مصادره حرکت اعتراضی خانم‌ها در ایران به نام مسیح علی‌ نژاد و امثال او / محمد سهیمی

۱۴ ماه پس از انقلاب حجاب خانم‌ها در ایران اجباری شد. از آن زمان بسیاری از خانم به اجباری بودن حجاب اعتراض کرده اند، با آن مبارزه کرده اند، برای مبارزه هزینه داده اند، و غیره. پس از آنکه چند خانم جوان شجاع در ملأ عام حجاب خودرا برداشتند، و به دنبال آن چند خانم دیگر هم همان کار را تکرار کردند که منجر به دستگیری برخی‌ آن آنها شد، ناگهان و مطابق معمول برخی‌ در خارج از ایران این حرکت اعتراضی را برای خود و یا آن کسانی که از آنها حمایت میکنند مصادره کردند. مطلب زیر را برای من توسط یکی‌ از دوستان با ایمیل فرستاده شده بود. من نام نویسنده را که یکی‌ از فعالان دانشجویی شجاع است میدانم، ولی‌ چون این مطلب را در اینترنت پیدا نکردم، و بنا بر این مطمئن نیستم که ایشان می‌خواهد این مطلب برای عموم منتشر شود، از ذکر نام ایشان خوداری می‌کنم. من با آنچه که ایشان نوشته اند موافقم، و آنرا عیناً در اینجا تکرار می‌کنم:

این روزها بخشی از فعالان خارج کشور تلاش می‌کنند تا مبارزه زنان ایرانی با حجاب اجباری را به عنوان نتیجه عملکرد خود معرفی کنند. مسیح علی‌نژاد پر سروصداترین آنهاست که از امکانات رسانه‌ای قوی در صدای آمریکا و تلوزیون من و تو برخوردار است. درباره کمپین‌های علی‌نژاد از سوی فعالان حقوق زنان در داخل ایران که تجربه واقعی فعالیت مدنی را دارند، نقدهای جدی مطرح شده است. بسیاری معتقدند کمپین او نوعی اسلکتیویزم است (به معنای فعالیت آنلاین، کم هزینه و کم اثر) و کارکردش تخلیه انرژی مخاطبان و کاهش اثرگذاری واقعی آنها.

اما نقد مهم دیگری هم نسبت به چنین کمپین‌هایی وجود دارد. در پس پرده، آنها مشغول فروش تلاش‌های داخلی به خریداران غربی هستند. ارتزاق از رنج و زحمت مردم داخل ایران تا آنجا گسترش یافته که می‌توان بی اغراق از شکل گیری صنعت حقوق بشر سخن گفت. به استثنای معدودی از فعالان شریف این حوزه که دغدغه‌ای جز محافظت از شهروندان ایرانی ندارند، بخش مشهورتری از فعالان امتیازات و امکانات قابل توجهی از این مسیر به دست آورده‌اند.

همین چند روز پیش بود که برخی از قراردادهای دولت آمریکا با فعالان این حوزه منتشر شد. یک مورد که مربوط به کمپین مورد بحث ما یعنی مسیح علی‌نژاد بود شامل دستمزدی ۲۳۰ هزاردلاری بود. اما مساله نه صرفا کسب درآمد به واسطه تلاش دیگران، بلکه مصادره یک جنبش حقوق مدنی ست که در داخل ایران با قبول هزینه‌های زیاد برای ابتدایی ترین خواسته‌هایش می‌جنگد.

انتشار کتاب زندگینامه مسیح علی‌نژاد با نام «باد در موهایم: نبرد من برای آزادی در ایران امروز» به اندازه کافی گویای چنین تلاشی برای مصادره جنبش دفاع از حجاب اختیاری ست؛ انتساب تلاش‌هایی که تاریخی ۳۶ ساله دارند به شخصی که دست کم تا پیش از خروج از ایران نسبتی با این تلاش‌ها نداشته. و البته نوشتن کتابی به زبان انگلیسی نشان می‌دهد مخاطب او نه ایرانیان بلکه خوانندگان غربی اند. دختران‌ خیابان‌ انقلاب که این روزها بازداشت و راهی دادگاه می‌شوند، برای مصرف کنندگان خارج نشین چیزی جز تصاویر قابل فروش نیستند. می‌شود با نام آنها قراردادهای پر سود بست، به پارلمان‌های اروپایی رفت، برنامه‌های اختصاصی در صدای آمریکا و دیگر تلوزیون‌ها گرفت و به نام «نبرد من» کتاب منتشر کرد.

شاید تصور کنید که هرچند این کار رذالتی اخلاقی ست ولی آسیبی به زنان ایران نمی‌زند. اما باید به دو نکته توجه کرد. اولا در صورت گره خوردن تلاش‌های داخلی با ادعاهای علی‌نژاد، برخورد قوه قضاییه و نیروهای امنیتی با معترضان سخت تر و شدیدتر خواهد شد. امثال علی‌نژاد نه تنها کمکی به این فعالیت‌ها نمی‌توانند بکنند بلکه باعث ایجاد هزینه برای فعالان داخل خواهند شد. دوما، علی‌نژاد و دوستانش به گرفتن قراردادهای مالی و مطرح کردن نام خود بسنده نمی‌کنند. چنین امتیازاتی هرگز بی‌دلیل نصیب این افراد نمی‌شود. آنها وقتی می‌توانند این امتیازات را دریافت کنند که کالایی قابل استفاده به طرف مقابل، یعنی خریدار غربی ارائه کنند.

به یاد بیاوریم که مسیح علی‌نژاد یک خط سیر مشخص را همواره طی می‌کند. به نام دفاع از حقوق زنان و حقوق بشر، مشغول ضربه زدن به تحول خواهان ایران است و نه محافظه‌کاران. مثلا در پی اعتراضات اخیر به زبان انگلیسی جواد ظریف را متهم به دروغگویی می‌کند و می‌گوید او همیشه دروغگوست. تمرکز حملات علی‌نژاد و دوستانش بر ظریف و تیم مذاکرات دیپلماتیک ایران قطعا ارتباطی به مساله حقوق بشر ندارد. هدف او صرفا مشروعیت زدایی از تیمی ست که به دنبال بهبود روابط ایران با جهان و حل مشکل تحریم هاست. علی‌نژاد و دوستانش البته مقامات غربی را هم تحت فشار قرار می‌دهند. او با همکاری شخصیت‌ها و رسانه‌های نژادپرست و اسلام ستیز، هر سیاست مدار غربی را که به روابط با ایران علاقه دارد تحت فشار می‌گذارند و می‌خواهند به خاطر حقوق بشر روابطشان را با ایران قطع کنند. این الگوی رفتاری همه ویرانی‌طلبان است. خواست ضربه به ایران به نام دفاع از حقوق مردم ایران!

علی‌نژاد و افرادی مانند او مبارزات داخلی را مصادره و به قراردادهای پرسود می‌رسند، شرکای ایران ستیزشان به ایران ضربه می‌زنند، دختران خیابان انقلاب به زندان می‌روند، و مردم ایران طعم تلخ مشکلات اقتصادی را می‌چشند. درست به همین دلیل است که دفاع این کاسبان حقوق بشر از مردم ایران، نه به سود ما بلکه دقیقا به ضرر ماست.