مرگ ناصر ملک مطیعی مرگ یک نسل است که ۴۰ سال سرکوب شد

میثم بازیاری

 

خبر مرگ یک اسطوره برای نسلی که با ناصر ملک مطیعی سالهای جوانی و نوجوانیش با بازی های درخشان و ملموس این هنرمند گرانمایه سپری شد قطعا جانکاه و غم انگیز است.

نسلی که انگار با ناصرخان ملک مطیعی در این چهل سال لحظه به لحظه حسرت خورد و درد کشید و در آتش جهل حاکمانی مستبد و خودکامه سوخت و خاکستر شد.

نسلی که ۴۰ سال از ابتدایی ترین حقوق انسانی محروم شد.

نسلی که ۴۰ سال با ناصرخان ملک مطیعی آرزو به دل ماند.

نسلی که پا به پای اسطوره هایش خون دل خورد و مرگ اسطوره هایش را با مرگ خود به نظاره نشست.

مرگ ناصرخان ملک مطیعی شاید پایانی باشد بر تمام آرزوهای نسلی که همواره در جستجوی شادی و آرامش تمام کوچه پس کوچه های شهر را با چراغی لرزان در دست به جستجوی نور و روشنی قدم زد و جز تاریکی چیزی عایدش نشد.

مرگ ناصرخان ملک مطیعی فقط مرگ یک اسطوره نیست،

 

مرگ آرزوهای یک نسل سوخته است.

روحش شاد و یاد و نامش تا ابد جاودان…

 

نگام ، ناگفته های ایران ما