من روزنامه نگار به ایران وایرانیان امید دارم اما امیدم به اصلاح حکومت را از دست داده ام / رضا ویسی

روزنامه نگار اصلاح طلب بودم. روزنامه نگار مانده ام. دیگر اصلاح طلب نیستم.

تصمیم یک روزه نیست.

چندسالی است در کشمکش و جدال ذهنی با خودم بوده ام. نتیجه اش این شده که امروز معتقدم جمهوری اسلامی نه می خواهد اصلاح شود، نه به اصلاحات روی خوش نشان می دهد.

باید جایش را به یک حکومت دمکراتیک و سکولار بدهد.

از طریق مقاومت مدنی و مسالمت آمیز مردم.

با خشونت بویژه جنگ مخالفم.

از نزدیک تجربه اش کرده ام و سال ها درباره آن مطالعه و پژوهش کرده ام.

مخربترین اختراع بشر است.

از کجا به اینجا رسیدم.

از اویل دهه ۷۰ تاکنون حدود ۲۷ سال است روزنامه نگارم.

در بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب روزنامه نگارو عضو تحریریه بوده ام و تا حدودی عضو تیم گرداننده روزنامه ها.

شمرده ام حدود ۱۴ تا روزنامه و نشریه بوده ام همه از سوی حکومت توقیف شدند.

بعد از اعتراضات ۸۸ مجبور به خروج از کشور شدم همراه با خانواده ام.

حالا که به این سه دهه تلاشم برای حرکت در چارچوب اصلاحات از طریق روزنامه نگاری نگاه می کنم به این نتیجه رسیده ام که شخص آیت الله خامنه ای و سپاه پاسداران و تمامی آنچه می توان حاکمیت و سازمان سرکوب نامید راه هر گونه اصلاح اساسی در حکومت و جامعه را بسته اند.

گفتمان اصلاح طلبی دو دولت داشته ، هشت سال دولت آقای خاتمی و پنج سال دولت آقای روحانی.

آیت الله خامنه ای و سپاه و قوه قضاییه و صداو سیما و شورای نگهبان و کل سازمان سرکوب اجازه نداده اند امید مردم به اصلاح حکومت و جامعه از طریق این دو دولت برآورده شود و به همین مانع سازی و نا امید کردن مردم و نخبگان هم ادامه می دهند.

این از حاکمیت. می ماند اصلاح طلبان.اصلاح طلبان از سال ۷۶ تا کنون و دردولت اصلاح طلب خاتمی و دولت کمی تا قسمتی اصلاح طلب روحانی تلاش کردند برداشت خود از اصلاح حکومت و جامعه را پیش ببرند.

غالب اصلاح طلبان واقعی دراین راه بازداشت ، محاکمه و زندانی شدند و هزینه بسیار پرداختند و می پردازند ، شماری نیز اصلاح طلب حکومتی ، اهل اینکه دیگران دادگاه و زندان بروند ما پست بگیریم.

راهبرد اصلاحات و اصلاح طلبان را در مقطع کنونی و پس ازگذشت ۲۱ سال از ظهور گفتمان اصلاح طلبی، در کلیت و نه در مصداق های موردی ناکارآمد می دانم.

اصلاح طلبان حالا و در این مقطع تاریخی و در کلیت خود( نه استثناها) از ایستادگی جدی در برابر حاکمیت ( بویژه رهبری و سپاه)برای ایجاد اصلاحات جدی و اساسی در کشور و نظام سیاسی پرهیز می کنند ، حاکمیت این را می داند ، مرز پیش آمدن اصلاح طلبان را تشخیص داده ، می داند برای اصلاح طلبان، مصلحتی به نام حفظ نظام می تواند ترمزادامه مخالفت با رهبری را در هر موردی بکشد، می داند از یک جایی به بعد اصلاح طلبان پا پس می کشند، بنابر این حاکمیت با فشاراصلاح طلبان تن به تغییر اساسی نمی دهد.
آن راهی که رهبری و سپاه رفته اند یعنی جلوگیری از امید به اصلاح حکومت ، دوبار تجربه شده. دولت خاتمی و روحانی ، بعید می دانم مردم برای بار سوم و یک هشت ساله سوم دیگر به اصلاح کشور و جامعه از طریق اصلاحات امید ببندند.

بعید می دانم دیگر به حرف اصلاح طلبان و هنرمندان پای صندوق رای بشود اردوگاه تندروها را شکست داد ، می دانم نتیجه اش تلخ تر است، احتمالا پیروزی تندروها در انتخابات آینده مجلس و ریاست جمهوری.

از اصلاح حکومت مایوسم اما نه از مردم.

به ریشه های قوی جامعه مدنی در ایران ، به حرکت های مثبت در لایه های زیرین جامعه و به جریان های نیرومند فرهنگی – اجتماعی رو به پیش بین مردم امیدوارم. همچنان روزنامه نگار خواهم ماند و به یک فعال سیاسی تبدیل نخواهم شد.

تا آنجا که بتوانم دیدگاه های سیاسی ام را در کار روزنامه نگاری دخالت نخواهم داد و به اصول حرفه ای ژورنالیسم وفادار خواهم ماند.

به ارزش های سیاسی- اجتماعی جهان آزاد وفادارم و برای رواج آنها در جامعه و کشورم خواهم کوشید.

برای دموکراسی ، جدایی دین از سیاست و سکولاریسم ، آزادی بیان ، آزادی مطبوعات ، آزادی احزاب و نهادهای مدنی ، حقوق بشر و اطلاع رسانی و تلاش برای شکستن سانسور.

من روزنامه نگار به ایران وایرانیان امید دارم اما امیدم به اصلاح حکومت را از دست داده ام.

 

برگرفته از صفحه فیس بوک نویسنده