پسر زنِ بُز چران و سعید مرتضوی ، شباهت تاریخی و عبرت آموز از به دام افتادن شمر و جانی کهریزک

حسین رزاق

سعید مرتضوی در سرخرود آمل دستگیر شد.

حکمت‌های خدا گاهی طنز تلخی میسازد که تکرار تاریخ را هم با خود دارد.

شمر وقتی تحت تعقیب منتقمین حسین‌بن‌علی قرار گرفت، نزدیکیهای مدائن یعنی ایران و دیوار به دیوار انسانهائی که سالها بیشترین ظلم را در حقشان کرده و به اسم موالی آزارشان داده بود به دام افتاد.

حالا هم تاریخ در حال تکرار است.

یکی از آنهائی که مرتضوی با اراده‌ و امر “غلام بلبل” زندگی‌اش را نابود کرد “عیسی سحرخیز” بود.
مدیرکل سابق مطبوعات داخلی ارشاد و روزنامه‌نگار بدلیل زندان طولانی مدت و شکنجه و آزارهای بسیاری که در زندان دید، به ناراحتی ریوی دچار شد و به توصیه اکید پزشک باید از تهران میرفت تا از آلودگی هوا دور باشد.
سحرخیز همان حوالی‌های سرخرود خانه‌‌ای روستائی اجاره کرد و با خانواده‌اش کوچید به آمل.
این سالها خانه‌ی ساده و روستائی سحرخیز محفلی شده برای مطبوعاتیهای سابق تا به بهانه‌ی شمال هم که شده با هم گعده کنند و دیدارها تازه شود.
و امروز دیوار به دیوار گعده‌ی مطبوعاتی‌ها و سیاسیونی که همه طعم محرومیت و محکومیت‌های طولانی مدت را با احکام قاضی مرتضوی چشیده‌اند، سعید مرتضویِ قاتل در مخفی‌گاهش پیدا شد!!!!

امام‌حسین در روز عاشورا وقتی شمر به ایشان توهین کرد گفته بود خدا لعنتت کند ای “پسرِ زَنِ بُز چران” و امروز نمونه‌ی عینی “پسرِ زنِ بُز چران” که در دنائت و سفاکی چیزی از شمر کمتر نداشت و سالها در توهین به بخش عظیمی از مردم و انتخابشان از هیچ جنایتی دریغ نکرد ، در مخفی‌گاهی نزدیک به آنها که بیشترین ظلم را بر ایشان روا کرده بود، ترسان از اجرای عدالت پیدا شد.
قطعا این هم بخشی از انتقام الهی و لعنت خداست بر کودتاچیان هشتاد و هشت و باعث عبرت اهالی دروغین بصیرت اگر بفهمند که البته بعید است.
گرچه ۲ سال حبس برای قاضیِ قاتل عین عدالت نیست اما شاید در اوین کیانِ ایرانی‌ای پیدا شد و عدالت را اجرا کرد تا دیگر پسران زنان بز چران را پیش درآمدی باشد.