واکنش ها به استعفا و خروج دکتر کاوه مدنی از کشور

نگام ، اجتماعی _ اگر بخواهیم در دنیا سرفراز شویم نیاز به این نخبه‌ها داریم. با یکی از خبرنگاران شرط بستم که کاوه مدنی تا شش ماه بیشتر دراینجا دوام نمی‌آورد و حالا من شرط را برده‌ام!خوشحالم برای جهان که کاوه مدنی به جایی می‌رود که می‌تواند کار کند.

اسماعیل کهرم: شرط بسته بودم که کاوه مدنی بیش از۶ماه نمی ماند/ حالا شرط را برده ام

اگر بخواهیم در دنیا سرفراز شویم نیاز به این نخبه‌ها داریم. با یکی از خبرنگاران شرط بستم که کاوه مدنی تا شش ماه بیشتر دراینجا دوام نمی‌آورد و حالا من شرط را برده‌ام!خوشحالم برای جهان که کاوه مدنی به جایی می‌رود که می‌تواند کار کند.

اسماعیل کهرم استاد دانشگاه و فعال محیط زیست در روزنامه آرمان نوشت:کاوه مدنی که با عشق و علاقه به ایران آمد در حالی‌که دانشیار امپریال کالج لندن بود و نه تنها در انگلستان که در سطح دنیا کار کرده بود. او دارای مدرک فوق دکترا بود ولی با کمال تاسف کاری کردیم که بعد از رفتنش در شعری نوشت که با میل خودش رفته و استعفایش را بعد از رفتن فرستاد.

اگر بخواهیم در دنیا سرفراز شویم نیاز به این نخبه‌ها داریم. با یکی از خبرنگاران شرط بستم که کاوه مدنی تا شش ماه بیشتر دراینجا دوام نمی‌آورد و حالا من شرط را برده‌ام!خوشحالم برای جهان که کاوه مدنی به جایی می‌رود که می‌تواند کار کند.
بهترین فرزندان این مملکت بورسیه می‌شوند ولی وقتی برمی‌گردند به حرفشان گوش نمی‌دهند! متاسفانه متخصصین به کار نمی‌آیند و دیده می‌شود که گاه بی‌تخصص‌ها طرفدار بیشتری دارند. کاوه مدنی مدح‌گو نبود. او خیلی سعی کرد که خودش را هماهنگ کند ولی نشد. در این بازی و تا اینجا یک به نفع انگلستان و جهان و هیچ به نفع ایران! کاوه مدنی در سن جوانی دانشیار دانشگاه امپریال کالج لندن بود. دور جهان بگردیم تا یکی دیگر مثل او پیدا کنیم. اما رئیس سازمان محیط زیست با وجود مشکلاتی که برای معاونش پدید آمد به دفاع از او نپرداخت. عیسی کلانتری حمایتی را که باید می‌کرد، نکرد.

استاد دانشگاه تهران: به خاطرمهاجرت کاوه مدنی اشک ریختم/ مسئولان برای پژوهش و نخبگان،ارزش قائل نیستند

حسین آخانی: رقابت در دنیای امروز فقط و فقط بر مبنای علم و دانش و البته همراه با تعامل بین‌المللی است. اینکه کالایی را از خارج کپی کنیم و بعد هم بدهیم به کارگر غیرایرانی، غیرقانونی و با حقوق کم سر هم کند، نتیجه‌اش همان کالاهای بی‌کیفیتی است که هرگز اقبال مشتری را به‌همراه نخواهد داشت. برای تولید کالای خوب و باکیفیت باید دانش و مدیریت توانمند دست در دست هم دهند تا با آگاهی کامل از همه جنبه‌های فنی و کیفی، با نمونه خارجی، هم از نظر قیمت و هم از نظر کیفیت مطابق با استاندارهای معتبر قابل رقابت باشد.

حسین آخانی استاد دانشگاه تهران در روزنامه شرق، مقاله ای با عنوان”سال حمایت از نخبگان ایرانی؟”منتشر کرد.

