ناگفته های شبی که کنار لاشه و اجساد مسافران هواپیما در کوه دنا ماندیم + گفتگو

نگام ، حوادث _  چهار روز از حادثه سقوط هواپیمای آسمان در قله دنا می‌گذرد. بارندگی و وزش باد شدید همچنان در ارتفاعات دنا ادامه دارد، اما تیم‌های امدادی هلال‌احمر و تکاوران ارتش از زمین و آسمان به‌دنبال پیکر‌های بی‌جان مسافران پرواز هستند. صبح دیروز بود که پیکر تعدادی از جانباخته‌های حادثه هوایی تهران – یاسوج به پایین منتقل شد. شرایط جوی مانع از کشف و شناسایی سریع پیکر کشته‌شدگان این حادثه شده است.

 

 

به گزارش رکنا ، عملیات انتقال اجساد از صبح چهارشنبه آغاز شد. پس از شناسایی محل دقیق سقوط هواپیما، چند تیم به سمت محل حادثه در ارتفاعات حرکت کردند. نخستین گروهی که به ارتفاع ۴‌هزار متری قله «پازنپیر» رسید، تیمی ١۶ نفره از کوهنوردان و اسکی‌بازان هلال‌احمر، ارتش و هیأت کوهنوردی بود که شب را در ارتفاع ۴هزار متری و دمای منفی ٢٠ درجه سانتی‌گراد سپری کردند.

البته بارش شدید برف کار این تیم را ناتمام گذاشت تا شاید با بهتر شدن شرایط جوی تیم‌های بعدی حاضر در این منطقه کار ناتمام آنها را به پایان برسانند. اما شرایط جوی بسیار بد و کولاک شدید برف عملیات جست‌وجو را متوقف کرده است و تا روز جمعه دیگر امکان جست‌وجو نیست و همزمان با مساعد شدن هوا عملیات مجددا آغاز می‌شود. این درحالی است که سازمان هواشناسی پیش‌بینی کرده است شرایط ناپایدار جوی و بارش برف و کولاک در ارتفاعات محل حادثه تا سه‌شنبه هفته آینده ادامه دارد.
توقف عملیات تا بهترشدن آب‌وهوا
تصمیم ادامه عملیات انتقال اجساد به نیروهای امدادی سپرده شده تا با توجه به شرایط تصمیم‌گیری کنند. این خبر را اسماعیل نجار، مدیرکل بحران کشور اعلام کرد. به‌گفته او، از صبح چهارشنبه تا حوالی ساعت ٢بعدازظهر، ١۵ کوله‌پشتی به پایین منتقل شده است و مشخص نیست که چه تعداد قطعه در این کوله‌ها موجود است.

این قطعات تحویل مراجع قضائی می‌شود تا با DNAها تطبیق داده شود. او همچنین درباره ادامه عملیات انتقال اجساد گفت: «با توجه به باد شدید و بارش برف، تصمیم را به خود امدادگران سپردیم و با نظر آنها عملیات متوقف شده است. بازماندگان حادثه راضی نیستند که جان امدادگران به‌خطر بیفتد. شرایط بسیار سخت است. از طریق بی‌سیم به تیم‌هایی که در ارتفاعات هستند، گفتیم که اگر امکان استمرار عملیات نیست، عملیات را متوقف کنند. وضع جوی نامساعد بوده و اقدامی نمی‌توان صورت داد، همچنین نمی‌توان اعلام کرد پایان عملیات چه زمانی خواهد بود. ما تلاش می‌کنیم که در حداقل زمان پیکرها به بازماندگان تحویل داده شود.»

استاندار اصفهان هم با اشاره به شرایط نامساعد جوی روز چهارشنبه در ارتفاعات «پازنپیر» گفت: «دیگر امکان جست‌وجو وجود ندارند. شاید پنجشنبه هم به همین صورت باشد. من از طریق بی‌سیم با افرادی که در ارتفاعات هستند، تماس گرفتم و اعلام کردند شرایط خیلی بد و طوفان شدید است و افرادی که قطعات پیکر جانباختگان را در کوله‌پشتی حمل و به سمت پایین حرکت کرده بودند، نتوانستند به مسیر ادامه دهند چرا که خطر پرت‌شدن این افراد وجود داشت. بزرگترین قطعه‌ای که از هواپیما مشاهده شده بخشی از سقف آن است.

