شعر سیاسی : به کجا چنین شتابان / حسین قمی اویلی

منحرف از روی ریلش شد قطار انقلاب
می رود با سرعتی بالا به سوی منجلاب

اختلاس از مال مردم گشت رایج در نظام
اعتراضی بر نمی آید ز آیات عظام

قبح غارت از میان بر چیده با تکرار شد
وضع بیت المال ما دردا که رقت بار شد

مصلحان را فتنه گر قاضی مخاطب می کند
اهل یغما را ولی صالح ملقب می کند

نقد راس قدرت حاکم شده امری محال
ساده تر باشد از آن نقد خدای لا یزال

باز هم یک تن مسلط بر تمام مردم است
او بخواهد جو برای توده جای گندم است

حرمت صندوق آرا کاملا در هم شکست
چون که حکم عده ای نا منتخب نافذتر است

اقتصاد افتاد دست عده ای سردارها
هیچ کس پاسخ نمی گوید به این بیکارها

عده ای شعبان بی مخ در وطن پرورده اند
دایما بحران به کشور ارمغان آورره اند

شد خیابان های ما آکنده از آوارگان
اعتراضی گر بر آید شهر گردد پادگان

گشت کیهان مثل بنگاه دروغ و افترا
می نماید منتشر در بین مردم کینه را

شد صدا سیما نماد جعل هر گونه خبر
می گذارد بر مخاطب ها فقط سوء اثر

شام و لبنان و فلسطین و یمن با پول ما
می شود عمران ولی ایران شده گویا رها

تن فروشی در وطن شدت گرفت این روزها
فقر ویران کرده فرهنگ تمام توده را

وضع فرهنگ وطن چون شهر بی دروازه شد
قیمت آغوش زن با نان شب اندازه شد

کودکان کار ما هر لحظه افزون می شود
هر کسی را دل از این بیداد پر خون می شود

فقر و فحشا، بنگ و افیون در وطن غوغا نمود
چون که کار افتاد دست مردمان بی وجود

خرج ایرانی به قدر مردم مغرب شده
کیفیت اندازه ی شعب ابوطالب شده

جنس چینی پر شده در کل بازار وطن
مهر تعطیلی زده بر کسب و کار مرد و زن

گاو شیری شد وطن در چنگ چین و روسیه
مرد ایرانی شده سرباز خاک سوریه

سفره ی وابستگان این حکومت چرب هست
بهره‌ی مردم معیشت با هزاران کرب هست

گر تداوم یابد اوضاع وطن بر این سیاق
می شود روزی وطن کانون خشم و احتراق