد از روی اعتماد و رغبت به دین روی آورند».

آیت الله طالقانی:

(مصاحبه با آیت‌الله طالقانی، روزنامه اطلاعات ۲۰ اسفند ۱۳۵۷): «حتی برای زن های مسلمان هم در حجاب اجباری نیست چه برسد به اقلیت های مذهبی…. اسلام و قرآن و مراجع دین میخواهند شخصیت زن حفظ شود. هیچ اجباری هم در کار نیست. مگر در دهات ما از صدر اسلام تا کنون زنان ما چگونه زندگی می‌کردند؟ مگر چادر می پوشیدند؟…کی در این راهپیمایی ها زنان ما را مجبور کرده که با حجاب یا بی حجاب بیایند؟ این ها خودشان احساس مسئولیت کردند. اما حالا اینکه روسری سر کنند یا نکنند باز هم هیچکس در آن اجباری نکرده است».

آیت الله مطهری:

استاد محمدرضا حکیمی خاطره ای را از  شهید مطهری درباره حجاب اجباری نقل می کنند: «در منزلم در تهران بودم که به وسیله یکی از دوستان متوجه سخن امام در خصوص اجباری شدن حجاب شدم و از آنجا که این اقدام را در آن زمان خیلی به صلاح نمی دانستم، به شهید مطهری که ایشان را بسیار نزدیک به امام می دانستیم، تماس گرفتم و گفتم: این اقدام در این زمان و قبل از اینکه شعارهای اصلی انقلاب محقق شود، صلاح نیست و نکند حجاب اجباری نسبت به عدالت و مسائل اصلی انقلاب پیشی بگیرد».

شهید مطهری با تعجب گفتند: «حکیمی تو هم مخالفی؟ اتفاقاً من هم نسبت به این دستورالعمل در این موقعیت زمانی انتقاداتی دارم و اگر تو هم مخالفی، بیا فردا به قم پیش امام برویم و اگر هر دو نظراتمان را به امام بگوییم و استدلال کنیم، بهتر است».

حکیمی می گوید: «صبح روز بعد قبل از اینکه به منزل امام برویم، برای من کاری پیش آمد که نتوانستم به همراه شهید مطهری به منزل امام بروم و به تهران بازگشتم و شهید مطهری خودشان به تنهایی نزد امام رفتند و موضوع را مطرح کردند و بعد به من گفتند، وقتی موضوع را خدمت ایشان شرح دادم و استدلال کردم و گفتم برخی مانند شما هم مخالف بودید امام فرمودند: اینها آمدند از من نظر اسلام را پرسیدند و من هم نظر اسلام را گفتم که حجاب در اسلام واجب است. حالا می خواهند اجرا کنند، نمی خواهند اجرا نکنند».

اخیرا نیز دکتر علی مطهری فرزند شهید مطهری در پاسخ به سوالی درباره نظر شهید مطهری با اجباری شدن حجاب گفت: «وقتی ایشان شهید شدند، کاغذی از جیبشان بیرون آوردند که در آن، کارهایی را که با امام داشتند نوشته بودند از جمله اینکه نوشته بودند”موقوف شدن مساله حجاب به استقرار نظامات اسلامی” که این جمله که ایشان بر روی کاغذی نوشته و قصد مطرح کردن آن را نزد امام داشت، مصدق همین خاطره استاد حکیمی می باشد. (نقل از سایت انتخاب)

آیت الله ایازی:

در آیات و روایات، نکات فراوانی درباره‌ی رعایت پوشش و عفاف زنان آمده است، اما هرگز نکته‌ای که دلالت بر الزام و اجبار حجاب و مجازات بدحجاب هرچند که صورت تعزیری داشته باشد، وجود ندارد؛ …. بنا براین، اجرای احکام و تبدیل آن به قانون باید به گونه‌ای باشد که برای عموم جامعه تبدیل به هنجار اجتماعی شود و نباید فلسفه‌ی آن مبهم و تردیدآمیز تلقی شود، در غیر این صورت با مقاومت و گریز گسترده، اقتدار دولت زیر سؤال می‌رود و در گذر زمان، مقاومت به نقطه‌ای می‌رسد که تزلزل اقتدار دولت نامیده می‌شود و مسؤولان ترجیح می‌دهند که از کنار آن بگذرند و به دنبال اجرای آن نباشند. در چنین موقعیتی قدرت به ضد خود تبدیل شده و زمینه­‌ی هرج و مرج فراهم می‌گردد. (نقل از شبکه اجتهاد)

استاد احمد قابل:

