گفتگو با زهرا امیرابراهیمی درباره فیلم تهران تابو

نگام ، فرهنگ و هنر _ فیلم تهران تابو به کارگردانی علی سوزنده روایتی است از فقری که زنان و مردان را به ناگزیرها می کشاند. از زنی که بخاطر بزرگ کردن پسرش بدنش را وسیله معاش می کند تا دختری شهرستانی که به تهران می آید تا از طریق یک قاچاقچی برای تن فروشی به کشورهای حوزه خلیج فارس برود و زنی دیگر به نام سارا که سنت و مذهب و محافطه کاری خانواده شوهر او را به خودکشی وامی دارد.

«اما همین ایرانی‌ها زمانی که فیلمی از دردهای جامعه فرانسوی و یا آمریکایی می بینند اصلا به آن اعتراض نمی‌کنند که سیاه نمایی است و می‌گویند این واقعیات جامعه است این فیلم ها تحسین هم می شوند.

می توان گفت که این فیلم انیمیشین معضلات پیچیده جامعه ایران، خصوصا مشکلاتی که زنان فقیر جامعه با آن مواجه هستند را به تلخی به تصویر می کشد. بنوعی دیگر فیلم روایت فراموش‌شدگان و محرومان جامعه ایران است.

یورونیوز درباره این فیلم با زهرا امیرابراهیمی یکی از قهرمانان زن فیلم گفتگو کرده است.

یورونیوز: بزرگ کردن مشکلاتی از دست فقر و فحشا در این فیلم انتقادات زیادی را میان ایرانیان برانگیخته است. بسیاری از این منتقدان می گویند این فیلم سیاه نمایی می کند، خود شما به این موضوع چه نگاهی دارید؟

زهرا امیرابراهیمی: سناریوی فیلم از مهم‌ترین نکات برتر این فیلم است چرا که بدلیل سانسور و تمام مشکلاتی که در ایران وجود دارد می‌دانستیم که هیچگاه در ایران موفق نمی‌شویم روی چنین سوژه هایی کار کنیم. در نتیجه من معتقدم که تمام معضلاتی که در این فیلم به تصویر کشیده می‌شوند در ایران در زندگی روزمره وجود دارد. از مسایل و مشکلات جنسی، تا فقر و مشکلاتی که مثلا برای یک موسیقیدان بوجود می‌آید. دوباره می‌گویم این تنها یک فیلم است ومستند نیست. کارگردان سوژه ای را گرفته و از آن داستانی ساخته است. این فیلم داستانی است و نمی‌توان گفت که آیا واقعیت دارد یا نه. فیلم داستانی پرورده فکر و خیال کارگردان است و نمی توان گفت تک تک صحنه های این فیلم واقعی است ویا غیرواقعی. کارگردان سوژه ای را گرفته و یک فیلم داستانی از نوع انیمیشین ساخته است.

نمی توان این گونه قضاوت کرد. فیلم داستانی می تواند یک بخشی زاییده واقعیت ها باشد و یا و بخشی زاییده خیال کارگردان. نکته مهم در این فیلم این است که این فیلم انیمیشن خواسته تا درباره معضلات مهم جامعه ایران صحبت کند و متاسفانه برخی از ایرانی ها با یک نگاه ملی گرایانه کور به این فیلم نگاه می کنند و می‌گویند این فیلم تماما سیاه نمایی ایران است.

اما همین ایرانی‌ها زمانی که فیلمی از دردهای جامعه فرانسوی و یا آمریکایی می بینند اصلا به آن اعتراض نمی‌کنند که سیاه نمایی است و می‌گویند این واقعیات جامعه است این فیلم ها تحسین هم می شوند. همچنین بسیاری از ایرانی ها با انتقاد از این فیلم می گویند الان زمانی است که ایران درهایش به روی جهان باز شده است.