وی نوشت:

١. سال ١٣٧٢ من در مؤسسه گوته آلمان در شهر گوتینگن، زبان آلمانی می‌آموختم. معلم زبان از همه سؤال کرد: نظرتان درباره آلمان چیست؟ هرکس چیزی می‌گفت. یکی گفت مردمی سخت‌کوش، دیگری گفت کشوری نژادپرست؛ اما یک فرانسوی جمله قشنگی گفت، او با زبان دست‌و‌پاشکسته‌اش گفت: «ما در فرانسه معتقدیم آنچه آلمانی است، خوب است و کیفیت دارد». او با نشان دادن کتاب واژه‌نامه گفت: «وقتی روی این کتاب نوشته باشد Made in Germany همه مطمئن هستند که این بهترین است».

٢. چند سالی که من در آلمان دوران تحصیل دکترا را می‌گذراندم، شاهد اتفاقات خوب و بد زیادی بودم. یادم می‌آید یک بار دانش‌آموزان و خانواده‌هایشان اعتصاب کرده و در خیابان‌ها تظاهرات راه انداخته بودند. آنها به افت کیفیت آموزش در مدارس معترض بودند و می‌گفتند معلمان ما باید ساعات زیادی درس بدهند و به‌‌همین‌دلیل کیفیت آموزش در مدارس پایین آمده است. آنها خواهان استخدام معلمان بیشتر و جوان‌تر بودند. به رادیو گوش می‌دادم، خانمی می‌گفت: «ما در آلمان نفت نداریم، معدن طلا نداریم، تنها سرمایه ما علم و آموزش ماست. اگر علم ما افت کند، اقتصادمان فرومی‌ریزد».
٣. من دوره دکترایم را در سال ١٣٧٧ با بورس سرویس تبادلات دانشگاهی آلمان تمام کردم. نه مشکل سربازی داشتم و نه تعهدی به جایی. وقتی من با چند فارغ‌التحصیل دیگر برای گرفتن مدرکمان نزد خانم پروفسور «کاومن»، رئیس دانشکده رفته بودیم، ایشان از همه ما سؤال مشترکی پرسیدند: برنامه شما برای بعد چیست؟ گفتم من بلیت گرفته‌ام و ۴٨ ساعت دیگر به ایران برمی‌گردم. او از پاسخ من سخت تعجب کرد و پرسید که آیا تصمیم من درست است؟ من برایش توضیح دادم که «من به ساختن وطنم اعتقاد دارم. مهم‌ترین درسی که من از چهارسال‌و‌نیم اقامت در آلمان آموخته بودم، وطن‌دوستی شما آلمانی‌هاست». الان ٢٠ سال است به ایران آمده‌ام. معلمی کرده‌ام و برای شناخت سرزمینم آنچه در توان داشتم، انجام داده‌ام. خوبی و بدی‌اش را نمی‌دانم، معتقدم تاریخ آن را ارزیابی خواهد کرد. داستان تلخی‌هایی که بر من گذشته مثنوی ٧٠ من کاغذ است، اما همچنان بر انتخاب خود هستم. تلخ‌ترین اتفاق این ٢٠ سال برای من این بود که وقتی می‌بینم بهترین تربیت‌شده‌های ما یکی‌یکی رفتن را بر ماندن در ایران ترجیح می‌دهند، بدون اغراق اشک می‌ریزم، چون می‌دانم ایران را باید ایرانی بسازد و رفتن هر ایرانی متخصص یعنی ازدست‌دادن سرمایه‌ای بزرگ که با هیچ عدد و رقمی ‌جبران نمی‌شود.
۴. امسال سال حمایت از کالای ایرانی نام گرفته، نامی که بحق شایسته است و شکی هم نیست که اگر ما از کالای ایرانی که با دست‌ها و بازوان ایرانی ساخته شده است، حمایت نکنیم، هرگز ایران بر شانه‌های مردمانش سرپا نخواهد ماند…

اما کالای ایرانی را چه کسی باید بسازد؟ رقابت در دنیای امروز فقط و فقط بر مبنای علم و دانش و البته همراه با تعامل بین‌المللی است. اینکه کالایی را از خارج کپی کنیم و بعد هم بدهیم به کارگر غیرایرانی، غیرقانونی و با حقوق کم سر هم کند، نتیجه‌اش همان کالاهای بی‌کیفیتی است که هرگز اقبال مشتری را به‌همراه نخواهد داشت. برای تولید کالای خوب و باکیفیت باید دانش و مدیریت توانمند دست در دست هم دهند تا با آگاهی کامل از همه جنبه‌های فنی و کیفی، با نمونه خارجی، هم از نظر قیمت و هم از نظر کیفیت مطابق با استاندارهای معتبر قابل رقابت باشد.

