پاسخ منفی چند باره ی ناطق نوری به پیشنهاد روحانی برای حضور در دولت

نگام ، سیاسی _ به تازگی حسن روحانی برای بار دوم از علی‌اکبر ناطق‌نوری دعوت کرده تا در دولت حاضر باشد. این در حالی است که این پیشنهاد نیز مانند گذشته از طرف شیخ نور با پاسخ منفی مواجه شده است.

گویا ناطق نوری در پاسخ به این درخواست به اعتدال گرایان و اصلاح طلبان توصیه کرده که در آینده از پتانسیل سیاسی علی لاریجانی بیشتر استفاده کنند. به نظر می‌رسد حسن روحانی در شرایط کنونی بیش از هر کسی به اهمیت حضور ناطق نوری در بازیگردانی صحنه سیاسی ایران آگاه است و به همین دلیل این این دعوت را انجام داده است.

به گزارش رویداد ۲۴ بدون شک در شرایط کنونی مهم‌ترین کارکرد ناطق نوری برای دولت حسن روحانی جلوگیری از ریزش بیشتر پایگاه اجتماعی دولت است. روحانی به خوبی متوجه شده که دولتش با روی کار آمدن ترامپ در آمریکا با چالش‌های جدی و وقت‌گیر بین‌المللی مواجه شده که ممکن است بخش مهمی از انرژی دولت را معطوف به خود کند. از سوی دیگر شرایط اقتصادی مردم به شکلی است که سطح مطالبات نسبت به دولت افزایش پیدا کرده و روحانی نمی‌تواند هم به این مطالبات پاسخ دهد و هم پایگاه رأی خود را مدیریت کند.

از طرفی طیف‌هایی که در منتهی الیه چپ جریان اصلاحات قرار دارند ساز جدایی کوک کرده‌اند و هر لحظه امکان قدرتمند شدن آن در مقابل معتدلین وجود دارد. در نتیجه روحانی احساس می‌کند اگر ناطق‌نوری وارد گود شود و از دولت حمایت کند می‌تواند به نقطه کانونی جریان‌های حامی دولت تبدیل شود و مانع از ریزش پایگاه اجتماعی دولت شود.

با این وجود عدم بازگشت ناطق‌نوری به سیاست در شرایط خطیر امروز با سوالات زیادی مواجه شده و مدت‌هاست مورد توجه رسانه‌های گروهی و جریان‌های سیاسی قرار گرفته است. بدون شک نقطه آغازین گسست «شیخ نور» از فضای سیاسی ایران از مناظرات انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ آغاز شد که در این مناظرات محمود احمدِی‌نژاد در سخنانی بی‌محابانه وی و آیت الله هاشمی را مورد خطاب قرار داد. سخنانی که البته با واکنش رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه همان سال و در حمایت از آیت الله هاشمی و حجت‌الاسلام ناطق‌نوری دو یار دیرین انقلاب همراه شد.

از همین زمان بود که ناطق‌نوری تصمیم گرفت از بازی سیاست کناره‌گیری کند و در هیچ یک از معادلات جریان‌های سیاسی اعم از اصلاح طلب و اصولگرا شرکت نکند. احمدی نژاد در طول هشت سال ریاست جمهوری خود بسیاری از معادلات سیاسی کشور را به هم زد و یکی از این معادلات، اجماع عقلای قوم بر علیه افراطیون بود که اتفاقأ ناطق‌نوری نیز در این اجماع حضور داشت و روز به روز با اعتدال گرایان و در نهایت به اصلاح طلبان نزدیک شد. با این وجود سه مقطع مهم و حیاتی در فضای سیاسی ایران وجود داشت که حضور ناطق‌نوری در صحنه می‌توانست در تعیین سرنوشت نسل‌های بعدی ایران تأثیرگذار باشد.

نخست انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ بود که اصلاح طلبان و اعتدال گرایان که با ممانعت نهادهای نظارتی درباره کاندیدای اصلی خود مواجه بودند به دنبال گزینه‌ای بودند که از کانال شورای نگهبان عبور کند و از سوی دیگر دارای رویکرد اعتدالی و وحدت گرایانه باشد تا اصلاح طلبان بتوانند روی آن اجماع کنند. در نهایت نیز ناطق‌نوری علی‌رغم اصرار و پافشاری بزرگان نظام و جریان اصلاحات از ورود به انتخابات خودداری کرد تا آیت الله هاشمی برای خالی نماندن صحنه وارد میدان شود.

مقطع دوم اما زمانی بود که اصلاح طلبان و اصولگرایان برای تغییر رویکرد افراط گرایانه مجلس نهم اجماع کرده بودند و به دنبال رییس مجلسی می‌گشتند که در بین هر دو جریان سیاسی دارای مقبولیت باشد و بهترین گزینه در این زمینه ناطق‌نوری به نظر می‌رسید.«شیخ نور» اما در این مقطع زمانی نیز حاضر نشد به ندای هوادارانش لبیک بگوید و عطای حضور در رأس مجلس دهم را به لقایش بخشید تا در نهایت محمدرضا عارف و علی لاریجانی برای رسیدن به ریاست مجلس با هم رقابت کنند.

مقطع سوم اما فضای پس از درگذشت آیت الله هاشمی بود که جریان‌های سیاسی در حالت سردرگمی به سر می‌برند و نیاز داشتند تا حول یک شخصیت اعتدال گرا و قابل اعتماد جمع شوند. در این مقطع زمانی نیز ناطق‌نوری حاضر نشد وارد صحنه شود و جای خالی آیت الله هاشمی را برای تحول خواهان دلسوز نظام پر کند. این در حالی است که به نظر می‌رسد بازگشت ناطق نوری به سیاست در آینده بیش از آنکه برای حضور در صحنه انتخابات باشد به عنوان یک کانون اجماع و وحدت خواهد بود و اگر ناطق‌نوری قصد داشته باشد دوباره وارد صحنه سیاسی شود احتمالأ به یکی از کانون‌های اجماع اصلاح طلبان و اصولگرایان در آستانه دو انتخابات سرنوشت سال ۹۸ و ۱۴۰۰ تبدیل خواهد شد که قدرت جریان اعتدال گرای کشور را بیشتر از گذشته خواهد کرد.

به نظر می‌رسد حضور مجدد ناطق‌نوری در فضای سیاسی کشور در آستانه دو انتخابات مهم آینده می‌تواند راه میانبری برای بازی «برد-برد» جریان تحول خواه ایران باشد. باید در  سال‌های باقی مانده از دولت حسن روحانی که آبستن اتفاقات ریز و درشت خواهد بود منتظر ماند و دید که آیا یار دیرین انقلاب و شخصیت معتدل و قابل اعتماد نظام دوباره برای تأثیرگذاری وارد گود سیاست خواهد شد یا خیر؟