١٠متر پایین‌تر از محل برخورد هواپیما شیب تندی وجود دارد که بسیار خطرناک است و بسیاری از قطعات هواپیما نیز به پایین ریخته شده است. ارتفاع برف در منطقه‌ای که هواپیما سقوط کرده بین ۵٠سانتی‌متر تا یک‌متر متغیر است و برای یافتن پیکر جانباختگان باید برف زیادی را کنار زد. بهمن بخش زیادی از هواپیما را مدفون کرده است، به همین دلیل هنوز هم جعبه سیاه هواپیما پیدا نشده است.

هوا تاریک شده بود که به محل حادثه رسیدند. کوله‌بار خود را بسته بودند و برای کمک به دل خطر زدند تا شاید بتوانند تسکینی باشند برای دل داغدیدگان حادثه سقوط هواپیما؛ هیچ‌چیز و هیچ‌کس نتوانست آنها را از تصمیمشان منصرف کند. سه روز است که خبرهای بدی از شرایط جوی نامناسب و خطرناک محل حادثه به گوش می‌رسد؛ با این حال این تیم ١۶نفره منصرف نشدند. رفتند تا پیکر آسمانی‌ها را پیدا کنند و تحویل خانواده‌هایشان بدهند، اما زمانی که رسیدند دیگر هوا تاریک شده بود و امکان جست‌وجو وجود نداشت.

برای همین شب را در همان منطقه پرخطر به صبح رساندند. خطر را به جان خریدند اما کمک و دست یاری تنها چیزی بود که برایشان اهمیت داشت. در میان برف و بوران پیکر برخی سرنشینان را پیدا کردند و به پایین انتقال دادند. ‌هاشم کاشفی ٣١ساله که از امدادگران این تیم یاری‌رسان است، درباره جزییات این ماموریت سخت توضیحاتی می‌دهد.
دقیقا چند نفر و از کدام ارگان‌ها بودید؟
ما کلا ١۶نفر بودیم. ٧ نفر از هلال‌احمر استان فارس، ٣ نفر از استان اصفهان، یک نیروی محلی و یک نفر از تهران، یک‌نفر از کهگیلویه و بویراحمد و ٣ نفر هم از ارتش.
چه زمانی به محل حادثه رسیدید؟
وقتی رسیدیم هوا داشت تاریک می‌شد و شرایط بدتر شده بود. برای همین نتوانستیم عملیات جست‌وجو را آغاز کنیم.
خودتان خواستید که شب را در آن‌جا بمانید؟
وقتی رسیدیم اجساد را جمع کردیم که هوا تاریک شد. قرار شد شب را بمانیم تا صبح که هوا روشن شد کارمان را آغاز کنیم.
سخت نبود؟
وحشتناک بود. شرایط خیلی بد بود. برف و بوران و باد می‌آمد. سرد بود. آن‌قدر سرد که حتی نتوانستیم یک لحظه هم بخوابیم. از سرما فقط لرزیدیم. کمپ زدیم و وسایلمان بیرون بود. آن‌قدر هوا بد بود که صبح وقتی از کمپ بیرون آمدیم، وسایلمان زیر برف رفته و ناپدید شده بود.
چه زمانی عملیات جست‌وجو را آغاز کردید؟
ساعت ٨ صبح بود که به منطقه رفتیم و عملیات آغاز شد.
وضعیت چطور بود؟
وضعیت وحشتناکی بود. از طرفی شرایط آب‌وهوا بد بود؛ برف می‌آمد و هوا هم بشدت سرد بود. از طرف دیگر هم اجساد در شرایط نامناسبی قرار داشتند و با پیدا‌شدن آنها حال روحی خودمان هم بد شد. با پیدا‌شدن هر کدام از این پیکرها اشک می‌ریختیم. امیدواریم خداوند به خانواده‌های آنها صبر زیادی بدهد تا بتوانند این مصیبت را تحمل کنند.
با چه وسیله‌ای به محل حادثه رفتید؟
با بالگرد رفتیم. در ارتفاع ٣٩۵٠متری پیاده شدیم؛ دو بار بالگرد رفت و برگشت و ما را به محل حادثه رساند.
وقتی پیکرها پیدا شد چطور آنها را به پایین منتقل کردید؟
برخی از اجساد را با بالگرد منتقل کردیم. یک‌سری از پیکرها را هم خودمان به صورت زمینی به پایین منتقل کردیم؛ خیلی سخت بود و پس از کاور‌کردن اجساد، آنها را خودمان به پایین آوردیم.
با وجود سختی شرایط محل، از کار خود منصرف نشدید؟
نه اصلا؛ ما قصدمان فقط کمک به خانواده قربانی‌ها بود. می‌خواستیم با این کار دل‌هایشان تسکینی یابد. با وجود این‌که اخبار بسیار منفی از محل حادثه به گوش می‌رسید و ما با جانمان بازی می‌کردیم، ولی از کار خود منصرف نشدیم. ما فقط به کمک فکر می‌کردیم. می‌خواستیم هر طور شده این عملیات را انجام دهیم؛ هیچ‌چیز و هیچ‌کس نتوانست ما را منصرف کند.
خطر ریزش بهمن وجود نداشت؟
تیم استان فارس متشکل از ٣ کوهنورد و ۴ اسکی‌باز بود که من یکی از آنها بودم. کوهنوردانمان درواقع هیمالیانورد بودند و به این مناطق آشنایی زیادی داشتند؛ تجربه‌شان هم بسیار بالا بود. برای همین مسیرهایی را می‌رفتیم که در آن‌جا خطر ریزش بهمن وجود نداشت. اسکی‌بازهایمان هم اجساد را به صورت زمینی منتقل می‌کردند.
از چه منطقه‌ای عبور کردید؟
بالگرد ما را از دره نول شمالی به منطقه برد و ما از دره نول شرقی به محل حادثه رفتیم و از خطر ریزش بهمن به دور بودیم.

