طنز سیاسی : آزادی بیان؟! / اهورا”حسین”فرزین

ب ی ا ن، چه دعواهایی که بر سر این حروف نرفته و نمی رود، چه اسارت ها که در مورد این حروف شکل نگرفته است. چه خون ها که بر اثر این حروف ریخته نشده است. براستی چرا این گونه است، چرا این حروف که جمعشان کلمه ی بیان را می سازد، این قدر مهم است و پیرامون آن چه ها که نگذشته است.
از آن جا که آورده اند:”تا کس سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد” پس چرا تا گوینده ای سخنی می گوید که عده ای را خوش نمی آید، عده ای که در قدرتند یا در ثروتند بر علیه او می شورند و آنی را به انجام می رسانند که در تاریخ ، پیشانی نوشت مغولان است. چرا بیان این قدر مهم است و چرا اربابان زر و زور و تزویر از آن در هراسند.
دوستی می گفت، بیان و گوینده اش آزادند تا حدی که پرگویی کنند، اما این گویش و پرگویی نباید منافع اربابان قدرت را به خطر بیندازد، این گونه سخن گفتن تا جایی است که توجیه گر، قدرت، ثروت و تزویر باشد وگرنه سروکارش با نیزه و سر نیزه یا داغ و درفش است.
آن دیگری می گفت، بوش رئیس جمهور سابق آمریکا و بعضی از متولیان جمهوری اسلامی، می گفتند و می گویند که”هر که با ما نباشد بر ماست” لذا آن که سخن می گوید اگر درباره ی مکارم ما بود که دمش گرم و راهش پر رهرو، اما اگر خواست که اسرار هویدا کند، این تو بمیری دیگر از آن تو بمیری ها نیست. چرا که بوش صفت ها، کاری می کنند که کرده اند، کهریزک ،اوین و زندان مرکزی مشهد، شواهد کوچکی از این مدعا است، قبرستان های مختلف در سراسر کشور نیز، اگر صدایشان شنیده شود، قصه های فراوانی را بازگو خواهند کرد.
آنچه غیرقابل باور است که اربابان قدرت حتی سخن و کلام رقیق یک خودی را نیز تحمل نمی کنند، با این که این روزها، رسانه میلی!!و تریبون های مختلف در سراسر کشور هر آن چه در توان دارند به فرزندان پاک باخته این کشور نسبت می دهندو حتی بار ها دیده و شنیده شده است که به قول امام، کسانی که اخلاق می نویسند خود اخلاق را رعایت نمی کنند. کسانی که معلم اخلاقند!! بدترین کلمات را به فرزندان در حصر و حبس، نثار می کنند، اما طاقت شنیدن کوچک ترین دفاعی و داد خواهی نسبت به آنان را با هجوم به گوینده و ضرب و شتم او پاسخ می دهند، حتی اگر گوینده نماینده ی مردم باشد و یا فرزند ایدئولوگ دین و انقلاب، مطهری.
دیدید که مزدورانی که ره یافته به مجلس هستند چگونه حتی اجازه بیان به نماینده مجلس ندادند تا کلماتی در جهت داد خواهی از حصریان و حبسیان داشته باشد. براستی اینان به کجا می روند چنین شتابان. به همین زودی صدام، قذافی، بن علی و…. فراموش شده اند. اینان بدانند که ظالم پایدار نمی ماند، چرا که آورده اند حکومت با کفر باقی می ماند ولی با ظلم هرگز. صبح نزدیک است.