شعر سیاسی : به محمد ثلاث / رحیم رسولی

سرباز گفت خدا شاهده نا ندارم
رئیس کلانتری گفت خدا شاهده اعصاب ندارم
مامور بازداشتگاه گفت خدا شاهده از خورد و خوراک افتادم
بازجو گفت خدا شاهده کم کم داره اون روی سگم بالا میاد
متهم گفت خدا شاهده من بی گناهم
شاکی گفت خدا شاهده دروغ میگه
وکیل تسخیری گفت خدا شاهده تبرئه ات می کنم
وکیل شاکی گفت خدا شاهده نمی ذارم
دادستان گفت خدا شاهده مو را از ماست می کشم
قاضی گفت خدا شاهده جز به عدالت حکم نمی کنم
زندانبان گفت خدا شاهده من از چیزی اطلاع ندارم
ماُمور اجرای حکم گفت خدا شاهده من ماُمورم و معذور

اعدامش کردند و هیچ شاهدی آنجا نبود