توریست‌های فراوانی به کشور می‌آیند و این جور فیلم ها مانع حضور توریست‌ها می شود. آنها نگران این هستند که چهره ایران نزد خارجی ها خراب شود. من این جوری فکر نمی کنم این نوع نگاهی است که ما در ایران داریم و اینکه حکومت در ترسیم آن نقش مهمی دارد. چرا که حکومت ایران معمولا مثلا یک فیلم آمریکایی که از فقر می گوید را بولد می کند و در رسانه‌های حکومتی اعلام می کند که این واقعیت جامعه آمریکا است.

اما من فکر می کنم توریست ها بر اساس یک فیلم تصمیم به رفتن یا نرفتن به ایران را نمی گیرند. توریست هایی که به ایران می آیند می دانند که بارها درباره ایران مطالعه می کنند.

اما کارگردان فیلم تهران تابو تنها داستان های یک ساختمان در محله جنت آباد را به تصویر می کشد. تمرکز او روی یک محله از تهران و خصوصا یک ساختمان در این محله است. او می خواسته راجع به فقری که در این منطقه از تهران باعث می شود که آدمها هر کدوم مسیرهای ناگزیری را برگزینند. مثلا پری که نقش یک خانم فاحشه را دارد. اما فاحشه گی او بدلیل فقر است و می بینیم چقدر در فیلم باو جود فقر به فکر پسر خود و دیگران هم نوعان است.

این آدم تنها به خاطر بزرگ کردن بچه اش مجبور می شود تن به فاحشگی دهد. این فیلم راجع به قشر مرفه ایران نیست. من فکر می‌کنم مشکل منتقدان به این فیلم این است که می‌خواهند چشمشان را بروی واقعیت های تلخ جامعه ایران ببندند. اما باید بدانیم که با پاک کردن صورت مساله مشکلی از ما حل نمی شود. تا زمانی که درباره این مشکلات حرف زده نشود خوب هیچ وقت نمی‌توانیم به دردها رسیدگی کنیم.

می‌گویند برخی از قسمت های فیلم کاملا (مبالغه) است. مثل صحنه‌ای که دختر و پسری دست‌های هم را گرفته‌اند و نیروی انتظامی آنها را بازداشت می‌کند. هرچند ممکن است این اتفاق کمتر در این روزها بیفتد اما ما دهه شصتی ها کاملا با آن زندگی کرده و آنرا تجربه کرده ایم.

زمانی که من خودم ایران بودم در دوره احمدی نژاد خوب این طور رفتارها وجود داشت. شکنجه ها وجود داشت. اعدام ها وجود داشت. حالا شاید در این دو دوره روحانی کمی تلطیف شده است که البته اتفاقات اخیر خلاف آنرا ثابت کرد.

یورونیوز: اگر این فیلم در ایران به نمایش در می آمد به نظرت واکنش ها چطور بود؟ اگر بخواهید دسته بندی کنید مخالفان و منتقدان اصلی این فیلم را در چه گروه و دسته سیاسی قرار می دهید؟

زهرا امیرابراهیمی: واکنش ایرانی ها داخل ایران، درصدی که بخواهم بگویم، واکنش منطقی‌تر نسبت به ایرانی های خارج نشین بوده است و بسیاری از آنها می گویند که چقدر فیلم تلخ بود اما کاملا واقعیت است. در واقع کسانی که مخالف و منتقد درجه یک فیلم هستند در خارج از ایران هستند می توان بگویم بیشتر کسانی که می خواهند اطلاح طلبی را توجیه کنند. البته به این فهرست باید ملی گرایان را نیز اضافه کنیم. خیلی از این افراد می‌گویند ایران امروز خیلی بهتر از این فیلم است و دلیلی ندارد این فیلم تلخ در خارج از کشور اکران شود. آنها معتقدند که این فیلم نگاه خارجی ها را عوض خواهد کرد.

