واکنش ها به توهین رحیم پور ازغدی به رئیس جمهور : الحمدلله آزادی آن قدر هست که رئیس‌جمهور را دروغ‌گو خطاب کنند ، رحیم پورازغدی با احمدی نژاد مناظره کند

نگام ، سیاسی _ حسن رحیم پور ازغدی عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در دانشگاه صنعتی شریف در آخرین اظهار نظر خود حسن روحانی را ترسو و درغگو خطاب کرده و با انتقاد از اظهارات روحانی درباره فیلترینگ تلگرام و به ادعای او تناقضی که در صحبت‌های جلسات خصوصی وی با فضای عمومی وجود دارد، گفت: «آقای روحانی، رئیس جمهور دوگانه و متناقض با مردم حرف نمی‌زند، رئیس جمهوری اسلامی دروغ نمی‌گوید، رئیس جمهوری اسلامی وعده دروغ نمی‌دهد، رئیس‌جمهوری اسلامی مخصوصاً اگر آخوند و روحانی باشد در جلسه خارجی و داخلی ۱۸۰ درجه متناقض حرف نمی‌زند و مسئولیت حرفهایش را به‌عهده می‌گیرد.

اظهارات رحیم پور ازغدی واکنش هایی را با خود به همراه که سه نمونه ی آن در ذیل اشاره می شود :

 

الحمدلله آزادی آن قدر هست که رئیس‌جمهور را دروغ‌گو خطاب کنند

 

الحمدلله آزادی آن قدر هست که کسی رئیس‌جمهور منتخب را دروغ‌گو خطاب کند و بر خلاف سال‌های قبل تاوان سنگینی بابت این اتهام پرداخت نکند.»

سیدعبدالجواد موسوی در خبرآنلاین نوشت: «رحیم‌پور ازغدی که این روزها به‌ شدت علیه دولت و شخص حسن روحانی فعال است در تازه‌ترین اظهاراتش رئیس دولت دوازدهم را به صراحت «دروغ‌گو» خطاب کرده است.

خب، الحمدلله آزادی آن قدر هست که کسی رئیس‌جمهور منتخب را دروغ‌گو خطاب کند و بر خلاف سال‌های قبل تاوان سنگینی بابت این اتهام پرداخت نکند. هنوز از خاطر نبرده‌ایم فرجام کسی را که گفت ما با پدیده‌ای مواجهیم که در دوربین زل می‌زند و سیاه را سفید جلوه می‌دهد. تا این جای ماجرا مشکل خاصی نیست. یعنی نمی‌توان از آقای رحیم‌پور ازغدی توقع داشت چنین سخن نگوید. رحیم‌پور و دوستانش به حکم از کوزه همان برون تراود که در اوست باید هم با چنین ادبیاتی سخن بگویند اما آقای رحیم‌پور باید تکلیف خودش را روشن کند.

ایشان یا منتقدی مستقل و آزاداندیش است که اگر چنین ادعایی دارد باید به من و شما پاسخ دهد چرا در آن هشت سال کذایی حتی یک بار در مقابل معجزه هزاره سوم چنین موضعی اتخاذ نکرد؟ آیا هاله نور و دعاوی‌ای از این دست و آمارهای عجیب و غریبی که عالم و آدم در صحتش تردید داشتند جای اعتراض نداشت؟ ایشان که امروز در مقابل موضع رئیس‌جمهور در قبال اسلامی کردن علوم این چنین برآشفته می‌شود و منتخب مردم را به بی‌سوادی متهم می‌کند، چطور در مقابل وهن صریح احمدی‌نژاد نسبت به ساحت مقدس بقیه‌الله‌اعظم لب از لب نگشود و ترجیح داد به جای اعتراض به رئیس‌جمهور محبوبش کماکان به اصلاح‌طلبان دشنام بگوید و هم چنان قدر بیند و بر صدر نشیند؟