ساخت برند ایرانی با شعار و مصاحبه ممکن نمی‌شود؛ برند ایرانی به تلاش انسان‌هایی نیاز دارد که در سرزمینشان با آرامش و عشق کار کنند و به دانش روز دنیا و همه اصول بازاریابی و اقتصاد علمی هم مسلط باشند. چنین آرزویی فقط و فقط با حمایت بی‌چون‌و‌چرا از نخبگان ایرانی بدون کوچک‌ترین تبعیضی به واقعیت تبدیل خواهد شد.
۵. مغز ایرانی در بستری رشد می‌کند که اندیشمندانش از امنیت روحی، روانی و اجتماعی لازم برخوردار باشند. در کنار آن وجود یک بستر پژوهشی سالم می‌تواند ضامن تولید کالایی فیزیکی یا نرم‌افزاری یا فرهنگی باکیفیت شود. وقتی با وجود تأکیدهای متعدد رهبری درباره حفظ سطح علمی کشور، سهم بودجه پژوهش در کشور هرگز از نیم‌درصد تولید ناخالص ملی تجاوز نکرده است، با این نگاه متحجرانه به مدیریت کشور چگونه می‌توان انتظار داشت که این پژوهشگران بتوانند با پژوهش خود زمینه تولید کالای باکیفیت ایرانی را فراهم کنند. این پولی که در کشور به پژوهش می‌دهند، بیشتر به درد همان خرید و فروش مقاله در میدان انقلاب و روبه‌روی دانشگاه تهران می‌خورد.
۶. متأسفانه مدیران ارشد ما به پژوهش اعتقادی ندارند. شاید یکی از مهم‌ترین دلایل آن اسیرشدن بدنه مدیریتی کشور در دست تکنوکرات‌های پیری است که سال‌ها از تغییرات شگرف در علم و دانش و حتی مدیریت دور شده‌اند و خود یا نزدیکانشان – که این روزها به ژن‌های خوب تعبیر می‌شوند – اقتصاد کشور را اسیر دلالی، زد‌و‌بند، فساد و به قول آقای رئیس‌جمهور شرکت‌های خصولتی و بازنشسته‌ها کرده‌اند. کمتر کسی باور دارد که از تنور چنین مدیریت ضد علم و انعطاف‌ناپذیری بستری فراهم شود که کالای ایرانی بتواند با رقبای خود رقابت کند. سیاست‌ها باید به‌سوی حمایت همه‌جانبه از نخبگان ایرانی، به‌ویژه جذب نخبگانی منجر شود که با آنچه در دنیای امروز می‌گذرد، آشنایی لازم را دارند.
٧. شش بند بالا را چند روز پیش برای انتشار آماده کرده بودم. چندی پیش یکی از متخصصان آب و محیط زیست ایرانی که به‌دلیل افتخارات متعدد علمی مدت‌هاست در رسانه‌ها درباره او نوشته می‌شد، برخلاف جریان معمول به جای ماندن در خارج، به ایران برگشته و حتی به معاونت معاون رئیس‌جمهور هم رسید. متأسفانه به‌خاطر حاشیه‌هایی که برایش ایجاد شد، مجددا مجبور به ترک وطن شد، من این بار هم اشک ریختم. من هرگز سیاسی نبوده‌ام و نخواهم بود، اما آنچه اتفاق افتاد در سالی که باید همه تلاش کنیم تا دانشمندان این سرزمین با عشق به وطن برگردند و با مدیریت و دانش خود تولید کالای ایرانی باکیفیت را ممکن کنند، خبر تلخی بود.

 

حسین‌زاده :رفتاری مشابه استاد شجریان و اصغر فرهادی را با کاوه مدنی انجام دادیم/ دادستانی نگران ناپدید شدن مرتضوی هم باشد

رییس فراکسیون حقوق شهروندی مجلس با اشاره به همزمانی ناخوشایند خروج کاوه مدنی از کشور و ناپدید شدن سعید مرتضوی، به تشریح آماری درمورد حجم بالای سرمایه‌گذاری ایرانیان در خارج از کشور پرداخت و گفت: محل تاسف است که همزمان با فشار به کاوه مدنی، مرتضوی به‌راحتی از قانون فرار می‌کند.

