کنایه های روحانی مخاطب خود را پیدا کرد؛ سپاه بیانیه داد

نگام ، سیاسی _ کسی منکر زحمات سپاه نیست. کسی تلاش ها و مجاهدت های نیروهای گمنام و بی نام نشان این نهاد را فراموش نمی کند و همه قدردان زحمات آنان هستند، اما قدردان جوان هایی که با دست خالی، بی تفنگ و گلوله کافی، با کفش های کتانی در مقابل دشمن ایستادند و سینه سپر کردند، نه سرداران پر مدعایی که با پوتین های واکس خورده یک روز برای خاتمی نامه می نویسند و دولت منتخب ۲۰ میلیون ایرانی را تهدید به کودتا می کنند و امروز نیز طلبکارانه از ملت به جای آنکه پاسخگوی فرصت هایی باشند که سوزانده‌اند کارهای خود را لیست کرده و چون منتی بر مردم منتشر می کنند.

 

به گزارش کلمه انگار که کنایه های حسن روحانی در روز ارتش مخاطب خود را پیدا کرد. رئیس جمهوری در آن روز بی آنکه نامی از فرد یا نهادی ببرد گفت ارتش سیاست را خوب میشناسد اما در سیاست دخالت نمی کند، ارتش به وصیت امام وفادار مانده است.

روحانی نامی از سپاه نیاورد، اما تمام سرها به سمت نهادی رفت که قرار بود پاسدار انقلاب و آرمان های آن و تمامیت ارضی کشور باشد، نهادی که تبدیل شده است به کارتل بزرگ اقتصادی و سیاسی که برای رئیس جمهور خط و نشان می کشد، بازداشتگاه درست میکند، بازجویی میکند، شکنجه می دهد، تمام اقتصاد کشور را در کف قدرت خود در میآورد و به جای سوددهی به کشور جیب خود را پر می‌کند و مهم تر آنکه وصیت امام را فراموش کرده و چون حزبی سیاسی عمل می کند و دیگر آرمان های انقلاب را به یاد ندارد.

روحانی از ارتش گفت و قدردان این نهاد نظامی بود همان طور که مردم هنوز هستند، اما سپاه بیانیه داد چرا که این سپاه است که هر روز بیشتر از گذشته در اقتصاد و سیاست دخالت می کند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آستانه روز ولادت امام‌حسین (ع)‌ و به بهانه روز پاسدار بیانیه‌ای را منتشر کرده که پر از طعنه و کنایه است.

در این بیانیه که یک روز بعد از سخنرانی حسن روحانی صادر شده سپاه با سرزنش اقدامات ناپسند و اظهارات وحدت‌شکن و تفرقه‌انگیز برخی عناصر اقدامات خود در کشور و خارج از کشور برشمرده است.

سپاه در این بیانیه امنیت مرزها را مدیون خدمات خود میداند، منت میگذارد سر مردم و از مبارزات خود در خارج از مرزهای کشور در سوریه و عراق می گوید و سپاه را بازیگر اصلی غرب آسیا می‌خواند، فارغ از اینکه بازیگر منطقه‌ای باید وزارت خارجه و دستگاه دیپلماسی باشد نه یک نهاد نظامی و نهادهای نظامی اجرا کننده دستورات حکومت ها هستند، نه بازیگر مستقل سیاست خارجی، و اگر کاری در خصوص حفاظت از مرزها صورت داده به وظیفه ذاتی خود عمل کرده است.

سالانه میلیاردها بودجه خرج سپاه برای دفاع از مرزهای کشور، دور نگه داشتن تروریست ها و تکفیری ها و هر دشمن بیگانه ای می شود و این نهاد دقیقا در همین جا به وظیفه ذاتی خود عمل می‌کند. در واقع هیچ ارتشی در جهان بیانیه نمی‌دهد و خدمات خود را چونان منتی بر سرمردمانش لیست نمی کند، هرچند سپاه دیگر آن نهادی نیست که زمانی جوان های پاکش از مرزهای کشور بی هیچ منتی دفاع کردند، با تراکتور رفتند و بی تراکتور برگشتند و در گوشه ای بی صدای گوش خراج موتورها زندگی کردند.