اصلا فرض را بر این می‌گذاریم جناب رحیم‌پور چنان که مدعی است، ولایت‌مدار است. در این صورت حق نداریم از ایشان بپرسیم ناراحتی رهبر انقلاب را از دروغ‌گو خواندن رئیس دولت نهم چگونه توجیه می‌کند؟ آیا از خاطر برده‌اند رهبرانقلاب با چه لحن گلایه‌آمیزی فرمودند: صراحتا رئیس‌جمهور قانونی مملکت را دروغ‌گو خطاب کردند! عنایت بفرمایید که رهبر انقلاب نگفتند: احمدی‌نژاد را دروغ‌گو خطاب کردید، گفتند چرا رئیس‌جمهور قانونی کشور را دروغ‌گو خطاب کردید! عملکرد هر کسی را با میزان دعوی او می‌سنجند، ما که مثل ایشان و دوستانشان دعوی دینداری و ولایت‌مداری نداریم اما ایشان و نظائر ایشان باید پاسخ دهند چرا علی‌رغم این همه ادعا خلاف گفته خود عمل می‌کنند. اگر رئیس‌جمهور متهم است چرا در خلوت و جلوت سخنش یکسان نیست این دوستان متهمند چرا به دعاوی آشکار خود نیز پایبند نیستند و هر لحظه به رنگی درمی‌آیند. آقای رحیم‌پور بسیار ادعای فضل و سواد دارد اما با همان ادبیاتی سخن می‌گوید که رائفی‌پور و حسن عباسی.

و من مانده‌ام اگر قرار بود آقای رحیم‌پور جا پای این بزرگان بگذارد چه نیازی بود به آن همه فقه خواندن و سرک کشیدن به حوزه کلام. همین جور کتره‌ای درباره شاهنامه و یونسکو و ترافیک و سند ۲۰۳۰ و آرماگدون و علوم انسانی و حقوق بین‌الملل و کارتن بل و سباستین و لایه اوزون و موتزارت و فوتبال و رسانه و کشک بادمجان حرف زدن نه نیازی به فقه خواندن دارد و نه عمر تلف کردن در حوزه کلام. کافی است مقدار زیادی اعتماد به نفس داشته باشی و در ضمن از هر چه مردم دوست دارند بدت بیاید. همین. حالا می‌توانی چشم‌هایت را ببندی و دهانت را باز کنی و ظرف چند دقیقه به یکی از پرمخاطب‌ترین فاضلان دنیای مجازی بدل شوی و از یاد ببری: شرمنده رهروی که عمل بر مجاز کرد.»

 

رحیم پورازغدی با احمدی نژاد مناظره کند

آقای پورازغدی، آیا احمدی‌نژاد به تمام الزامات اخلاقی مدنظر شما متعهد بوده که طی ۸ سال لب به کوچک‌ترین سخنی نگشودید؟ / آیا او حاضر است از این به بعد به جای تریبون‌های یک طرفه راهی دانشگاه‌ها شود و البته با همرده‌های خود مناظره کند یا در جمع دانشجویانی با گرایش‌های فکری و سیاسی متفاوت از خود حاضر شود و سؤالات آنها را بشنود؟

فرناز حسنعلی زاده روزنامه نگار هم در ایران آنلاین این گونه به سخنان رحیم پور ازغذی واکنش نشان داده است :

در گرماگرم روزهایی که محافل سیاسی و رسانه‌ای درگیر سرنوشت «برجام» و فیلترینگ «تلگرام» بودند، فیلمی کوتاه در فضای مجازی منتشر شد؛ به اعتقاد ناظران، اگر تصویر این فیلم حذف و فقط صوت آن شنیده می‌شد، بیشتر این گزاره به ذهن می‌رسید که شومنی با طنازی، تحلیل‌های دم دستی را با چاشنی بددهنی به هم آمیخته و البته فقط قصد خنداندن گروهی را دارد؛ بویژه که با هر صدای خنده، بیشتر سر ذوق می‌آید و دوغ و دوشاب را با هم مخلوط‌تر می‌کند. اما تصویر، کسی را نشان می‌داد که آیت‌الله محقق داماد درباره‌اش گفته بود: «خوشبختانه این فرد در لباس روحانیت این حرف‌ها را نمی‌زند وگرنه من از خجالت می‌مردم؛ چند وقت پیش هم به مقامات مسئول و ارشد نظام نامه‌ای نوشتم و گفتم که چرا به این فرد اجازه سخنرانی داده می‌شود.» شأن نزول این سخن هم اظهار نظر فرد سخنران یعنی حسن رحیم پورازغدی درباره امتناع برخی زنان از بارداری به خاطر به هم ریختن اندام‌شان بعد از زایمان بود.

