سالگرد خطبه خون ؛ فرمان کشتار معترضان توسط رهبری

 

میترا باستانی

 

امروز سالگرد خطبه خون است …

نماز جمعه ای که کشتار و سرکوب بی گناهان را مشروع و قانونی کرد …

آغاز هجوم همه جانبه اوباش با تمام امکانات ،

علیه مردی که تمام رسانه اش یک بلندگوی دستی بود

و تمام امید یک ملت برای تغییر و اصلاح امور …

 

زورآزمائى خیابانى بعد از انتخابات کار درستى نیست، بلکه به چالش کشیدن اصل انتخابات و اصل مردم‏سالارى است. من از همه میخواهم به این روش خاتمه بدهند. این روش، روش درستى نیست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئولیت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده‏ى آنهاست.

و با این جملات حکم کشتار مردم معترض صادر شد.

رهبری با جملات بالا به زبان ساده گفت هر کسی اعتراض کند خونش پای خودش است.

اما بعد از کشتار مردم توسط سپاه و بسیج و لباس شخصی ها و نیروهای امنیتی و نظامی که به دستور او انجام گرفت ،باردیگر نظام منافقین و خارجی ها را عامل کشتار مردم معرفی کرد!

 

او در خطبه های خود هم چنین با بی بصیرتی تمام به انتقادات میر دل ها به مدعی هاله ی نور خرده گفت ، اما بعدها حامیانش ضمن تایید دیدگاه های روشن میر حسین ، عملا بر بصیرت او و همراهانش و بی بصیرتی خود و رهبر و مقتدای صحه گذاشتند و با زبان بی زبانی اعتراف کردند که عمار واقعی انقلاب میر حسین موسوی بود

در آن جا که رهبر بی بصیرت در همان خطبه ها گفته بود :

 

تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛…نسبتهاى خلاف دادند، رئیس جمهور مملکت را که مورد اعتماد مردم است، به دروغ‌گوئى متهم کردند! اینها خوب است؟… ما که در جریان امور هستیم، مى‌بینیم میدانیم که اینها خلاف واقع است؛ فحاشى کردند؛ رئیس جمهور را خرافاتى، رمال، از این نسبت‌هاى خجالت‌آور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زیر پا گذاشتند.

 

نه سال گذشت ،

زمستان رفت

و روسیاهی به ذغال ماند …

جان ناقابل و جسم ناسالم ماند و اندک آبرو بر باد رفت …

 

 

نگام ؛ ناگفته های ایران ما