خبر فوق محرمانه نگام از سرنوشت رابرت لوینسون مامور سابق سیا : از هتل مریم کیش، تا نگهداری در بازداشتگاه های اطلاعات سپاه

مهرداد شاکری

 

یازده سال پیش، رابرت لوینسون در هتل مریم جزیره کیش در ایران بود که ناپدید شد…

رابرت لوینسون که بیش از هر آمریکائی دیگری در خارج در اسارت مانده، کارمند بازنشسته پلیس فدرال آمریکا بود و در ابتدا گفته می شد که برای «تحقیق در مورد قاچاق سیگار» به جزیره کیش رفته بود اما بعد فاش شد که او یک ماموریت مخفی تایید نشده داشته است.

مقام های ایرانی همواره در مورد سرنوشت آقای لوینسون اظهار بی اطلاعی کرده اند، اما کریستین لوینسون همسر مامور سابق اف بی آی، سال قبل در مصاحبه ای گفت، «به نظر او، مقام های ایرانی دقیقاّ می دانند که چه بلائی بر سر رابرت آمده است.»

جان کری وزیر سابق خارجه آمریکا در دوسال قبل گفت، «تهران متعهد شده تا در مورد پیدا کردن رابرت لوینسون نیز از هیچ اقدامی فروگذار نکند.»

اما به جز تعدادی عکس از آقای لوینسون در غل و زنجیر، و ویدئویی که تقریبا چهار سال پس از سفر به جزیره کیش برای خانواده اش پست شده بود، هنوز خبر دیگری در مورد او دریافت نشده است.

رابرت لوینسون، کارمند بازنشسته پلیس فدرال آمریکا در این ویدئو می گوید: «سه سال و نیم است که این جا زندانی شده ام. وضع سلامتی ام خیلی خوب نیست، و دوای بیماری قندم بسرعت تمام می شود. با من خوشرفتاری شده است. از دولت آمریکا می خواهم به خواسته گروهی که من را زندانی کرده اند، پاسخ دهد. لطفاّ به من کمک کنید.»

این ویدئوی کوتاه از طریق پاکستان برای خانواده آقای لوینسون ارسال شده بود، و مقام های ایرانی نیز به همتایان آمریکائی خود گفته بودند، آقای لوینسون در بلوچستان پاکستان فوت کرده و آدرس محل دفن او را هم داده بودند! اما ماموران پاکستانی نه قبری در آن محل یافتند و نه جسدی!

چندی پیش، داوود صلاح الدین محافظ سابق دفتر منافع ایران در شهر واشنگتن گفته بود رابرت لوینسون برای سازمان سیا کار می کرد، و هنگام دیدار با او در جزیره کیش قصد داشت تا او را به عنوان جاسوس و خبر رسان استخدام کند، اما توسط پلیس و ماموران امنیتی بازداشت شد.

آقای صلاح الدین که نام اصلی او دیوید بلفید است، هجده ماه بعد از انقلاب و زمانی که محافظ دفتر منافع ایران در شهر واشنگتن بود، وابسته مطبوعاتی سابق سفارت ایران در آمریکا را به ضرب گلوله به قتل رساند و سپس از طریق سوئیس به ایران فرار کرد.

رابرت لوینسون که در هنگام مفقود شدن پنجاه و نه سال داشت، از اهالی فلوریدا ست و یکی از بیست و هفت نماینده آن ایالت در مجلس نمایندگان آمریکا نیز می گوید، زمان اقدام مقتضی برای آزاد کردن رابرت فرا رسیده است.

تئودور داچ، از نمایندگان فلوریدا در مجلس نمایندگان آمریکا گفت: «رابرت این کشور را با تمام وجود دوست دارد و حال نوبت این کشور است که دین خود را به او ادا کند. می دانیم که در خلال مذاکرات اتمی با ایران در ژنو جان کری وزیر خارجه وقت آمریکا در تمام دیدار ها با همتای ایرانی خود ، مسئله مفقود الاثر شدن آقای لوینستون را مطرح کرده بود. اما این کافی نیست.»

مطالب فوق را اکثرا در خبرگزاری های مختلف خوانده ایم اما تیم اطلاع رسانی نگام بنا به وظیفه حرفه ای و انسانی خویش قصد دارد اخبار فوق محرمانه جدیدی را در این مورد با خوانندگان خود در میان بگذارد:

آقای لوینستون در جزیره کیش با یکی از افسران ارشد اطلاعات سپاه دیدار میکند.فردی به نام الف.الف

این فرد در مقطعی به عنوان تاجر انحصار ورود سیگار ونستون به ایران را در اختیار داشت که پس از مدتی شرکت وی به لیست شرکتهای تحریم شده ایران توسط امریکا اضافه گردید.

نامبرده پس از دیدار با رابرت لوینستون به افسران مافوق خود در اطلاعات سپاه پیشنهاد ربودن آقای لوینستون را مطرح مینماید.

هدف از این ربایش تحت فشار قرار دادن دولت امریکا و اسرائیل برای بازگرداندن سردار احمد متوسلیان وآقایان”سید محسن موسوی” کاردار سفارت ایران در لبنان، تقی رستگار مقدم از کارمندان سفارت ایران در لبنان و کاظم اخوان عکاس خبرگزاری جمهوری اسلامی عنوان میشود که بنا به گفته مقامات ایرانی در اختیار اسرائیل میباشند.

اما بنا به پیگیرهای نگام هدف اصلی از ربودن آقای رابرت لوینستون توسط تیم اطلاعات سپاه بازگرداندن ۲۰۰ملیون دلار پول بلوکه شده ای می باشد که سران فاسد سپاه در زمان تحریم های اقتصادی با دور زدن تحریم ها به عنوان کارمزد به شرکت آقای الف.الف تعلق گرفته بود.

آقای رابرت لوینستون پس از ربایش در کیش به فارس منتقل می گردد.

پس از آن رد جابجایی رابرت لوینستون در استان های سیستان و بلوچستان و یزد تا سال ۹۶ و جابجایی نامبرده در این دو استان و در خانه های امن اطلاعات سپاه وجود دارد.

بنا به دلایل خاص امنیتی از بیان بیشتر این موضوع خودداری می کنیم .

 

به امید آنکه آقای لوینستون طعم آزادی دوباره را بچشد و به آغوش مردم و کشور و خانواده اش بازگردد.

 

نگام ، ناگفته های ایران ما