رحیم پورازغدی در سخنان اخیر خود اما درباره الزامات اخلاقی «رئیس جمهوری مملکت اسلامی» سخنرانی کرده و از این رهگذر ضمن نسبت دادن چندین افترا و دروغ به رئیس جمهوری، گفته که رئیس جمهوری مملکت اسلامی باید چنین و چنان باشد.
اگرچه انتظار می ر‌فت الزامات اخلاقی «رئیس جمهوری مملکت اسلامی» از احمدی‌نژاد به روحانی تغییر نکرده و اصول ثابتی باشد، اما جست‌و‌جو درباره ویژگی‌های «رئیس جمهوری مملکت اسلامی» در زمان احمدی‌نژاد به نقل از رحیم پورازغدی، حاصلی نداشت و این سؤال را پیش آورد آیا به اعتقاد او، در تمام دوران هشت ساله احمدی‌نژاد، وی به تمام الزامات اخلاقی مد نظر ازغدی وفادارانه متعهد بوده که ازغدی لب به کوچک‌ترین سخنی نگشوده است؟ بویژه که او زمانی از مدافعان سینه چاک رئیس جمهوری سابق بود و احمدی‌نژاد را «یک چریک متعهد به جبهه فقرای دنیا» و دولت او را «انقلابی، پرطرفدارترین و مردمی‌ترین دولت در تاریخ جمهوری اسلامی» می‌دانست. بر همین اساس بود زمانی که مجلس وقت به وزرای خام و ناآزموده پیشنهادی احمدی‌نژاد خرده گرفت، رحیم پورازغدی دست به قلم شد و برای اثرگذاری در جلسه رأی اعتماد، به هیأت رئیسه مجلس و چهره‌های شاخص آن نامه سرگشاده نوشت که «چپ و راستی که احمدی‌نژاد به ساز هیچ ‌یک نرقصید و دل به دریا زد و بی‌واسطه با مستضعفان، سخن گفت و به خدمت‌شان کمر بست و نان بسیاری را آجر ساخت، اینک برای فلج ساختن دولت در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند… آیا این شهامت نیست که چون فرد منتخب خود را مناسب ندید بدون جمود و تعصب، او را گرچه دوست نزدیکش باشد کنار گذارده و دیگری را برگزیند؟» طبیعتاً دعوت به التزامات اخلاقی بویژه پرهیز از «دروغگویی» یکی از انتظاراتی بود که از رحیم پورازغدی در برابر «رئیس جمهوری مملکت اسلامی» می‌رفت.
اگرچه مجیزهای سینه‌چاکانه و صدآفرین‌های ازغدی، دیری نپایید و کار به جایی رسید که او نیز با این استدلال که «اگر یک رئیس ‌جمهوری بیاید تمام ملت بهش رأی بدهند، من تشخیص بدهم این کارش غلط است والله توی رویش می‌ایستم» به جرگه منتقدان نه چندان پرشور احمدی‌نژاد پیوست. هرچند او نیز می‌توانست یکی از صدها نفری باشد که به خاطر حمایت از احمدی‌نژاد، پشت دست گزیده و به درگاه الهی توبه کرده و به بخشش مردم نجیب ایران امیدوار باشد، اما خطبه‌خوانی اخیر او درباره بایدها و نبایدهای اخلاقی «رئیس جمهوری مملکت اسلامی»، بار دیگر پرونده مواجهه او با احمدی‌نژاد زمانی که رئیس جمهوری سرزمین اسلامی ایران بود را گشود.
جست‌و‌جوها درباره اینکه زمانی که محمود احمدی‌نژاد از «هاله نور» سخن گفت؛ زمانی که رئیس جمهوری تحت‌الحمایه‌اش تمام هم و غمش را به روی «مکتب ایرانی» گذاشت؛ زمانی که احمدی‌نژاد در برنامه زنده تلویزیونی راست و دروغ را به هم آمیخت و مقابل چشم میلیون‌ها ایرانی ده‌ها نفر از چهره‌های انقلابی را به فساد مالی متهم کرد و حتی یک ورق سند برای صحبت‌هایش ارائه نکرد؛ زمانی که اسفندیار رحیم مشایی از دوستی مردم ایران و اسرائیل حرف زد؛ زمانی که محمدرضا رحیمی، حمید بقایی، سعید مرتضوی، علی اکبر جوانفکر مدیران ارشد و به تعبیر دوستانِ اصولگرای ازغدی «همه کاره»‌های «دولت انقلابی، پرطرفدار و مردمی احمدی‌نژاد» دستبند به دست یک به یک راهی زندان اوین شدند، رحیم ازغدی به کدام منبر رفت و کدام خطابه را خواند؟ چه انتظار می‌رفت وی که یک روز برای حمایت از گزینه‌های بی تجربه احمدی‌نژاد برای وزارتخانه‌ها دست به قلم شده، درباره این موارد هم موضعگیری کند. مگر این افراد هم در زمره انتخاب‌های احمدی‌نژاد نبودند؟ اما جست‌و‌جوها نه برای آن زمان، نه برای حالا که محمود احمدی‌نژاد صبح به صبح دستگاه قضایی و اکثریت ارکان حکومتی را نه به «نقد» که به لعن و نفرین پیرزنانه می‌کشد، فایده‌ای نداشت.

