جنبش استقلال قضایی را از کجا آغاز کنیم؟ ، جامعه وکلای مستقل در صورت تشکیل می تواند در جامعه نقش مدعی العموم را ایفا کند

 

راه سبز امید

 

من حقوقدان نیستم اما معتقدم اساس همه کجی ها و کاستیها در ایران ساختار کج و بی قواره قوه قضاییه است.

اولین و مهمترین هدف جنبش مشروطه ایجاد عدالتخانه به سبک غربی بجای دادگاه های شرعی بود.

اما پس از انقلاب ما دوباره به دادگاهای شرعی برگشتیم.

مملکت وقتی درست خواهد شد که دستگاه قضایش درست باشد. د

ستگاه قضا وقتی درست خواهد شد که مستقل از قدرت حاکم و منتخب جامعه مستقل حقوقدانان باشد.

قاضیانی که همه منصوب و حقوق بگیر حکومتند نمی توانند مستقل از حکومت باشند لذا می ماند جامعه وکلا.

متاسفانه جامعه وکلای ایران هم مانند دیگر اصناف دارای تشکیلات صنفی مستقل نیست که اگر بود قوه قضائیه نمی توانست هر غلطی که دلش خواست بکند.

من اگر بجای رییس جمهور بودم بجای تهیه منشور حقوق شهروندی لایحه استقلال قوه قضائیه را به مجلس می بردم چون رئیس جمهور پاسدار قانون اساسی است و تفکیک قوا یکی از اصول ان است اما این اصل با اصول دیگر قانون اساسی سازگاری ندارد زیرا رئیس قوه قضائیه منصوب رهبر است و از او دستور می گیرد لذا در عمل قوه قضائیه ایران استقلال ندارد ، قوه قضائیه وقتی استقلال دارد که بالاسری نداشته باشد و کسی قدرت دستور دادن به آن را نداشته باشد.

جدای از موضوع جایگاه رییس قوه قضائیه ، خود شخص رییس قوه قضائیه هم مهم است. او باید شخصی عادل و شجاع و شخصیتا دارای استقلال نظر و با علم و تجربه و دارای حسن شهرت باشد.

اصلا رییس قوه قضائیه مقامی بیخود و زائد و من درآوردی است. بیشتر کشورهای جهان که دارای قوه قضائیه مستقل و پیشرفته هستند دارای رئیس دیوان عالی کشور هستند به گمانم در قبل از انقلاب در ایران هم چنین بوده و چیزی به نام رییس قوه قضائیه نبوده .

اگر قرار است که اصلاحات در ایران به ثمر برسد مهمترین نقطه آغاز ان اصلاحات در دستگاه قضائی است و مهمترین هدف اصلاحات قضایی باید جدایی دین و قضا از یکدیگر باشد ، اصلاحات فقط جدایی دین و دولت از یکدیگر نیست ، کشوری که قاضیان آن متولیان امور دینی هم باشند و دین را به میل خود تفسیر کنند و افراد را به دیندار و بی دین تقسیم کنند و آنها را به دو چشم متفاوت بنگرند ، چنین دستگاه قضایی یقینا نمی تواند مستقل و سالم و عدالت محور و عدالت گستر باشد.

جامعه مستقل وکلا می توانند و باید نقشی مهم در اصلاحات قضایی در ایران ایفا کنند ، در این جامعه چند وکیل شجاع و مستقل مثل اقای عبدالفتاح سلطانی و خانم نسرین ستوده و زینب طاهری داریم؟ با سه تا‌ گل بهار نمی شود.

متاسفانه همه منتظر نشسته ایم تا رییس جمهور به تنهایی پروژه اصلاحات را به پیش ببرد در حالیکه چنین چیزی اصلا میسر و معقول نیست ، جامعه مستقل وکلا باید به هر صورت تشکیل شود ، این نهاد مدنی مستقل و متخصص می تواند برای اصلاحات قضایی به دولت و مجلس و قوه قضاییه و رهبری فشار بیاورد و به آنها راهکار و طرح و پیشنهاد بدهد ، و بر روی نظرات خود اصرار کند تا به نتیجه برسد ، بالاخره هر کاری هزینه دارد و هزینه های آن را همه باید بدهند ، تا بار سنگین ان فقط بر روی دو یا چند وکیل آزاده و شجاع و مستقل که تعداد انها از انگشتان یک دست بیشتر نیست وارد نشود ،تا آن ها زیر این فشار سنگین و طاقت فرسا له و نابود نشوند و این مبارزه بصورت دسته جمعی به پیش برود و به نتیجه برسد.

اگر جامعه مستقل وکلا وجود داشت دستگاه قضایی هرگز نمی توانست با وکلای مستقلی چون نامبردگان چنین ناعادلانه و ظالمانه برخورد کند و آن ها را بخاطر انجام وظیفه شغلی و انسانی شان محاکمه و زندانی کند.

شغل وکالت در کشورهای پیشرفته از جایگاهی مهم در جامعه برخوردار است همه شهروندان وکیل دارند و وکالت شغلی رایج و نسبتا پردرامد محسوب می شود ، هیچکس بدون مشورت با وکیلش تصمیمی نمی گیرد و کاری انجام نمی دهد و در دادگاه و در برابر قانون حرفی نمی زند.

چنین جایگاهی برای شغل وکالت نشان دهنده جایگاه و شان قانون در جوامع پیشرفته است، ما هم باید به چنین جایگاهی دست پیدا کنیم ، در جامعه ایی که همه فکر می کنند به خدا توکل دارند وکیل و وکالت جایگاهی ندارد ، در چنین جامعه ای قانون حاکم نیست ، در صورتیکه معنی واقعی توکل به خدا می تواند این باشد که همه باید وکیل داشته باشند تا توکلشان به خدا از یک مفهوم ذهنی صورت عینی و جنبه واقعیت پیدا کند.

جنبش اصلاحات قضایی را می توانیم از سطح اشخاص و خانواده ها آغاز کنیم و آنگاه به سطح جامعه و کشور بکشانیم ، اگر هر شخص و خانواده دارای یک وکیل شود آنگاه شان وکالت در جامعه افزایش می یابد ، آن گاه جامعه وکلای مستقل می تواند پا به عرصه وجود بگذارد ، و برای اصلاحات قضایی ایفای نقش کند و لازمه این امر آن است که وکلا به سوگند وکالتشان پایدار بمانند و برای احقاق حقوق مردم تلاش کنند و حق الوکاله هایشان را عادلانه کنند و اهل رشوه دادن و گرفتن نباشند و با مجرمین و قاضیان فاسد تبانی نکنند و نسرین ستوده و عبدالفتاح سلطانی و زینب طاهری را الگو و اسوه حسنه خود قرار دهند.

جامعه وکلای مستقل در صورت تشکیل می تواند در جامعه نقش مدعی العموم را ایفا کند.

 

نگام ؛ ناگفته های ایران ما