تضمین از خارجی ها برای نظامی که به ملت پشت کرده چاره ساز نیست ، تضمین در کوچه اختر است

راه سبز امید

در شمال ایران من تخم مرغ فروش های محلی را دیده ام که چه ماهرانه و بی هیچ ترسی همه تخم مرغهایشان را در یک سبد می گذارند بی آن که هیچ کدام از آن ها بشکند.

اما سیاستمداران اغلب مدعی اند که آن ها این ریسک را نمی کنند و همه تخم مرغهایشان را در یک سبد نمی گذارند تا اگر تخم مرغ های یک سبد شکست بقیه سالم بماند.

ولی در تعجبم از رهبر و رئیس جمهور ایران که هر کدامشان همه تخم مرغ های خود را در یک سبد گذاشتند.

یکی در سبد کدخدا و برجام و دیگری در سبد روسیه و سوریه.

حالا کدخدا از برجام بیرون زده و برای بازگشت به آن شرط و شروط گذاشته و روس ها هم بطور تلویحی به ایران گفته اند که شروط آمریکا و الحاقیه برجام را بپذیرد.

از سوی دیگر در حالیکه آمریکایی ها در ضمن شروط دوازده گانه خود از ایران خواسته اند که پایش را از سوریه بیرون بکشد .

روسها هم ضمن لو دادن گرای پایگاه های ایرانی در سوریه ، دست اسرائیلی ها را در سرکوب آن ها باز گذاشته اند.

و این به معنای ان است که امنیت اسراییل خط قرمز و فصل مشترک هر دو ابر قدرت و ایران وجه المصالحه آنان است.

با مشاهده تعامل دو ابرقدرت در برخورد با ایران آیا اکنون وقت آن نرسیده تا هر دو مسئول ایرانی به اشتباهات خود اعتراف کنند.

و از این که همه تخم مرغ هایشان را در سبد خارجی ها گذاشته و هیچ تخم مرغی را در سبد ملت باقی نگذاشته اند از آن ها پوزش بخواهند.

و در روش شکست خورده خود که سبب شکستن همه تخم مرغ ها شده، تجدید نظر کنند.

و راه تعامل با ملت و جلب اعتماد آنان را پیش گیرند.

و به پشتوانه اعتماد ملی و وحدت ملی با خارجیها مداکره و تعامل کنند؟

وزیر خارجه بیخود بدنبال گرفتن تضمین از خارجی ها به این سو و آن سو ندود و خود را خسته و وقت ملت را تلف نکند.

در کشوری که بین مردم و نظام و بین دولت و نظام شکاف و بی اعتمادی باشد هر چقدر هم که نظام در برابر خارجی ها نرمش کند

و به آن ها امتیاز بدهد آن ها گستاخ تر می شوند و باج بیشتری می خواهند.

و در هیچ کجا متوقف نمی شوند.

چون می دانند که این نطام زیر پایش سست است و توان ایستادگی و مقاومت ندارد.

لذا بیشتر به او فشار می اورند و او را مجبور به عقب نشینی از مواضع خود می کنند.

و به خیانت به منافع ملی وا می دارند.

و او را به مسیری بی بازگشت و به ورطه سقوط و فروپاشی می کشانند.

رهبر ایران به دنبال گرفتن تضمین از خارجی ها نباشد زیرا برای نظامی که به ملتش پشت کرده و با آنها قهر است هیچ تضمینی در کار نیست.

‌ تضمین در همین نزدیکی ها و در بیخ گوش اوست.

همین جا در تهران در کوی اختر و در خانه میر حسین که به دستور او سالها در حصر است.

کافی است تا رهبر ایران چند گام متواضعانه به سوی او بردارد.

و به خاطر ظلمی که به او کرده از او و از ملت ایران پوزش بخواهد.

آن گاه تضمین حاصل است.

نرمش قهرمانانه این است.

برای حفظ نظامی که متکی به حمایت ملت خویش و مورد اعتماد آن ها نیست خارجیها نمی توانند هیچ تضمینی بدهند.

رضایت ملت بهترین ضمانت برای بقای نظام و برجام و رفع تحریم ها و بازگشت عزتمند نظام به جامعه جهانی است

کاسه صبر ملت دیگر سرریز شده و زمان اصلاحات و نرمش قهرمانانه نظام در صحنه سیاست داخلی دیری است که به سر رسیده.

و ما در وقت اضافه به سر می بریم.

وقت تنگ است و زود دیر می شود و عقربه های زمان قابل بازگشت به گذشته نیست.

رهبر ایران که این روزها برای حفط نظام و برجام دست به دامن خارجی ها شده و در پی گرفتن تضمین از انهاست.

و با بد عهدی و پیمان شکنی روس ها مواجه شده.

و مایوسانه بر اختلاف افکنی بین اروپا و آمریکا چشم دوخته،

مصداق این شعر حافظ است که می گوید:

آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد.

 

نگام ، ناگفته های ایران ما