دوستان و همپالکی‌های رحیم پورازغدی امروز بسیار خوش دارند نام محمود احمدی‌نژاد از ذهن و ضمیر همه مردم ایران پاک شود؛ چه تا آن زمان نمی‌توانند از «ایدئولوژی» دم بزنند و «تناقض گویان» را بجویند. اما احمدی‌نژاد و باقی مانده دولت عریض و طویلش امروز مانند وجدانِ ناراحت حامیان تواب و نادمش، جلوی چشم‌شان رژه می‌رود و گاه به شوخی برایشان شکلک درمی‌آورد. به راستی تفاوت کسی که در مجلس برای تبرک آب نیم خورده احمدی‌نژاد را می‌خورد و به کاپشنش دست می‌کشید با رحیم پورازغدی، جز در داعیه و چه بسا «توهم دانایی»- به حدی که اگر همه یک ملت به یک نفر رأی داده باشند اگر او تشخیص بدهد، خردِ فردی را جای خردِ جمعی می‌گذارد و جلویش می‌ایستد- چیست؟ ازغدی اخیراً در گفت‌و‌گویی ناخرسند از مواضع رئیس جمهوری درباره فضای مجازی وی را به مناظره دعوت کرده است؛ همان آرزویی که چند سال است به دل محمود احمدی‌نژاد مانده است؛ اما سؤال اینجاست بهتر نیست برای آنکه صداقت ازغدی در صحت تبری جستن از احمدی‌نژاد ثابت شود، با همان محمود احمدی‌نژاد به مناظره بنشیند تا مردم در میان دو مدعی دو آتشه «انقلابی بودن»، «ایدئولوژیک بودن» و صد البته «برحق بودن» قضاوت کنند تا این شائبه از دامن ازغدی پاک شود که او فقط اهل مونولوگ و تک گویی آن هم در مجالسی است که می‌داند برایش کف و سوت می‌زنند؟ آیا او حاضر است از این به بعد به جای تریبون‌های یک طرفه راهی دانشگاه‌ها شود و البته با همرده‌های خود مناظره کند یا در جمع دانشجویانی با گرایش‌های فکری و سیاسی متفاوت از خود حاضر شود و سؤالات آنها را بشنود؟ چند روز پیش محمد مهاجری، فعال سیاسی و رسانه‌ای اصولگرا در واکنش به سخنان اخیر ازغدی، پیشنهاد دیگری هم داشت: «کاش آقای رحیم پورازغدی که فرمان می‌دهد رئیس جمهوری این را بگوید یا نگوید، نه در انتخابات ریاست جمهوری و مجلس، که در انتخابات انجمن اولیا و مربیان مدرسه فرزندش شرکت کند تا اولاً بیش از تعداد رأی‌هایی که کسب می‌کند، پایش را از گلیمش درازتر نکند و ثانیاً محبوبیتش معلوم شود نزد ما اصولگراها.»