عبدالکریم حسین‌زاده در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی ایلنا، با اشاره به همزمانی خروج کاوه مدنی از کشور و ناپدید شدن سعید مرتضوی اظهار داشت: کاوه مدنی دانشمند برجسته و فعال سرشناس حوزه محیط زیست که اخیراً در اقدامی تحسین‌برانگیز به‌عنوان معاونت سازمان محیط زیست منصوب شده و به کشور آمده بود، به‌دلیل رفتار نادرست از کشور خارج شده که این اتفاق نمونه‌ای از مدیریت نادرست منابع انسانی و مصداق بارز از دست دادن سرمایه‌های انسانی به‌عنوان یکی از مهمترین عوامل توسعه درون‌سرزمینی بوده و این سوال را به ذهن متبادر می‌کند که چرا نمی‌توانیم از این سرمایه‌ها برای توسعه کشور بهره ببریم.

وی افزود: همزمان با اتفاق ناخوشایند خروج کاوه مدنی از کشور، شاهد ناپدید شدن سعید مرتضوی بودیم که این اتفاق هم نمونه‌ای از عدم قطعیت در برخورد با کسانی است که توسعه را به تعویق انداخته و سرمایه‌های کشور را به خطر می‌اندازند.

باید درمورد نخبگان ایرانی که به کشور بازمی‌گردند، به استراتژی شفاف برسیم

نماینده اصلاح‌طلب مردم نقده و اشنویه در مجلس، همزمانی و تقارن این ۲ اتفاق ناخوشایند را حائز اهمیت دانست و گفت: در شرایطی که طی یکی، دو دهه اخیر شاهد خروج گسترده نخبگان از کشور بودیم، وقتی امثال کاوه مدنی به‌خاطر تعلق خاطر سرزمینی به کشورشان بازگشته تا به مردم‌شان خدمت کنند و منشاء اثر باشند، قطعاً باید درموردشان به یک استراتژی شفاف برسیم.

رفتاری مشابه استاد شجریان و اصغر فرهادی را با کاوه مدنی انجام دادیم

وی با انتقاد به این رفتار نامناسب که نسبت به بسیاری از نخبگان در حوزه‌های مختلف انجام می‌شود، گفت: امروز در حالی با کاوه مدنی به‌عنوان یک نخبه علمی در حوزه محیط زیست چنین برخوردی می‌شود که در حوزه فرهنگ و هنر نیز شاهد تکرار همین برخوردها با هنرمندانی همچون اصغر فرهادی هستیم و در گذشته هم این رفتار با استاد شجریان می‌شد. سوال این است که اساساً چرا باید فضایی ایجاد شود که سرمایه‌های انسانی ما در کشور باقی نمانند. آیا واقعاً نیاز است که چنین عرصه را برای فعالیت این نخبگان تنگ کنیم.

عضو کمیسیون عمران مجلس دهم تصریح کرد: چرا سرمایه‌های کشور ما در بهترین دانشگاه‌ها و برترین مراکز پژوهشی، تحقیقاتی و اجرایی کشورهای دیگر استفاده می‌شوند و ابزار و ارکان توسعه در آن سرزمین‌ها هستند و ما نمی‌توانیم نیروهایمان را به که برایشان هزینه کرده و وقت گذاشتیم، حفظ کنیم و این نخبگان را به‌راحتی از دست می‌دهیم. این نقد جدی به سیاست‌گذاری‌های ما وارد است.

رییس فراکسیون حقوق شهروندی مجلس دهم با تاکید بر این‌که باتوجه به تحریم‌های بین‌المللی با مشکلات عدیده روبرو هستیم، اظهار داشت: لازم است با یک حساب سر انگشتی، محاسبه کنیم و ببینیم چه تعداد از شهروندان ایرانی در خارج کشور هستند و درصورت بازگشت‌شان به کشور، چقدر سرمایه مادی و معنوی به ایران بازمی‌گردد.

