شعر سیاسی : دوستان یک دانه قاضی گم شده ؛ قاضی ایام ماضی گم شده / سعید مسگرپور

دوستان یک دانه قاضی گم شده
قاضی ایام ماضی گم شده

نازشست حکمهای محکمش
آن حکیم نازنازی گم شده

اًی خٍدایعنی چه جوری ناگهان
آدمی با این درازی گم شده؟

آنکه عمری بی مهابا کرده بود
روز وشب پرونده سازی گم شده

اوکه در هر دوره حتما بوده است
یک مدیر سرجهازی گم شده

من یقین دارم که این مرد زرنگ
عده ای را کرده راضی گم شده

گفته حالا وقت قایم باشک است
بی شک آنجا وقت بازی گم شده

درحقیقت از همه دنیای ما
غیردنیای مجازی گم شده

از خجالت شاید او در زیرخاک
چون آمیبی بی هوازی گم شده

ترس شاید داشت از درس حساب
موقع زنگ ریاضی گم شده

آنکه با سهوالقلم امضا نمود
حکم جلب شیخ رازی گم شده

بس کن ای شاعر که هرکس کرده است
بیش از این روده درازی ،گم شده

نبات الشعرا
سعید_مسگرپور