 

او همان‌قدر که در نقد دولت احمدی‌نژاد پیش رفت و اختلافات‌شان به استعفا از شورای عالی انقلاب فرهنگی منجر شد در تشر زدن به دولت روحانی هم کم نگذاشته است

 

مرجان زهرانی در وب سایت سایت خبری سرپوش این گونه به سخنان رحیم پور ازغذی واکنش نشان داده است :

رییس‌جمهوری اسلامی در جلسه خصوصی یک چیز و در جلسه عمومی ضدش نمی‌گوید… رییس‌جمهوری اسلامی مخصوصا اگر آخوند، معمم باشد در جلسه داخلی و خارجی ١٨٠ درجه متفاوت حرف نمی‌زند، مسوولیت‌ حرف‌هایی که زده را بر عهده می‌گیرد… … … شما در جلسه خصوصی راجع به فضای مجازی یک چیز می‌گویی و در فضای عمومی می‌‌گویی اصلا دولت کلا مخالف است و مقامات عالی باید مسوولیت بپذیرند و به مردم جواب دهند.» این جدیدترین حملات حسن رحیم‌پور‌ازغدی به حسن روحانی است گرچه اتفاق و کنشی بدیع به حساب نمی‌آید.اولین‌بار نیست که این چهره فرهنگی اصولگرایان از روحانی می‌گوید، رییس‌جمهوری را به استهزا می‌گیرد، بی‌پروا او را خطاب قرار می‌دهد و همین قدر با دست باز از عالی‌ترین مقام اجرایی کشور انتقاد می‌کند.

 

او همان‌قدر که در نقد دولت احمدی‌نژاد پیش رفت و اختلافات‌شان به استعفا از شورای عالی انقلاب فرهنگی منجر شد در تشر زدن به دولت روحانی هم کم نگذاشته است. انتقاداتی که گستره‌اش از حوزه فرهنگی تا اقتصادی و دیپلماسی را در بر می‌گیرد. همه تقسیم‌بندی‌های روحانی در سخنرانی‌هایش یک حرف و حدیث از سوی رحیم‌پور را به دنبال دارد. یک بار علوم اسلامی و غیر اسلامی و یک بار هنرمند ارزشی و غیر ارزشی. چه آنکه پیش از داغ شدن بحث علوم اسلامی و غیر اسلامی گفته بود «هنر به ارزشی و ضدارزشی تقسیم نمی‌شود و هنرمند ارزشی و غیرارزشی هم نداریم» بی‌معنا است و یکی کردن اینها کاسبی است.»

 

او این روزها بیش از هرکس حسن روحانی را خطاب قرار می‌دهد گویی که زمان انتخابات باشد و روحانی رقیب این روحانی بدون لباس. هر تریبونی که به دست بگیرد در نقد او سخن می‌گوید، راه‌حل می‌دهد و درست و غلط امور اجرایی را مشخص می‌کند. او بیش از هر اصولگرایی تریبون رسمی صداوسیما را در اختیار دارد؛ موضوعی که می‌تواند به پوشیدن قبای ریاست‌جمهوری به او کمک کند.

 

پدر و پسر، روحانیون بدون لباس

همچون پدرش درس حوزه خوانده اما معمم نیست. خانواده رحیم‌پور‌ازغدی در مشهد اسم و رسمی دارند اما نه به واسطه سخنرانی‌های تند و پرحاشیه پسر بلکه به خاطر سابقه پدر، ازغدی بزرگ که در نهضت ملی شدن نفت تا قیام سال ۴٢ و پس از آن در انقلاب ۵٧ حضور داشته است. ازغدی پیش از انقلاب با نهضت ملی‌ها نشست و برخاست داشت اما پس از انقلاب هم این گعده‌ها در خراسان ترک نشد.

