طنز سیاسی : ما ملت شتر را گم کرده ایم و بدنبال افسارش می گردیم / داش فرید صلواتی

وضعیت آب در سه استان اصفهان ، یزد و چهارمحال بختیاری ، فاجعه آمیز که هیچ ، وحشتناک گزارش شده است .
اهالی این سه استان به خاطر بی لیاقتی و سوء مدیریت برخی از نمی دانم چه بگویم ها ، به جان هم افتادن .
و به مانند جنگهای دوران عصر پارینه سنگی . مردم این سه استان در حال رجز خوانی و تهدید همدیگر در فضای مجازی و غیر مجازی هستند .
متاسفانه ما ملت شتر را گم کرده ایم و بدنبال افسارش می گردیم .
چون علت اصلی مشکلات را نمی دانیم و زورمان هم به کسی نمی رسد طبق سنوات گذشته تنها به همدیگر فحش می دهیم . وتقصیر را گردن خودمان می اندازیم .
جنگهای جامعه ما کشتارگاه کسانی شده است که همدیگر را نمی شناسند و به نفع کسانی است که یکدیگر را می شناسند ولی همدیگر را نمی کشند .
کاش متولیان بی مسئولیت ما متوجه این می شدند که خانه را برای ترساندن موش آتش نمی زنند.
جواب اعتراض مردم به خشکسالی ها و بی مسئولیتها ، چوب و چماق نیست .
ببخشید این عبارت را به کار میبرم .
برخی ما مردم ، همچون دیوانگان کور و کر ، ندیده و نشناخته تنها به جان هم افتادیم و یکدیگر را می دریم . مشخص نیست چه کسانی از این فجایع سود می برند؟
چندی قبل مردم شرق اصفهان به خاطر بی آبی که گریبانگیر خود وخانواده شان را گرفته اعتراض کردند.
در مقابل این افراد ایستادند و حتی شنیده شد که خون هم بر زمین ریخته شد و جشمهایی هم کور شد .
از قدیم گفته اند وقتی یک قطره خون به زمین ریخت ، قطرات بیشتری را به طرف خود می کشد.
متاسفانه اوضاع خوب نیست .
اختلاف نظر وقتی خوشایند است که دو طرف به منظور کشف حقیقت ، دوستانه به جر و بحث بپردازند .
مناظره وقتی شکنجه آور است که یک طرف سعی کند به زور حرف خود را به کرسی بنشاند و این متاسفانه در جامعه ما اپیدمی شده است .
روزگاری در جامعه ما درگیریها و بحث ها حول محور مسائل ایدئولوژیک بود ،
جنگ بر سر تفکرات لیبرال و لائیک و از این جنس موضوعات بود.
ولی امروز موضوعات تغییر کرده است . موضوع اصلی شکم شده است .
ناپلئون همواره از انقلاب فقرا می ترسیید و برای همین گفت:
تنها انقلاب خطرناک ، انقلاب گرسنگان است . من از شورشهایی که بر بنای بی نانی استوار باشد بیش از نبرد با یک ارتش دویست هزار نفری نفری بیم دارم .
اگر قرار بود تا به حال چاره ایی اندیشیده شود، شده بود.
نمایندگان مجلس این سه استان هم که فقط شرایط مردم خودشان را در نظر دارند .
پس به این نتیجه می رسیم که راه به جایی نخواهیم برد .
تنها فکری که به ذهن داش فرید می رسد این است که:
باید تنگ نظری و تعصب را کنار گذاشته و همانگونه که برخی از مسئولین ما به پزشکان این کشور اعتماد نداشته و برای درمان و مداوای خود و خانواده های محترمشان دست به دامان پزشکان خارجی شده و به کشورهای غربی سفر میکنند . چون موردشان مسئله مرگ و زندگی است عیبی هم ندارد .
برای همین در ارتباط با مسئله آب هم ، چون مسئله مرگ و زندگی جامعه ما است ، باید هر چه زودتر دست به دامان کارشناسان خارجی شده واز تجربیاتشان برای بهبود این وضع چاره جویی کرد .
وگرنه تنها تلاشمان آب در هاون کوبیدن است و اوضاع را بدتر از این که هست خواهد کرد .
آنقدر مشغول و درگیر بهبودی وضع برخی ملتهای مظلوم جهان شدیم که پاک ملت خودمان را فراموش کردیم دردشان چیست؟