چه باید کرد؟

سید نادر آموزگار

 

قریب به بیست سال حمایت اکثریت این ملت از نهضت اصلاحات در ایران،

به جز دستاورد های چشمگیر

اما موقتی که در دوران پر حادثه

ولی شیرین دولت سید محمد خاتمی داشت،

به جز نومیدی کامل اکثریت حامیان آن نهضت،

از جمله مخلص،

نسبت به حتی کوچکترین سطح از اصلاح‌ پذیری این نظام هیچ حاصلی نداشته است.

فساد، رانت خواری، چپاول اموال عمومی و به ویژه اختصاص دو سوم از پول نفت ملت

که هر ساله زیر عنوان فصل ۱۷ بودجه که تماما نصیب سازمان های رنگارنگ زیر کلید روحانیت می شود

چیزی نیست که با رای دادن به یک کاندیدای بی خطر و بی ضرر مورد تایید اصلاح طلبان قابل اصلاح باشد.

مردم ما متاسفانه همچنین در اثر خیانت سه حکومت پی در پی از قاجار ها تا کنون از وجود احزاب واقعی نیز محرومند.

و از این بابت امروز از برخی کشور های منطقه، مثل هند و یا عراق و حتی افغانستان و پاکستان هم عقب تر هستیم.

چون در آن کشور ها چندین حزب قوی وجود دارد که در صورت سقوط یک حاکمیت خاص،

هر کدام از آن احزاب که نمایندگان بیشتری در مجلس داشته باشد سریعا دولت تشکیل می دهند.

شانس بزرگ حکومت هم فقدان اپوزیسیون قوی هم در داخل و هم در خارج از کشور است.

که از میان آن ها رهبری مور قبول اکثریت ملت را بتوان پیدا کرد.

مطمئن هستم سلطنت طلبان، مجاهدین، و آنارشیست ها هیچ یک از اعتماد عمومی کافی برای رهبری این ملت برخوردار نیستند.

در چنین شرایطی،

و با توجه به این واقعیت که نارضایی های داخلی،

فشار فزاینده ی خارجی،

و کساد کمرشکن اقتصادی کشورمان را به بشکه ی باروتی تبدیل کرده

که برای انفجار تنها نیاز به یک جرقه دارد.

انسجام ملی، مستقل از سیاست های مخرب حکومت‌ نالایق و ناشایسته ی مرکزی

احتمالا تنها را صیانت از تمامیت ارزی و استقلال ایران عزیز ماست.

بیایید اختلاف نظر های سیاسی، فرهنگی، طبقاتی، قومی و غیره را کنار بگذاریم.

و یک صدا و یک پارچه فقط به تضاد غیر قابل حل با این نظام و راه رهایی از چنگال آن بیندیشیم.

فردای ایران‌ متعلق به این‌ ملت و فرزندان ماست.

 

نگام ؛ ناگفته های ایران ما

One thought on “چه باید کرد؟

دیدگاه شما

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.