 

سید جلال فیاضی که مدتی در شورای شهر مشهد حضور داشته و زمانی هم مدیرعامل خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران بوده از سیاست‌ورزان مشهد است از همین روی به سراغ او رفتیم تا در مورد همشهری‌اش گپ بزنیم.فیاضی اصرار دارد که بیشتر از پدر می‌داند تا پسر. می‌پرسم چقدر با خانواده پورازغدی‌ها ارتباط خانوادگی دارد که تاکید می‌کند روابط نزدیکی ندارد اما آنها را می‌شناسد. روایت می‌کند که حیدر رحیم‌پور‌ازغدی روحانی بدون لباس است و چندین بار تاکید می‌کند از مبارزان قدیمی و پدر شهید به حساب می‌آید.

 

وقتی با این سوال مواجه می‌شود که چقدر پسر به پدر شباهت دارد، می‌گوید: «آقای پورازغدی هم از همان زمان‌ها مقالات انتقادی می‌نوشتند، در عرصه مطبوعات حضور داشتند، ‌نقدهای سیاسی، ‌اقتصادی و اجتماعی داشتند که هم در روزنامه‌های سراسری و هم در روزنامه‌های استانی به چاپ می‌رسید. از آن زمان هم که مرزبندی‌های سیاسی چپ و راست مطرح و بعد به اصلاح‌طلب و اصولگرا تبدیل شد هر دو جریان را نقد می‌کرد. ایشان البته فعالیت اقتصادی هم داشت. دامداری و کشاورزی می‌کرد.» «با همه گروه‌های انقلابی در ارتباط است» پاسخ او به سوالی در مورد نشست و برخاست‌های این روزهای حیدر رحیم‌پور‌ازغدی است.

 

گرچه تاکید دارد هیچ ارتباط تشکیلاتی و حزبی ندارد اما مدتی با تشکیلات یا جنبشی با عنوان مطالبه دانشجویان و طلاب در ارتباط بوده است؛ گروهی که تعدادی جوان انقلابی تشکیل داده ‌بودند. تنها شباهتی که از لا‌به‌لای سخنان فیاضی در مورد این پدر و پسر به چشم می‌خورد روحانی غیر‌ملبس بودن و تمایل به قلم‌زنی در مطبوعات است.فیاضی می‌گوید حسن رحیم‌پور‌ازغدی طلبه جوانی هم که بود مقالاتی برای کیهان می‌نوشت و بعدها سخنرانی‌های زیادی در حوزه و دانشگاه‌های مشهد داشت اما او هم گویا مثل پدر چندان ارتباط تشکیلاتی با نیروهای سیاسی ندارد.

 

رابطه حسنه با صدا و سیما

«در این میهمانی فرهنگی حتی در صورت تفاوت منظر و اختلاف دیدگاه برای چند دقیقه در کنار یکدیگر به پرسش‌های مشترک می‌اندیشیم و احرام تفکر می‌بندیم، پس آنگاه از یکدیگر خواهیم پرسید: آنچه تو گفتی من شنیدم، آیا تو نیز آنچه من گفتم شنیدی» این ورودی پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز نشر آرا و آثار حسن رحیم‌پور‌ازغدی است. محلی برای گردآوری مجازی برای نشر و بازنشر اخبار و گزارش‌هایی از سخنرانی‌ها، گفت‌وگوها و میزگردها و البته پرسش و پاسخ‌هایی که در «حلقه نقد دانشجویی» مطرح می‌شود.

 

رحیم‌پور ۵۴ ساله صاحب موسسه‌ و انتشاراتی به نام «طرحی برای فردا» است. نام سلسله برنامه‌هایی که آنتن شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی ایران در اختیار او قرار داد تا عصر‌های شنبه به وقت ١٩:٣٠ گاهی در جمع دانشجویان، کارکنان ادارات مختلف، استادان و… صحبت ‌کند.

