مردم،شما مسئولین کوتوله و کوتوله هاى مسئول را نخواهند بخشید / سعید سهیلی

 

یا خدااااااااا …. چه مى توان گفت جز یا خدا ، جز وااااااى ، جز دااااااد ، جز حسرتا ، جز دریغا ، جز افسوس ، جز اشک ، جز سکوت ، جز نفرین بر کسانى که بغضش را ندیدند و حرفهایش را نشنیدند ، اى نفرین بر شما … بر شما کوتوله هایى که قامت بلندش را باور نکردید ، جایگاهش را نفهمیدید ، شما پنداشتید “هر آنکه از دیده رود … از دل رود”، چهل سال انکارش کردید و او همچنان در قلبها ماند ، مگر مى شود امیر سینما … کبیر سینما … امیر کبیر سینما را فراموش کرد ؟ مگر مى شود فرمان سینما را حذف کرد ؟ مگر مى شود آمدن او را در راهرو بیمارستان از یاد برد ، مردم … شما مسئولین کوتوله و کوتوله هاى مسئول را نخواهند بخشید ، نه مردم و نه خداى مردم ، همه شمائى که در خانه نشینى او مسئول بودید ، قیافه هر کدام از شما را چهار روز مردم نبینند انگار که هرگز و هیچگاه نبوده اید ، اما”کاکوى” ما چهل سال غایب چشمها بود و حاضر دلها ، سرزمینى که بهترینهاى خود را قدر نداند … چه را قدر بداند ؟ او اولین سوپر استار و یکى از بهترینهاى سینماى ما بود ، چرا قدرش ندانستیم ؟ فردا صدا و سیما خبر رفتن او را خواهد خواند ، همان صدا و سیمایى که مردم را در حسرت گذاشت … در یک حسرت بزرگ … در حسرت صدا و سیماى او ، آرى ، قد و قامت او بلند بود و قاب تلویزیون کوچک ، اشک ها و حرفهایش را در دو روز قبل از هجرتش از یاد نخواهم برد ، او بسیار گریست و گفت : از مرگ نمى ترسم ، اما دلم براى مردم تنگ خواهد شد ، مردمى که مرا بسیار دوست داشتند و من نتوانستم و نگذاشتند با آنها خداحافظى کنم ، پدر … ما هم با تو خداحافظى نمیکنیم … چون تو نرفته اى و نمى روى ، تو در قلب و خاطر یک ملت زنده اى … همیشه ، همیشه ، همیشه