یورونیوز: آیا این افراد حتی می‌گویند اتفاقی چون سختی و دشواری روند سقط جنین در ایران که همچنان باید غیرقانونی انجام شود در دوره روحانی براحتی انجام می شود؟

زهرا امیرابراهیمی: بله بسیاری از منتقدان فیلم برایم می نویسند که برخلاف داستان فیلم سقط جنین در ایران امروزه براحتی انجام می گیرد. که البته من شخصا این گونه فکر نمی کنم.

یا مثلا در فیلم با یک قاچاقچی روبرو می شویم که قول می دهد یک دختر شهرستانی را برای فروش تنش به خارج از ایران و به کشورهای حوزه خلیج فارس ببرد. این معضل که بسیاری از دختران ایرانی بدلیل فقر بدن خود را می‌فروشند چه در ایران و یا خارج از آن نمی توانیم بگوییم که دیگر وجود ندارد.

بسیاری از سازمان های حقوق بشری و غیردولتی در آمارها و نظرسنجی هایشان بر این موضوع صحه گذاشته اند. می‌گویند دیگر دکترهای زیرزمینی که در سقط جنین به دختران کمک می‌کنند وجود ندارند ولی من می دانم که حتما وجود دارد. پزشکان دیگر نمی توانند براحتی زنان و دختران را در مطب هایشان سقط کنند. بار دیگر تکرار می کنم یکسری از آدم ها نمی خواهند واقعیت های تلخ جامعه را ببینند.

یورونیوز: اگر خودت کارگردان فیلم بودی، چقدر این فیلم را به این شکل می‌ساختی؟ می‌خواهم به این نتیجه برسم آیا چنین چیزی را در ایران زندگی کرده‌ای؟

زهرا امیرابراهیمی: مثلا درباره فحش دادن در این فیلم، می‌گویند (مبالغه آمیز) و زیاد است و واقعیت ندارد. اما من هربار خودم فیلم را می بینم به خودم می گویم وای خدای من این فحش‌های ناموسی را من مرتب در تهران می‌شنیدم و آنرا زندگی کرده‌ام. از لحاظ مسائل دیگر سکسی و جنسیتی که خوب من شخصا بدترین آنرا تجربه کرده ام و می توان با قاطعیت بگویم جامعه ایران جامعه مریضی است. من شکی در این موضوع ندارم. اما من خودم اگر کارگردان بودم. کمی کمتر رادیکال  بسازم. من بیشتر سعی می کردم سورئال بسازم. اما کارگردان این فیلم علی سوزنده خواست که این قدر فیلم را رادیکال و از نگاه خودش واقعی بسازد.

یورونیوز: اما بسیاری از منتقدان این فیلم و یا اتفاقات اخیر ایران و یا حتی مساله دختران خیابان انقلاب و حالا نقش مسیح علی نژاد، اعتقاد دارند که مسائلی چون حجاب و جنسیت دغدغه و اولویت مردم ایران نیست؟ نظر تو در این باره چیست؟ فکر می کنید آیا باید با طرح این دغدغه ها آنرا به اولویت مردم ایران تبدیل کرد؟ آیا حرکت به عنوان مثال دختران خیابان انقلاب برای تو نتیجه بخش خواهد بود؟

زهرا امیرابراهیمی: حتما. حتما همین گونه خواهد بود. شک ندارم. من که در ایران زندگی کردم هیچگاه انتظار اتفاقات امروز ایران چون دختران خیابان انقلاب را نداشتم. اما امروز یکبار دیگر جامعه ایران نشان داد که همواره می توان جهان را با شگفتی روبرو کند. تمام این جنبش هایی که اتفاق می افتد باید گفت کسی انتظارش را نداشت. حالا امروز در ایران دختران و زنان منتقد می خواهند برای بدن خود تصمیم گیری کنند. و همانطور که می بینیم حرکت دختران خیابان انقلاب گسترش می یابد. فکر می کنم فیلم هایی از جنس تهران تابو می تواند در راستای این حرکت ها تاثیرگذار باشد. به نظرم تهران تابو فیلمی است که در زیر پوست شهر تهران و در جامعه ایرانی جریان دارد.