برخی از علما از ترس مردم متعصب نمی توانند حکم واقعی را بیان کنند

 

علی احتشام

 

در طول تاریخ بسیار پیش آمده که علما از گفتن حکم واقعی به دلیل ترس از مردم استنکاف ورزیده اند.

یکی از اعضای دفتر استفتائات آیت الله سید ابوالقاسم خوئی(ره) در خاطراتش می‌نویسد:

ایشان در جلسه‌ای به‌‌شوخی فرمودند: «ما دو گونه واجب داریم:

آنچه خدا واجب کرده است و آنچه مردم واجب می‌دانند.

اگر با واجبات خدا مخالفت کنید، چون خدا مهربان است، به بخشایش او امیدوار باشید.

اما اگر با واجباتی مخالفت کنید که مردم آنها را واجب می‌دانند،

اولا از همه چیز ساقط می‌شوید

و ثانیا هیچ امیدی نداشته باشید که آنها شما را ببخشند.

چون مردم بیشتر از خدا در دین تعصب دارند!»

آقای خوئی، پس از این شوخی عالمانه، مسئلۀ تراشیدن ریش را مثال می‌زند

و اینکه چون مردم فکر می‌کنند تراشیدن ریش حرام است، من جرات نمی‌کنم که بگویم حلال است.

مرحوم محمدتقی مجلسی، پدر مرحوم محمدباقر مجلسی(مؤلف بحارالانوار) کتابی دارد به نام «لوامع صاحبقرانی»

که شرح فارسی «کتاب من لا یحضره الفقیه» نوشتۀ شیخ صدوق(ره) است.

وی در این کتاب خاطره‌ای از استادش مولی عبدالله نقل می‌کند که بر بیم و هراس آیت الله خوئی صحه می‌گذارد.

می‌نویسد: «در خدمت استاد مولانا عبد اللَّه – طاب ثراه – درس قواعد می‌خواندیم.

در مبحث اذان، سخنان شیخ صدوق(ره) را ذکر فرمودند.

بنده عرض کردم: شما چرا در اذان و اقامه “اشهد انّ علیا ولىّ اللَّه” مى‌گویید، [در حالی که می‌دانیم این شهادت جزء اذان نبوده است؟]

فرمودند: از باب تیمّن و تبرّک می‌گویم؛ اما دیگر نمی‌گویم [تا در دین خدا دست نبرده باشم.]

چند روز ترک کردند.

همان ایام از جمعى شنیدم که مولی عبدالله سنّى شده است.

خدمت ایشان رسیدم و عرض کردم ظاهرا واجب است گفتن آن به تقیه.

فرمودند که من نیز منظورم از تیمن و تبرک، همین تقیه بود.

پس ایشان تا پایان عمر این تقیه را داشتند.»

انگیزه‌های اهل علم برای مخالفت با آنچه مردم واجب می‌دانند اما در واقع نه واجب است و نه جایگاهی بلند در دین خدا دارد، هر روز کمتر می‌شود؛

گاهی نیز با توجیه و استدلال به کمک مردم می‌آیند و افزوده‌ها را بنیان مرصوص می‌کنند.

پس از چندی، دیگر رسما جزء واجبات اصلی و حتی مقدم بر واجبات خدا می‌شود.

خدا در قرآن کریم می‌گوید: «ای اهل کتاب، در دین‌تان غلو نکنید»(نساء/۱۷۱)

اما جامعۀ دینی ما در غلو و افراط، با یکدیگر مسابقه گذاشته‌اند

و هر کس به واجبات و محرمات بیشتری اعتقاد داشته باشد و دایرۀ دین را فراخ‌تر کند و هر افراطی را تفریط بداند و تا می‌تواند بر شدت و غلظت دین بیفزاید، در نظر ما دیندارتر است.

نیز هر کس که به واجبات منصوص و استوار بسنده کند و در غیر آن، پایبند عقل و عرف باشد، متهم به بی‌دینی یا بددینی یا بی‌سوادی می‌شود.

 

نگام ؛ ناگفته های ایران ما