«حکم اسلام (در مورد حجاب) این است که واجب است اما مجبوری نیست مثل نماز که واجب است و نباید اجباری باشد». (قسمتی از سخنرانی)

استاد محسن کدیور:

حجاب اجباری را خلاف شرع دانسته و می گویند: «پوشش شرعی یک انتخاب آگاهانه از موضع ایمان دینی است. انتخاب زمانی معنی دارد که امکان اختیار گزینه مقابل نیز میسر بوده و فرد آگاهانه و آزادانه گزینه ایمانی را برگزیده است….. در اسلام “اجباری” به حجاب نیست و همانطور که نمی توان کسی را به نماز خواندن مجبور کرد، نمی توان به حجاب هم مجبور نمود….. اجباری کردن حجاب شرعی، تهی کردن این مجموعه منسجم از رکن آن، و تبدیلش به یک جسد بی جان است….. ترویج حجاب شرعی تنها یک راه دارد و آن ارتقای ایمان دینی است تا بانوی مؤمن آزادانه و آگاهانه آنرا اختیار کند. با زور و اجبار قانونی نه ایمان تولید می شود نه اخلاق نجابت و عفاف، بلکه با تهی کردن این حکم دینی از درون مایه آن، حجاب شرعی به یک ضدِّ ارزش تبدیل می شود. حجاب شرعی اگرچه حکم خداست، اما مگر می شود حکم خداوند را با زور و مجازات اقامه کرد؟ پیامبر(ص) از راه قلوب مردم در آنها نفوذ کرد، نه با زور شمشیر و قدرت نظامی». (نقل از سایت شخصی ایشان)

آیت الله محمد صادقی تهرانی:

«بی حجابی و بدحجابی برخلاف اسلام است، ولی اجبار در کار نیست». (نقل از سایت رادیو فردا و اطلاعات نت)

مسئولین قضایی ما که احیاناً دست پرورده حوزه های علمیه هستند میدانند که تمام واجبات شرعی ضرورت قطعی دارند و بر یک مسلمان واجب است که با اختیار خودش آنها را انجام دهد ولی اجباری نیست، یعنی کسی نمی تواند به عنوان تکلیف شرعی دیگران را ملزم به انجام آنها بکند. بنابراین حجاب هم در عین حال که وجوب شرعی دارد اختیاری است.

آیا دست اندر کاران حجاب اجباری تصور نمی کنندکه  بى حجابى و بدحجابی امروز دست آورد همان حجاب اجبارى است؟هیچگاه در هیچ کاری و در هیچ زمانی”اجبار” موثر واقع نشده و نمیشود و اینکه بگوییم اسلام گفته و یا مصلحت جامعه است باز هم دلیل بر اجباری بودن چیزی نمیشود.

همچنین  تجربه نشان داده است دین در فضای آزادی بیشتر رشد می‌کند، اما در اجبار و استبداد، نه تنها رشدی صورت نمی گیرد بلکه موجب شیوع فرهنگ نفاق و دورویی میشود و به زیان‌آورترین امور برای زندگی بشر تبدیل می‌شود.

من به عنوان یک زن محجبه ایرانی، تهران و دانشگاه تهران  زمان شاه را دیده ام و شهادت می دهم که وضعیت بدحجابی اکنون بسیار زننده تر از آن زمان است. استفاده از لوازم آرایش و میزان عمل جراحی صورت در میان زنان ما در دنیا، رتبه های نخست را به خود اختصاص داده است که علت اصلی آن اجباری بودن حجاب است.

انسان ذاتاً عاشق آزادی است و می خواهد به دست خود و با فکر و انتخاب خود، خودش را بسازد. خدا حتی به پیغمبر اکرم هم اجازه نمی دهد که عقیده را بر انسان ها تحمیل کند: «وَلَوْ شَاءَ رَبُّکَ لَآمَنَ مَنْ فِی الْأَرْضِ کُلُّهُمْ جَمِیعًا أَفَأَنْتَ تُکْرِهُ النَّاسَ حَتَّى یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ» «و اگر پروردگار تو مى‏ خواست قطعا هر که در زمین است همه آنها یکسر ایمان مى ‏آوردند پس آیا تو مردم را ناگزیر مى ‏کنى که بگروند». (سوره یونس آیه۹۹)

مسئولین محترم قضایی کشور عزیزمان ایران، این حقیقت را بدانند که اجبار شاید چند صباحی جواب دهد ولی حاصل آن خشم و آتش زیر خاکستر است یعنی همان چیزی که امروز شاهد آن هستیم.  به جای این همه پرکردن زندان از جوانان، خود را از زندان تحجر نجات دهند. والسلام.