رهبری باید از پشت پرده بیرون آمده و پاسخ بدهد!

عباس مجنونی

 

پاسخگوی اصلی و مستقیم به مردمی که سر به شورش برداشته بودند شخص رهبر است، که آن روزها آفتابی نمی شد اما در پشت صحنه بی وقفه در حال جلسه و مشورت برای یافتن راه حلی برای جمع کردن شورش مردم بود.

وضع اقتصادی کشور حاصل همان هم آهنگی و هم نظری ایشان با معجزه هزاره سوم (احمدی نژاد) در زمینه اقتصادی است که خود در اولین نماز جمعه پس از کودتای ۸۸ اعلام کرد.

تمام امام جمعه هائی که مردم دیگر چشم دیدن آنها را ندارند همگی برگمار شده توسط ایشان هستند. خصوصی سازی ها که کمر تولید را در مملکت شکست و واردات را بر مملکت حاکم کرد و موجب تاریخی ترین اختلاف طبقاتی در جامعه شد فرمان شخص ایشان برای تغییر جهت اصل ۴۴ قانون اساسی بود.

فرمانده گذاشت و فرمانده برداشت و سرتیپ و سرلشگر درست کرد بی آن که معیار و دلیل آن را بگوید، قوه قضائیه تابع شخص اوست، تشکیلات حکومتی حوزه علمیه قم تحت ریاست شیخ محمد یزدی زیر نظر بیت اوست.

تولیت برای آستان قدس تعیین کرد بی آن که حساب و کتاب این امپراطوری اعلام شود و معیار انتخاب تولیت برای آن برکسی معلوم باشد. سرنخ ده ها تشکیلات مذهبی و از جمله مداحان به بیت ایشان وصل است.

انحلال احزاب را ایشان فرمان داد و منصوبان اجرا کردند، نوروز همین امسال که روزها زیادی در مشهد اقامت کرد بی آن که اعلام شود دلیل آن چه بوده، و در کشاکش تعیین کابینه دوم ریاست جمهوری، خطاب به حسن روحانی که به مشهد رفته بود تا تکلیف روشن شود گفت “نه فقط وزرا، بلکه استانداران و فرمانداران هم باید با تائید دفتر من منصوب شوند” و در پاسخ به روحانی که گفته بود “در گذشته چنین رسمی نبوده” پاسخ داد “حالا هست!”.

سرپرست صدا و سیما را ایشان تعیین می کند، اعضای مجمع مصلحت برگمار شده ایشان هستند، اعضای شوری نگهبان با فرمان ایشان عضو این شوری می شوند و همین شوری تابع رهبری، صلاحیت کسانی که می توانند عضو مجلس خبرگان شوند را تعیین می کند.

تمام فرماندهان سپاه استان ها زیر نظر ایشان تعیین می شوند. این غارت و اختلاس و دزدی حکومتی از یک طرف و فقر و استیصال مردم از طرف دیگر محصول بیش از ۳ دهه رهبری ایشان است.

دادگاه ویژه روحانیت زیر نظر بیت ایشان است. روی سر وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه، واحد اطلاعات بیت رهبری قرار دارد، نخست وزیر و رئیس مجلس را به دستور ایشان ۷ سال در خانه هایشان زندانی کرده اند و نمونه های بسیاری که مثنوی هفتاد من است.

حالا چه کسی باید پاسخگوی مردم باشد جز ایشان؟ شاید باز هم بر این تصور باشد که پاسخ را باید با دندان داد! اما در سال ۸۸ این پاسخ داده شد و برآمدش جواب امروز مردم است.

باز هم تکرار و تکرار و تکرار تا لحظه آغاز جنگ داخلی در ایران؟ آنها که برای ایشان دیدارهای نمایشی ترتیب دادند و گفتند این ها نمایندگان اقشار مختلف مردم فلان شهرند، چرا ایشان را تشویق به رفتن به دیدار مردمی که در خیابان ها بودند نمی کردند؟.

آن که پشت پرده نشسته و روحانی را پیش انداخته تا پاسخ مردم را بدهد، خود باید از پرده بیرون آمده و در برابر مردم ظاهر شده و پاسخ بدهد. و اگر ظاهر نمی شود، بازگشت از مسیر ۳۰ ساله را در عمل نشان بدهد.

 

نگام ؛ ناگفته های ایران ما