محمد عزیز‌منش نیز یکی دیگر از امدادگرانی است که در این تیم حضور داشت و با کمک هم‌تیمی‌هایش خطر را به جان خرید و ماموریتی سخت را اجرا کرد. او ١۵ سالی می‌شود عضو فعال جمعیت هلال‌احمر شهرستان سپیدان است؛ با وجود اشک‌های همسرش باز هم از تصمیمش منصرف نشد. رفت و با شرایط پرخطر ماموریتش را اجرا کرد. او نیز درباره آن شب سخت گفت:
با توجه به شرایط سخت منطقه از تصمیمتان منصرف نشدید؟
نه؛ من می‌خواستم کمک کنم. تنها دل خانواده‌های قربانیان برایم مهم بود؛ فقط به آنها فکر می‌کردم. حتی هنگام رفتن همسرم گریه کرد و از من خواست که منصرف شوم؛ می‌ترسید بلایی سرم بیاید. می‌گفت داری با جانت بازی می‌کنی؛ ولی قبول نکردم حتی اشک‌های او هم مانع نشد. این حادثه خیلی وحشتناک و دردناک بود و ما به‌ عنوان هموطن باید هر کمکی که از دستمان بر‌می‌آید، انجام دهیم. وقتی دیدم می‌توانم در یاری‌رساندن به خانواده‌ها سهیم باشم و کمکی از دستم برمی‌آید، تصمیم گرفتم هر طور شده آن را انجام دهم.
چه زمانی به محل پیکرها رسیدید؟
ساعت ٨ صبح از کمپ راه افتادیم و ساعت ١٠ به محل رسیدیم. وقتی وارد کوهستان شدیم، اول لاشه هواپیما را دیدیم؛ حادثه خیلی وحشتناک بود، درواقع یک فاجعه بود. هواپیما قطعه قطعه شده بود. همان جا عملیات جست‌وجو را آغاز کردیم؛ از صد متری اجساد قابل رویت بودند. به پیکر چند نفر از سرنشینان در کنار لاشه هواپیما دسترسی پیدا کردیم.
شرایط جوی چطور بود؟
باد و طوفان بود. سرد بود و سرما به استخوانمان رسیده بود؛ شرایط واقعا نامناسب و وحشتناک بود.
هنگام انتقال اجساد با مشکل مواجه نشدید؟
من خودم جزو اسکی‌بازهای گروه بودم. وقتی پیکر‌ها را پیدا کردیم، یک‌سری از آنها را تحویل بالگرد دادیم تا به پایین منتقل شوند. بقیه را هم خودمان کاور کردیم و به پایین آوردیم. ما اسکی‌بازها مسئول انتقال اجساد بودیم. وقتی آنها را منتقل می‌کردیم به‌ خاطر این‌که روی اسکی بودیم و از پیاده‌ها جلو می‌زدیم، هرازگاهی می‌ایستادیم تا بقیه با ما همراه شوند. نمی‌خواستیم اتفاق بدتری بیفتد.
وقتی عملیات تمام شد همه شما با هم از آن منطقه خارج شدید؟
وقتی ما به سمت پایین حرکت کردیم، تیم هلال‌احمر اصفهان و نیروهای ارتش بالا در منطقه ماندند و دوباره عملیات جست‌وجو را ادامه دادند.
چه ساعتی به پایین رسیدید؟
ساعت یک بود که رسیدیم. عملیات سختی بود. تمام شب را تا صبح نخوابیدیم و از سرما لرزیدیم، ولی تمام فکرمان آرامش ‌خاطر خانواده‌های این قربانی‌ها بود.