شریعتی و تلاش هایی که نتیجه ی معکوس داد

 

راه سبز امید

 

چهل سال از درگذشت دکتر علی شریعتی می گذرد.

خدای بیامرزدش‌

او براستی معلم و تئوریسین انقلاب ایران بود.

او مثل یک پزشک حاذق دین اسلام و مذهب تشیع را

که از مدتها پیش از دنیا رفته

و سالها و قرنها به حالت کُما بود

را با تنفس مصنوعی و ایراد شوک و تزریق آدرنالین ماهرانه و با کلمات جادویی اش مدتی احیا کرد

و به زندگی باز گرداند .

اما دین خدا بیامرز زیاد دوام نیاورد

و پس از بازگشتی کوتاه به دنیا برای همیشه از دنیا رفت.

شریعتی نیتش خیر بود.

می خواست دین را به کمک ایدئولوژی به دنیا و به صحنه جامعه و مبارزه باز گرداند

و به وسیله آن در برابر نفوذ ایدیولوژی مارکسیسم در میان جوانان و روشنفکران و دانشگاهیان ایران ایجاد سد و مانع کند

و با تزریق ایدئولوژی به دین و ایدئولوژیک کردن آن جوانان مسلمان را در برابر میکرب مارکسیسم واکسینه کند.

به همین جهت رژیم قبل به او مدتی میدان و اجازه سخنرانی داد. 

اما وقتی شاه دید که از دل ایدئولوژی دینی ساخته و پرداخته او، مارکسیسم اسلامی و جنبش مسلحانه بیرون می آید

درب حسینیه ارشاد را بست و شریعتی را به زندان انداخت و پس از مدتی او را به خارج از کشور تبعید کرد.

با رفتن شریعتی ایدئولوژی دینی که او به دنیا آورده بود یتیم و بی سرپرست ماند

و سرپرستی اش به دست روحانیت فرصت طلب افتاد

و ابزاری برای به قدرت رساندن آنان شد.

امری که شریعتی اصلا تصورش را هم نمی کرد و کاملا و سرسختانه با آن مخالف بود. 

او قبل از آنکه روحانیت به حکومت و قدرت برسد معتقد بود که

دین در طول تاریخ یکی از اضلاع مثلث تاریخی زر و زور و تزویر را تشکیل داده و مایه اسارت توده ها شده.

پس چگونه او می توانست با تشکیل حکومت دینی و به قدرت رسیدن روحانیون موافق باشد؟ 

او معتقد بود وقتی دین به قدرت برسد و تشکیل حکومت بدهد به ضد خودش و به مذهب شرک تبدیل می شود

به همین جهت با اسلام اموی و تشیع صفوی مخالف بود.

او اصلا برای نهاد روحانیت هیچ اصالت و تقدس و جایگاه و مشروعیتی قائل نبود.

او موافق تز اسلام منهای روحانیت و اسلام به علاوه سیاست و سوسیالیسم و انقلاب بود.

اما تز او جواب نداد.

اسلام سیاسی اژدهائی بود که همزمان با بیدار شدن اروپا از خواب گران هزار ساله به خوابی عمیق در خاورمیانه و شرق فرو رفته بود.

اما شریعتی این اژدهای خفته را با ایدیولوژیک کردن دین دوباره بیدار کرد.

او به تقلید از پروتستانیسم مسیحی و رنسانس اروپایی میخواست نهضت رنسانس اسلامی و پروتستانیسم شیعی ایجاد کند.

اما نتیجه اش معکوس شد.

و ایران و خاورمیانه و شرق مسلمان را به اروپای دوران قرون وسطی برد.

 

نگام ؛ ناگفته های ایران ما

One thought on “شریعتی و تلاش هایی که نتیجه ی معکوس داد

Comments are closed.