کودتاچیان همچنان سواره هستند ، قاضی سعید مرتضوی

میراصغر موسوی

 

سعید مرتضوی در دادگاه محکوم شده و حکم او نهایی است. او چه بازداشت و زندانی شده باشد و یا مخفی بماند و جایی پنهان گردد، هیچ چیز – حتی جزیی – در فضای سنگین و خودکامه سیاست در ایران رقم نمی خورد. قربانیان جنایت های صورت گرفته در ماجرای مربوط به کودتای انتخاباتی سال۸۸ خوب می دانند، محکومیت مرتضوی ربط به همه اعمال و رفتار او ندارد. او در کسوت قضاوت و بعد در نقش دادستان تهران مرتکب خلاف، اعمال غیرقانونی، اختلاس و جنایت شده است. نقش او در بافت سیاسی ایران از زمان مجلس ششم مورد بحث بوده و مرتضوی در کسوت قضا بیش از ده سال تاخت و تاز کرده، بعدتر نیز با پیوستن به باند احمدی نژاد به ویرانگری در حوزه اقتصاد و سیاست ادامه داد. میزان قدرت و اقتدار او در اعمال هولناک و اعمال اراده اش در سیستم قضایی ایران و ساخت سیاسی نشانگر جایگاه ویژه او در سرحلقه قدرت است. چنانچه می دانیم ، مدیریت قضایی پایتخت در اختیار دادستان کل و حتی رییس قوه قضا نیست. صاحب این سمت با فرمان ویژه منصوب می شود و در همآهنگی کامل با این مرکز عمل می کند. این دادستانی مانند تمام نهادهای وابسته خودمختار است و ملزم به پاسخ گویی نیست. با این حال اکنون او مجرم است و محکوم به زندان شده.
محکومیت مرتضوی ارتباط با تمام اعمال و رفتارش مانند تجاوزهای جنسی در بازداشتگاه ها همه جنایت انجام گرفته در کهریزک و زندان اوین و شهر تهران نیست.گروهی از نیروهای داخل نظام، که به رغم ادعا و حتی گروگذاری ناموس شان بر پای انتخابات راه گذشته خود را همچنان ادامه داده و می دهند، شاکی جدی مرتضوی هستند و در این چند سال بعد از کودتای انتخاباتی ۸۸ بی وقفه پی گیر ماجرا بوده اند. در جمع این گروه تعدادی از شخصیت های تاثیرگذار نظامی و امنیتی که از نیروهای اولیه انقلاب هستند، وجود داردو نیز همین ها بودند که توانستند پرده از ماجرای کهریزک برکشند و باعث نجات جان دیگر اسیران دردست مرتضوی نیز شدند. نادیده گرفتن این شکایت برای هیچ کس ممکن نبود؛ اگر بود یقین نادیده گرفته می شد. چنانچه دیگر جنایات و خلاف های بزرگ او بی کیفر ماند.
محکومیت مرتضوی پیروزی سیاسی برای کسی محسوب نمی شود، البته خواسته و ناخواسته تبعات سیاسی دارد، اما نباید این را به مثابه جابجایی و یا دگرگونی حداقلی درساختار موجود دید. دگرگونی در ساختار حاکمیت با زندانی شدن افرادی مانند رحیمی و بقایی ومرتضوی و مشایی رخ نمی دهد. قربانی شدن چنین افرادی اتفاقا منطبق برقاعده بازی است. روزی ممکن است احمدی نژاد نیز بازداشت و محاکمه شود. این نیز بر تغییر درساختار موجود دلالت نمی کند.
کسانی که کودتای ۸۸ را رقم زدند، این ها نیستند، مرتضوی و احمدی نژاد عمله ظلمه هستند. بقایی نیز برای چپاول پول نان ملت زندانی نشده، بلکه پول یک نهاد ویژه را بالا کشید.
برای احقاق حق ما کسی را مجازات نمی کنند. اینگونه موارد را نمی توان جدی تلقی کرد. شاکی بقایی قوه قضائیه است. و شاکی مرتضوی گروه و فردی نزدیک به مقام رهبری.
پاسخ به آنچه در ۸۸ رخ داده زندانی کردن مرتضوی ها نیست؛ و این امر ذره ای از دادخواهی قربانیان ۸۸ ورهبران جنبش اعتراضی علیه کودتا را در خود ندارد.
میرحسین و کروبی و رهنورد در حصر هستند و تا زمانی که این امر همچنان باقی است سخن گفتن از رسیدگی به پرونده سال ۸۸ یک یاوه است.
مرتضوی ها برای چنین موقعیت هایی به کار گرفته می شوند. و الا اگر قصد رسیدگی به عملکرد جمعی قوه قضاییه وجود دارد، با دادستان وقت که دستور داد تا برای ترساندن مردم افرادی را آویزان کنند، کسی چرا کار ندارد و برعکس پی در پی به جایگاه های بالاتر صعود می کند.
یا افراد نظامی وشبه نظامی که بازوی اجرایی طراحان کودتای انتخابی هستند و به رغم اعتراف خودشان بر نقش شان در این ماجرا همچنان برسرکار هستند و باز می تازند، چه؟
و آن دیگران که کودتا را رقم زدند و تعداد زیادی از چهره های شاخص و خدمتگذار مردم و کشور را بازداشت کرده و آن نمایش مضحک و کثیف محاکمه جمعی راه انداختند، و آن دیگران که در خیابان تیر مستقیم برمردم زدند، کجا هستند.
میرحسین موسوی در بیانیه هایش که خطاب به مردم صادر می شد، از مرتضوی و احمدی نژاد نام نمی برد، او جریانی را نشانه می گرفت که برساختار حاکم سوار هستند. و همچنان هستند. قتل در زندان ها، آدم ربایی، بازداشت و زندانی کردن افراد فعال و کتک زدن مردم در کوچه و خیابان همچنان ادامه دارد.
این مشاجره و درگیری بین افراد و گروه هایی از درون همین ساختار بایکدیگر را ضمن اینکه باید مورد توجه قرار داد، اما نباید در راستای تحقق وعده ای و یا حل بحرانی ، و اقدام برگره گشودن از بحران های کور تلقی کرد. در کوچه و خیابان نیز هر روز تعدادی از مردم با یکدیگر درگیر می شوند و به کلانتری و دادگاه می روند.