طنز سیاسی : ماهواره نبینید/ داش فرید صلواتی

وقتی سریال پایتخت را دیدم . بیشتر از آنکه از داعشیان بترسم از برخی متولیان به اصطلاح فرهنگی کشورم ترسیدم که هدفشان از ساخت این سریال این است که ملت عصبی ، دیوانه تر شوند .
تمام مسئولین دنیا تلاش می کنند ملتشان به آرامش برسند . انواع و اقسام هزینه ها را پرداخت می کنند تا ملتشان لبخند بزنند ولی متاسفانه مسئولین ما بر عکس عمل می کنند.
درست است داعشیان نسلها و کشورهایی را نابود کردند و بسیاری از مدافعین وطن هم در مقابلشان ایستادند و جانشان را در این راه فدا کردند .
ولی قرار نیست دائم ملت و فرزندانمان را از این مسائل بترسانیم و عصبیشان کنیم .
اگر اینگونه باشد که باید دائما حاکمین کره جنوبی ، ملتش را از کره شمالی بترساند و عصبیشان کند که آی ملت به هوش باشید که کره شمالی لولو است . آنوقت مگر می شود لوازم خانگی سامسونگ و ماشین های آخرین سسیتم کیا ساخت ؟
مگر دیگر می شود زندگی و آرامش را در کره جنوبی دید ؟
متاسفانه راهی که برخی متولیان امور در کشور انتخاب کرده اند راه صحیحی نیست .
ملت عصبی شده اند . سر هیچ و پوچ به جان هم می افتند. آدم می کشند.تجاوز به کودکان می کنند.
این ملت که چهل سال با جنگ و بحران درگیر بوده بیشتر به ارامش احتیاج دارد تا استرس.
ملتی که آینده ایی مبهم دارد ، و تکلیفش با خودش معلوم نیست درمانش استرس نیست ،آرامش است .
غربیان با همه دنیا در جنگ هستند ولی دقت کرده اید در برنامه دوربین های مخفیشان چقدر آرامش دارند و عصبی نیستند و لبخند می زنند .
چون متولیان و برنامه ریزان فرهنگیشان ، ملتشان را به آرامش سوق داده اند و خوب می دانند با ملت عصبی و پر از استرس جامعه رو به تباهی می رود .
داش فرید امروز بدنش لرزید وقتی دیدم فرزندانم با چه ترسی این سریال را دنبال می کنند .
ای متولیان وبرنامه ریزان فرهنگی که دائم به گوش ملت می خوانید ماهواره نبینند ، رقص نبینند ، موسیقی نبینند ، ماچ و بوسه نبینند ، زیبا رویان را نبینند .
شاید منظورتان از این ندیدنها این است که از ملت و فرزندانش با دیدن سر بریدن و کشت و کشتار ،افرادی بیمار پرورش دهید؟
چه هدف وحشتناکی.
امیدوارم آنها که دائم در حال استرس و ترس در وجود این ملت هستند به خود بیایند .
شاید روزی خودشان در همین منجلابی که ساخته اند غرق شوند .
انسان ها همیشه “بت” می سازند
بعضی ها با “سنگ و چوب”
عده ای با “باورهایشان”
اولی ترسناک نیست،
چون با یک تبر در هم می شکند!
ولی دومی بلایی است که هیچ جامعه ای از آن مصون نمانده است!
پس بشکن ،باورهایی را که از تو یک زندانی ساخته است بی آنکه بدانی.