این بیانیه با یادآوری این سخن امام (ره) که “اگر سپاه نبود، کشور هم نبود” و” ای کاش من هم یک پاسدار بودم” لیست کردن خدمات خود را ادامه می دهد. بله روزگاری نه فقط امام که تمام مردم این کشور به سپاهی بودن افتخار می کردند، مگر نه اینکه نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس نیز خود را سپاهی و بسیجی میدانست و همیشه نزدیک ترین یارانش از میان سپاهیان دوران جنگ بودند. اما آن سپاه کجا و این سپاه کجا؟ سپاهی که روزگاری در مقابل دشمن سینه سپر کرد و سپاهی که روزنامه نگار و فعال محیط زیست و دختران و پسران ۲۰ ساله بازداشت می کند و با سخیف ترین روش ها از آنها اعتراف می گیرد تا مبادا منافع اقتصادی و سیاسی و نظامی‌اش خدشه دار شود باهم فرسنگ ها فاصله دارند. مطمئنا اگر امام هنوز در میان ملت بود، به در کنار بودن چنین سپاهی افتخار نمی کرد.
سپا سد ساخته، سپاه جاده ساخته، سپاه مسوولیت سازندگی را پس از پایان جنگ برعهده گرفت، هرچند که تمامی اینها بعدها مشخص شد غلط بوده و بخش خصوصی و اقتصاد کشور را ضعیف کرد، اما به هرحال روزگاری به دلیل امکاناتی که در سپاه بوجود آمده بود، تصمیم بر این گرفته بود شد که این نهاد کمکی باشد برای ساختن کشور، اما این نهاد به تمامیت خواهی روی آورد، اجازه رشد به هیچ شرکت و گروه اقتصادی نداد، رقبا را با استفاده ابزار زور و زر برکنار کرد، مناقصات را غیر کارشناسی برد و کم کم کل اقتصاد کشور را قبضه کرد و همین نیز از آنچه که ذات سپاه را تشکیل می‌داد دورش کرد و امروز شاهد صدها سد غیر کارشناسی و مشکل دار، راه های نیمه تمام و مشکلاتی هستیم که گریبان کشور را فرا گرفته و سپاه را به قدرت غیر پاسخگو و سلطه گری تبدیل کرده که از آن با عنوان دولت در سایه یاد می کنند.

از سوی دیگر سپاه از کمک به زلزله زدگان ورزقان و کرمانشاه و … می گوید، فارغ از اینکه تمام ایران در این زلزله ها به یاری مردم زلزله زده شتافتند و مهم ترآنکه همگان می دانند که دولت پول تمام کانکس ها و کمک های دیگر را به سپاه پرداخت کرده و چیزی از جیب سرداران نرفته است، و باتوجه به بودجه گرفته شده نواقص بسیار است.

کسی منکر زحمات سپاه نیست. کسی تلاش ها و مجاهدت های نیروهای گمنام و بی نام نشان این نهاد را فراموش نمی کند و همه قدردان زحمات آنان هستند، اما قدردان جوان هایی که با دست خالی، بی تفنگ و گلوله کافی، با کفش های کتانی در مقابل دشمن ایستادند و سینه سپر کردند، نه سرداران پر مدعایی که با پوتین های واکس خورده یک روز برای خاتمی نامه می نویسند و دولت منتخب ۲۰ میلیون ایرانی را تهدید به کودتا می کنند و امروز نیز طلبکارانه از ملت به جای آنکه پاسخگوی فرصت هایی باشند که سوزانده‌اند کارهای خود را لیست کرده و چون منتی بر مردم منتشر می کنند.

و روزگاری میرحسین موسوی چه دلسوزانه سپاهیان را نصیحت کرد که: “ما می‌گوییم نهاد بزرگ و تاثیر گذاری چون سپاه اگر هر روز چرتکه بیاندازد که قیمت سهام چقدر بالا و پائین رفته نمی‌تواند از کشور و منافع ملی آن دفاع نماید؛هم خود به فساد کشیده می‌شود و هم کشور را به فساد می‌کشاند .” و ای کاش به نصحیت یار روزهای سخت  گوش می دادند و دائم چرتکه نمی انداختند.