کریمی قدوسی رییس باند مافیای قاچاق دختران ایرانی

مهردادشاکری

سال ۹۲ بود در یکی از شهرهای اطراف تهران مهمان یک دوست قدیمی بودم.

صحبت هایمان گل کرده بود و هر کداممان راجع به مسئل روز جامعه اظهار نظر میکردیم.

تلفن دوستم زنگ خورد.

مکالماتشان خبر از ورود عن قریب یک مهمان ناخوانده داشت.

مهمان آن روز دوستم یکی از نزدیکان آقای کریمی قدوسی بود.

خیلی صحبت ها مطرح شد و همچنان گرم صحبت بودیم که تلفن مهمان تازه واردمان زنگ خورد.

لحن صحبتش عوض شد و مدام پشت تلفن داشت قربان صدقه یک نفر می رفت.

آدرس خانه دوستم را به مخاطبش در پشت تلفن داد.

تلفن را که قطع کرد از دوستم با خنده ای شیطانی درخواست انجام کاری را کرد.

دوستم هم موافقت کرد.

یک ساعت بعد ۴ دختر جوان به مهمان تازه وارد پیوستند.

گرم صحبت شدند.

و از خلال صحبت هایشان فهمیدم این دختران در کشورهای همسایه به همراه تعداد زیادی دختر دیگر در حال سرویس دهی جنسی به مراجعه کنندگانشان هستند.

از پردآمد بودن این کار می گفتند و قصد داشتند به طور پنهانی

والبته با هماهنگی با امام جمعه مشهد آقای علم الهدی مرکزی را هم برای سرویس دهی و پذیرایی دختران ایرانی از شیخ های متمول عرب راه اندازی کنند.

تا آنجایی که از صحبتهایشان فهمیدم.

و بعد از دوستم پرسیدم ریاست این تیم فساد و فحشا را آقای کریمی قدوسی به عهده داشت.

تجارتی پرسود برای کریمی قدوسی از به حراج گذاشتن ناموس زنان و دختران ایرانی.

کریمی قدوسی اگر رگ گردن کلفت می کند.

در ایجاد شوهای تبلیغاتی و دم از وطن پرست بودن میزند ،

در اصل کرمی است که به جان ریشه های درخت جوان ایران و ایرانی افتاده.

امیدوارم روزی تاوان اعمال کثیفش را پس بدهد این اژدهای هفت سر.

نگام ، ناگفته های ایران ما