 

او از ٢۵ اسفند ٨١ به عضویت شورای انقلاب فرهنگی درآمد و با حکم رهبری از اعضای حقیقی این نهاد شد.رحیم‌پور البته یک بار در سال ٨٩ از شورای انقلاب فرهنگی استعفا داد، ‌استعفایی که پذیرفته نشد.

 

محمدرضا مخبر‌دزفولی، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی مشغله کاری فراوان را از جمله علل احتمالی استعفای حسن رحیم‌پور‌ازغدی از این شورا اعلام کرد. او البته اعلام کرد که پذیرش یا رد استعفای او از شورا در اختیار مقام معظم رهبری است. حواشی در مورد این استعفا به دلیل اختلاف با احمدی‌نژاد زیاد بود اما بی‌سر و صدا مورد پذیرش قرار نگرفت و او همچنان بر کرسی شورای انقلاب فرهنگی تکیه زده است.

 

سخنرانی کسب و کار اوست

مخاطب اغلب سخنرانی‌های او دانشجویان هستند. گویی حسن رحیم‌پور‌ازغدی تلاش دارد با همان لحن آشنا و کیهانیزه، تئوریسین جریان راست باشد. او نه‌تنها پای ثابت صداوسیما است و شهرتش را از رسانه ملی دارد برخی نهادها در دانشگاه‌ها نیز از طرفداران سخنرانی‌های او در دانشگاه‌ها هستند. او تلاش می‌کند که جای خالی تئوریسین را برای جریان راست پر کند بلکه روزی سروش اصولگرایان شود. اما سوال این جا است که آیا رحیم‌پور‌ازغدی تنها در تکاپو است تا سروش اصولگرایان باشد یا سروش و صفیر جریان راست نیز هست؟

 

حوزه اندیشه دینی علاقه‌مندی او است. کتاب‌شناسی و مقالاتی که از او به چاپ رسیده نیز گواهی بر این مدعی است با این حال از حضور در تشکیلات و حزب ابا دارد. نه به عضویت هیچ حزبی در‌می‌آید، نه فعالیت تشکیلاتی و هماهنگی با اصولگرایان دارد، نه در جلسات حزبی جریان راست حضور پیدا می‌کند. سخنرانی کسب و کار او است.

 

کسب و کاری که مدیون لطف و روابط حسنه با صداوسیما است. با این حال آنقدر این سخنرانی‌ها پرحاشیه است که حتی اردیبهشت ٩٣ آیت‌الله محقق‌داماد سخنرانی‌های او را خشن توصیف کرد که در خلال آن به ملت توهین می‌شود. محقق داماد حتی اعتراض به سخنرانی‌های او به مقامات مسوول و ارشد نظام نامه‌ای نوشت.

 

شاید سخنرانی‌های او به واسطه شیوه بیان و لحن پر‌سر‌و‌صدا و البته کلامی که منعقد می‌کند برای مستمعانش قابل توجه باشد اما او هر‌گز در روند و جریان راست سیاسی تاثیر عمیق و دقیقی نداشته است. رحیم‌پور‌ازغدی بیش از هر چیز یک ویترین جذاب برای اصولگرایان به ویژه تندروهای این جریان است که پا را از سخنرانی فراتر نگذاشته و وارد عمل نمی‌شود. اتفاقی که یا خود به او بی‌علاقه است یا سران این جریان سیاسی به او اجازه بروز و ظهور نمی‌دهند. در هر حال این پرسش باقی است که ازغدی از تریبون‌داری این‌روزها و حمله مدام به روحانی چه هدفی را دنبال می کند؟

 

سخنرانی‌های غیرسیاسی پرحاشیه

«برخی خانم‌ها می‌گویند بچه‌دار نمی‌شویم برای اینکه «هیکلمون به هم می‌خوره»!. ‌ای مرده شور ببره هیکلت رو. مگه هیکلت رو می‌خوای ببری آخرت ؟ تو این هیکل رو می‌خوای چه کار؟ غیر از اینه که می‌خوای ببری تو قبر یا اینکه می‌خوای هیکلت رو ببری تو خیابون نشون بدی. استفاده هیکلت برای شوهرته و البته شوهرت برای توئه و برای بچه آوردن.» یکی از عجیب‌ترین سخنرانی‌های غیر سیاسی رحیم‌پورازغدی بود. سخنرانی که در دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد در جهت ترغیب به فرزندآوری انجام داد و همین سخنرانی باعث شد آیت‌الله محقق‌داماد در اعتراض به این ادبیات که از رسانه ملی پخش ‌شد نامه‌ای اعتراضی بنویسد.

