شعر سیاسی : “همیشه خوشحال” / شروین سلیمانی

ما در ایران از صدای باد لذّت می بریم
از زمین افتادنِ افراد لذت می بریم

بس که بی تفریح ماندیم و بدونِ دلخوشی
از تماشای وَنِ ارشاد لذت می بریم!

سیصد و پنجاه روز از سالِمان روزِ عزاست
چند روزِ باقی از اعیاد لذت می بریم!

مُشکلاتِ مملکت چون سوژه ی جوکهای ماست
مشکلی چون می شود ایجاد لذت می بریم

از وقوعِ اختلاسِ تازه تا شش هفت ماه
با لبی خندان و قلبی شاد لذت می بریم!

نُخبه هامان رهسپارِ آن ورِ آبَند و ما
از فرارِ مغز و استعداد لذت می بریم

عده ای دائم علیهِ هم سند رو می کنند
ما هم از رو کردنِ اسناد لذت می بریم!

چون که مورد دار شد کاهو به جُرم رنگ سبز
ما فقط از گوجه ی سالاد لذت می بریم!

مردمِ هر کشور از تحریم شاکی می شوند
ما ولیکن از همین رُخداد لذت می بریم

تا عروسِ دولتِ این مُلک بختش وا شود
هر عزیزی می شود داماد لذت می بریم!

بس که مرگ از زندگی در این وطن شیرین تر است
زیرِ تیغ از خنده ی جلاد لذت می بریم!

موقعِ فریاد کردن مثل جُلبک ساکتیم
توی حمام از همین فریاد لذت می بریم!

هر کسی دوزاری اش کج بود صافش می کنیم
هرکه هم دوزاری اش افتاد لذت می بریم!