فیاض زاهد : رییس جمهور با بیرون آمدن از حلقه مشاوران بسته خود تغییراتی را در حوزه های اقتصادی ایجاد کند ، در حوزه تدبیر امور با بحران و نا کارآمدی روبه رو هستیم

 

نگام ، سیاسی _ فیاض زاهد، فعال سیاسی هشدار داد که تهدید دولت مانند دومینو عمل می کند، چون براساس نظرسنجی های مختلف نارضایتی عمومی از قوای دیگر کمتر از دولت نیست که در رأس آن قوه قضاییه و پس از آن مجلس قرار دارد، اما به هر حال این نکته هم درست است که دولتی که از مردم رأی گرفت و مستقر شد نه در حوزه سیاسی و نه در حوزه اقتصادی به مطالبات و خواسته ها جامه عمل نپوشاند و طرفداران ایشان را راضی نکرد. رییس جمهور باید علاوه بر همفکری با نخبگان و کارشناسان، با بیرون آمدن از حلقه مشاوران بسته خود، تغییراتی را در حوزه های اقتصادی ایجاد کند.

فیاض زاهد در گفت وگو با شفقنا با بیان اینکه شرایط امروز کشور بسیار حساس است، تخریب دولت را آغازی برای در خطر قرار گرفتن بسیاری از نهادها و قوای دیگر دانست و اظهار کرد: حوزه تهدید برای دولت مانند دومینو عمل می کند، وقتی جامعه احساس کند دولتی که در یک سال و نیم گذشته این سطح از رأی را داشته و به قدرت رسیده با پدیده شورش های دی ماه ۹۶ رو به رو می شود که بخشی به خاطر ناامیدی از رفتار سیاسی دولت و رسیدن بخش هایی از جامعه به این نقطه که یا دولت نمی تواند منشأ تغییر باشد یا نمی گذارند منشأ تغییر باشد در هر صورت منجر به ناامیدی و میل به عملیات رادیکال می شود. در چنین شرایطی که دولت مورد چنین ابهام و پرسشی قرار می گیرد، بدین معنا نیست که نیروی نا امید از بخش های دیگر حاکمیت که به دولت در شرایط موجود پناه آورده به ایستگاه قبلی برگردد بلکه مانند گذر آب از تاج سد است، یعنی از دولت مستقر و مورد تأیید و اعتماد خودش هم گذر خواهد کرد؛ اگر دولت نتواند نشان دهد که کارآمد است یا با فشارهای داخلی و خارجی کنار گذاشته شود یک احساس عمومی ایجاد می شود که شرایط بسیار بحرانی است چرا که در تاریخ جمهوری اسلامی حتی در دوران جنگ و حتی در سال ۸۸ هم، دولت مستقر به هر شکلی که بود خودش را در پنجره سپهر سیاسی ایران حفظ کرده و حال که این دولت با این نمونه و با ارتباطاتی که با جامعه بین الملل دارد ،نمی تواند بماند بنابراین این نشانه ای است از یک سقوط زودرس که دومینوی خطرناکی است؛ چون براساس نظرسنجی های مختلف نارضایتی عمومی از قوای دیگر کمتر نیست که در رأس آن قوه قضاییه و پس از آن مجلس قرار دارد، مجلسی که متهم به ناکارآمدی است و حتی کسانی که به لیست امید رأی دادند دکتر عارف را چنان مورد انتقاد قرار دادند که شاید از کارآیی و اثرگذرای آنان نیز کاسته شده است، لذا از نظر تاریخی و ذهنی می توان این حس را در مخاطب ایحاد کند که کلیت حاکمیت بسیار ضعیف شده و این تفکر می تواند خطرناک باشد.