 

رحیم‌پور‌ازغدی البته از تریبون نماز جمعه هم برای بیان ایده‌هایش استفاده می‌کند. سال ٩٣ در نماز جمعه پیشنهاد داد «یک سپاه صدهزار نفری چریک تشکیل دهیم و علنا وارد کشورهای اسلامی شوند.» پیشنهادی برای مقابله با داعش که آن را دست‌پروده امریکا، ‌عربستان و کشورهای اروپایی خواند و گفت باید تعارف را کنار گذاشت و با سپاه چند صد هزار نفری وارد کشورهای اسلامی شد. این سخنرانی بار دیگر پای بحث حضور نظامی یا مستشاری ایران در کشورهای همسایه را به رسانه‌ها باز کرد.

 

«فایده دانشگاه‌ها چیست؟ دانشگاه‌ها به‌جز هزار دکتر و فوق‌لیسانس چه محصول دیگری داشته است؟ بعضی از مسوولان حوزه علمیه قم اعلام کردند دانشگاهیان محصولات تحقیقات خود را عرضه کنند، چرا آنقدر حرف می‌زنید؟ مدیران حوزه قم، مشهد، اصفهان و مراجع باید یقه اینها را بگیرند. کارآمدی آقای مهندس و دکتر فقط برای جلسات خواستگاری یا جلساتی است که با آن بتوانند پز بدهند و به درد دیگری نمی‌خورد. در هیچ کجای دنیا مانند ایران عقده دکتر شدن نداریم» بخشی از سخنرانی رحیم‌پور‌ازغدی بود که صدای دانشگاهیان را بلند کرد. با این حال هیچ اعتراض و نامه و تذکری باعث نشده است که او پا پس بکشد و در ادبیاتش تغییری ایجاد کند.

 

ماجرای ترور ناموفق

«آنها در کردستان عراق اتاق فرمان تشکیل داده‌اند و در یک سال و نیم اخیر نیز این‌بار سوم است که خبر ترورم را به من داده‌اند.» خبری است که سال ٩١ رحیم‌پور‌ازغدی با فارس در میان گذاشت. البته او مدعی شده که در یک سال سه بار برای ترور او اقدام شده است. البته این سوال مطرح است که اگر او تنها یک سخنران است چرا باید چندین بار مورد سوء‌قصد قرار گیرد؟

 

منتقد دو‌آتشه

روز گذشته ویدیویی از سخنرانی او در خبرگزاری دانشجو منتشر شد که روحانی را خطاب قرار می‌داد، ‌به راحتی نقد می‌کرد و او را دروغگو خطاب کرد. البته او تنها اصولگرایی نیست که این روزها به راحتی فرصت نقد تند روحانی را پیدا می‌کند. از همان سال‌های آغازین ورود روحانی به پاستور گویی مرزهای نقد تغییر کرده باشد او را آخوند انگلیسی خطاب می‌کردند که بعدها به نفوذی تغییر پیدا کرد. حتی چندی پیش حمید رسایی در توییتر خود روحانی را با استناد به سخنی از امام خمینی مفسد‌فی‌الارض توصیف کرد. حال سوال اینجا است فارغ از انگیزه‌های رحیم‌پور‌ازغدی و امثال او برای چنین بیاناتی آیا چنین آزادی بیانی برای اصلاح‌طلبان در زمان بر مسند‌نشینی اصولگرایان نیز ممکن بود یا خیر؟ آیا آنان تنها صاحبان «تریبون‌های خیلی آزاد» هستند؟