طنز سیاسی : نام مولا علی حرمت دارد ، امشب مشروب خورده ام مایل نیستم نام این بزرگمرد را بیاورم / داش فرید صلواتی

چندی قبل به عیادت یکی از هنرمندان رفته بودم ،ایشان خاطره ایی برای داش فرید نقل کردند که خالی از لطف ندیدم برای شما عزیزان بیان کنم .
ایشان تعریف می کرد ، زمان شاه ،شبی که مصادف با میلاد مولی متقیان علی (ع) بود ، مهمان خیامی رییس کارخانه ایران ناسیونال بودم ، اتفاقا آن شب هنرمندان و خواننده های بسیاری شرکت داشتند از جمله خانم هایده .
آن شب خواننده ها و نوازنده های بسیاری در مدح مولی علی شعر خواندند به جز هایده ، با اینکه ایشان چندین کار در ارتباط با مولی متقیان اجرا کرده بود نخواندنش تعجب بسیاری را برانگیخت.
از خیامی بسیار اصرار و از هایده انکار
آخر مجلس به گوشه ایی رفتم و از هایده علت نخواندش در مدح مولی علی را جویا شدم .
ایشان نکته ایی گفت : با اینکه حدود چهل و پنج سال از آن واقعه می گذرد همچنان در ذهنم تلنگر میزند .
گفت : فلانی ، نام مولی علی حرمت دارد ، امشب مشروب خورده ام مایل نیستم نام این بزرگمرد را بیاورم .
داش فرید کاری به مسائل شخصی خانم هایده ندارد ، به خودش و خدای خودش مربوط است .
ولی می خواهم این را بدانم که:در این روزگار چند درصد از مسئولین فرهنگی ریا،اجتماعی و مذهبی ما به حرفی که می زنند اعتقاد راسخ دارند ؟
این را خوب می دانم که اگر اعتقادی در میان بود اوضاع روزگار اجتماع ما این نبود .
چندی قبل صدای یکی از نمایندگان مجلس که از همکار خود تصاویر دختران خوشگل را خواهان بود در فضای مجازی پخش شد . همان ایام در فضای مجازی فیلمی از برخورد اسفناک گشت ارشاد با یکی از دختران پخش شد.
واقعا به کجا داریم می رویم ؟
تا کی می خواهیم به این رفتارهای یک بام و دو هوا ادامه دهیم ؟
شاید در بسیاری از کشورها اعتقادی وجود نداشته باشد . ولی قانون به آن جامعه ها اعتبار می دهد ، امنیت می دهد .
متاسفانه در این روزگار در جامعه ما نه از اعتقاد خبریست و نه از قانون .
این رفتارها ،جامعه را رو به سقوط اخلاقی برده است .
اگر قرار بود خداوند تنها به دعاهای ما در شبهای گناه و قدر گوش دهد که الان اوضاعمان این نبود .
مگر می شود تنها با دعا کشور را اداره کرد .
باید درون و رفتارمان را دگرگون کنیم و راهی دیگر برایمان نمانده .
سالها پیش دو نفر از دوستانم ،همسرانشان به یک بیماری سرطان دچار شدند . یکی از آنها بسیار مذهبی و دیگری شاید ظواهر مذهبی را رعایت نمی کرد ولی مشخص بود که انسانی معتقد است .
دوستی که ظاهر مذهبی داشت دائم همسرش را به مجالس دعا برده و دائم به غم و اندوه متوسل شد .و تنها شفای همسرش را در غم و اندوه می دید. گویا خداوند تنها در غم نشسته است و به حرفهای ما گوش می کند.
متاسفانه همسر این دوست ما در گذشت .
دوستی که خداوند را به گونه ایی دیگر درک کرده بود . به همسرش انرژی مثبت داد . همسر پنجاه ساله اش را در کلاس موسیقی و نقاشی ثبت نام کرد .
با اینکه از نظر مالی وضع خوبی ندارد ولی دائم و با دوستانش، همسرش را به سفرهای کوتاه مدت می برد.
باید بگویم که خوشبختانه همسر ایشان همچنان در قید حیات هستند .
شاید بسیاری از ما ادعای دینداری و مذهبی کنیم و ظواهر خود را در اجتماع دینی نشان دهیم .
ولی بعید می دانم خدا به این بازیهای ما اهمیتی دهد .
خداوند این رفتارها را شوخی و خنده آور فلمداد می کند .
دقت کرده ایید برخی از فرزندان می خواهند سر پدر و مادرشان راشیره بمالند ،
شاید آنها در ظاهر هیچ نگویند ولی در دلشان میگویند : خودتی
گویا برخی از ما انسانها فراموش کرده ایم ،خداوند خالق ماست . مگر می شود او را فریب داد ؟
چه دردناک است که برخی در دنیا آدم می کشند تا به طرف مقابلشان ثابت کنند،ما بهتر از شما خداوند و دین را شناخته ایم.
چه خیال باطلی.