سرمایه ایرانیان مقیم خارج در سال ۲۰۰۰ بیش از از ۱/۳ تریلیون دلار بوده است

این نماینده اصلاح‌طلب مجلس گفت: تنها در سال ۲۰۰۰ جمع سرمایه ایرانیان مقیم خارج بیش از ۱/۳ تریلیون دلار بوده و به نظر می‌رسد این رقم در حال حاضر و با گذشت ۱۸ سال از آن زمان، حداقل به بیش از ۲ تا ۳ برابر رسیده باشد.

وی افزود: این درحالی است که بنابر همان آمار اولیه، ایرانیان بین ۲۰۰ تا ۴۰۰ میلیارد دلار در آمریکا، چین و اروپا سرمایه‌گذاری کرده‌اند؛ ولی رقم این سرمایه‌گذاری در ایران تقریباً بسیار ناچیز بوده است.

این نماینده اصلاح‌طلب مجلس با اشاره به شعار سال جدید و لزوم حمایت از توانایی‌های داخلی و بومی، گفت: هم‌اکنون در سال حمایت از کالای ایرانی قرار داریم. چرا باید این‌چنین اسباب نارضایتی و بی‌اعتمادی ایجاد کنیم. امثال کاوه مدنی محصول فرهنگ ایرانی هستند؛ چرا باید این‌چنین در آغاز سالی که به‌نام حمایت از کالای ایرانی و اتکا بر توانایی‌های داخلی نام‌گذاری شده، آن‌ها را از کشور برانیم و همزمان با متخلفانی همچون مرتضوی با مسامحه برخورد کنیم و در شرایطی که جامعه و افکار عمومی خواستار برخورد با این افراد است، آن‌ها را رها کنیم.

نماینده اصلاح‌طلب مردم نقده و اشنویه در مجلس شورای اسلامی تصریح کرد: آیا به‌واقع چنین برخوردی با کاوه مدنی به‌نوعی تقابل با شعار سال نیست؟ آیا این ضدیت با شعار سال نیست که این‌چنین نیروهای انسانی خود را از دست بدهیم و در مقابل افرادی همچون مرتضوی را آزاد بگذاریم.

دادستانی همان‌طور که نگران استعفای نجفی بود، نگران بدرفتاری با کاوه مدنی باشد

رییس فراکسیون حقوق شهروندی مجلس به اظهارات اخیر دادستان کل کشور درمورد استعفای شهردار تهران و انتقاد وی از اعضای شورای شهر به‌دلیل عدم پذیرش استعفای نجفی در مرحله نخست اشاره کرد و گفت: دادستان کل کشور اخیراً درخصوص نجفی دلهره و نگرانی بسیاری داشتند و حتی به اعضای شورای شهر تهران متذکر شدند که چرا استعفای شهردار تهران را نمی‌پذیرد. معتقدم دادستانی باید حتماً نسبت به رفتن امثال مدنی‌ها از کشور هم نگران شده و نسبت به فشارها علیه مدنی و فضایی که اسباب خروج این نخبه علمی از کشور را فراهم آورده، نگران باشد.

دادستانی باید نگران ناپدید شدن مرتضوی باشد

نایب رییس فراکسیون محیط زیست مجلس دهم همچنین تصریح کرد: سازمان محیط زیست و سایر ارکان دولت به‌عنوان دستگاه اجرایی که مقدمات حضور کاوه مدنی در کشور را فراهم کرد، باید بیش از این، پشت نیروهای خود بیاستد و از او حمایت کند. علاوه بر این دادستانی باید دل‌نگرانی دستگاه قضایی را نسبت به امثال مرتضوی هم نشان داده و حتماً نسبت به موضوع ناپدید شدن او حساس باشند که ضابطین قضایی با وی برخورد کنند.

عضو کمیسیون عمران مجلس تاکید کرد: ناپدید شدن ناگهانی کسی که هم شاکی دارد و هم ازسوی دستگاه قضا محکوم شده، نه خوشایند جامعه و افکار عمومی است و نه برای وجهه بین‌المللی کشورمان مناسب است.

حسین‌زاده در پایان تصریح کرد: معتقدم اگر همگی به قانون پایبند باشیم و از قانونگریزی و زیرپا گذاشتن آن خودداری کنیم، هم مدنی‌ها می‌توانند در کشور خود و به ملتشان خدمت کنند و هم با مرتضوی‌ها برخورد قاطعانه صورت می‌گیرد.

 

محمد درویش، فعال محیط‌ زیست :استعفای کاوه مدنی امید برای مشارکت متخصصان محیط زیست را کاهش داد/ پیام استعفای کاوه مدنی این بود که در ایران نمی‌شود کاری کرد

محمد درویش، فعال محیط‌ زیست در واکنش به استعفای کاوه مدنی از سازمان محیط‌ زیست می‌گوید: «عمق ناراحت‌کننده بودن این اتفاق را وقتی بهتر متوجه می‌شویم که بدانیم ما در حوزه محیط‌ زیست به‌شدت از کمبود تخصص رنج می‌بریم و حضور تک‌تک کسانی که بتوانند به ما کمک کنند لازم و ضروری است.»

اعتمادآنلاین| روز گذشته خبر رسید که کاوه مدنی معاون بین‌الملل، نوآوری و مشارکت فرهنگی – اجتماعی سازمان حفاظت محیط‌ زیست، در حالی که خارج از کشور بوده،‌ استعفایش را به رئیس سازمان داده و کلانتری هم با این استعفا موافقت کرده است. کاوه مدنی ۲۶ شهریور سال ۹۶ در حالی که یکی از اساتید امپریال کالج لندن بود، دعوت سازمان محیط‌زیست را پذیرفت و به ایران آمد اما از همان اوایل پذیرش مسئولیتش، حاشیه‌های زیادی برایش به وجود آمد،‌ حتی زمانی که سیر بازداشت فعالان محیط‌زیست شروع شده بود،‌ گفته شد که او هم بازداشت شده است. خبری که اگرچه دلایل محکمی برایش وجود داشت اما هیچ وقت تائید یا رد نشد.

این بحران تازه تمام شده بود که رسانه‌های اصولگرا با انتشار تصاویر شخصی او، باز هم دست به حاشیه‌سازی برایش زدند تا اینکه امروز خبر رسید او استعفا داده و احتمالاً به کشور برنمی‌کردد. محمد درویش که یکی از فعالان شناخته شده حوزه محیط‌ زیست است که در دولت قبل هم معاون مشارکت‌های مردمی سازمان حمایت محیط‌ زیست بود،‌ درباره این اتفاق به اعتمادآنلاین می‌گوید: «اصلاً اتفاق خوبی نیفتاده است. این موضوع باعث شد که امید برای مشارکت متخصصان در مقوله محیط‌ زیست به‌شدت کاهش پیدا کند، مخصوصاً متخصصانی که خارج از کشور هستند و در طول هفت ماه گذشته مشغول رصد کردن نحوه برخورد با آقای مدنی بودند.»

او ادامه می‌دهد: «این ناامیدی و بی‌اعتمادی باعث می‌شود که اندوخته‌های تخصصی کشورمان که خیلی‌هایشان در کشورهای خارجی تحصیل کرده‌اند و جایگاه علمی بالایی دارند، این پیام را دریافت کنند که در ایران نمی‌شود کاری کرد.»

درویش می‌گوید: «عمق ناراحت کننده بودن این اتفاق را وقتی بهتر متوجه می‌شویم که بدانیم ما در حوزه محیط‌ زیست به‌شدت از کمبود تخصص رنج می‌بریم و حضور تک‌تک کسانی که بتوانند به ما کمک کنند لازم و ضروری است.»

این فعال محیط‌ زیست ادامه می‌دهد: «واقعاً هم کار کردن در ایران سخت است. مخصوصاً برای کسانی که خارج از کشور هستند و با ضوابط کشورهای توسعه‌یافته کار و تحصیل کرده‌اند. بی‌اعتمادی آنها و سختی کار برایشان باعث می‌شود که ما مجبور باشیم فقط به کسانی اتکا کنیم که حاضر هستند به هر فشاری تن بدهند و باوجود شرایط بد، به کارشان ادامه بدهند. در حالی که این افراد محدود هستند و نیازمان را برطرف نمی‌کنند. ضمن اینکه بستر ورود افراد غیرمتخصص که نحوه تعامل با اهرم‌های فشار را به‌خوبی بلد هستند فراهم می‌شود و این همان چیزی است که ما در طول تمام سال‌های گذشته از آن ضربه خیلی بدی خورده‌ایم. اساساً بحرانی که الآن با آن روبه‌رو هستیم محصول همین وضعیت است.»