این فعال سیاسی ادامه داد: در علم سیاست معمولاً وقتی چنین اتفاقی رخ می دهد یک تصور عمومی و یک احساس شاید نادرست شکل می گیرد که اکنون زمان قدم گذاشتن به جلوتر و طرح مطالبات بیشتر و افزون تر است چون مجموعه حاکمیت در نظام مستقر را ضعیف تر می پندارد. جمله ماندگاری از الکسی دو توکویل در کتاب «انقلاب فرانسه و رژیم پیش از آن» که مورد توجه بسیاری از جامعه شناسان سیاسی قرار گرفته از جمله مهم ترین آنها استاد علوم سیاسی دانشگاه کلمبیا آقای ساموئل هانتینگتون که مردم او را با نظریه چالش تمدن ها می شناسند، سال ها پیشتر در سال ۱۹۷۵-۱۹۷۶ کتابی نوشت با عنوان Political order in changing societies که در ایران با عنوان «سامان سیاسی در جوامع دستخوش دگرگونی» ترجمه شد و کتاب بسیار مهم و مرجعی است. در آنجا این جمله توکویل مورد توجه قرار گرفت که «هر گاه رژیمی بسته پس از دوره ای طولانی از فشار تنها کمی از فشار موجود بکاهد این تنها کمال هنر سیاستمداری است اگر پادشاهی بتواند تاج و تخت خویش را حفظ نماید.» یعنی وقتی رژیم های زیر فشار بی موقع و در شرایط نامناسب دست به عقب نشینی می زنند مخاطب اجتماعی از آن به عنوان انجام یک اصلاحات برداشت نمی کند بلکه احساس می کند که کار آنها در حال تمام شدن است و به نیروهای مخالف، ناراضیان و نیروهای خاکستری برای میل به شرایط جدید جسارت و قدرت بیشتری می دهد.

او گفت: در سال ۵۶ کنار رفتن ازهاری یا شریف امامی و جمشید آموزگار همین پیام را به جامعه داد چون پس از ۱۳ سال با ثبات پس از هویدا این تغییرات به سرعت انجام می شد و مردم از آن برداشت انجام اصلاحات و پیشبرد امور احساس نمی کردند بلکه گمان می کردند کار دارد تمام می شود لذا فشار بیشتری می آوردند. بنابراین تندروها و دلواپسانی که هنوز فکر می کنند، انتخابات است و دنبال زدن حسن روحانی هستند متوجه این خطر نیستند که کشتی را دارند سوراخ می کنند که همه روی این کشتی نشستیم و طبیعتاً این مساله می تواند بسیار برای امنیت ملی و ثبات سرزمینی ما خطرناک باشد؛ اما این همه ماجرا نیست بخش دیگری از ماجرا این است که دولتی که از مردم رأی گرفت و مستقر شد، آیا در حوزه کارآمدی می توانست بهتر از آنچه که تاکنون عمل کرده، عمل کند؟ من به شما می گویم، بله!

فیاض زاهد با اشاره به اینکه مطالبات و خواسته هایی که از دولت روحانی وجود داشته نه در حوزه سیاسی و نه در حوزه اقتصادی جامه عمل نپوشاند و طرفداران ایشان را راضی نکرد، تصریح کرد: فشارهای بین المللی و بد عهدی آمریکا و جنگ روانی و اقتصادی و بین المللی دولت ترامپ هم که الگویی است از رفتار دولت ریگان با اتحاد جماهیر شوروری، در صدد آن است که اولاً سطح هزینه های نظام سیاسی را در ایران به شدت افزایش دهد و دوم اینکه یک جنگ فرسایشی و مجازی و غیرواقعی ایجاد کند که منجر به نا امیدی گسترده تر و باور به ناکارآمدی سیستم را در جامعه القا کند و سوم اینکه سیستم را از درون دچار فروپاشی کند لذا من فکر می کنم که آقای روحانی ضمن اینکه با قدرت اعلام کرد که در صحنه هست و این نشانه های مختلفی است از حمایت کامل رهبری انقلاب از دولت مستقر، باید با همفکری با نخبگان، نیروهای دلسوز و بیرون آمدن از حلقه مشاوران بسته خود، تغییراتی را در حوزه های اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند که کارآمدی سیستماتیک را افزایش دهد و با کنترل بحران موجود و با تعامل با بخشی از جامعه بین الملل که همچنان وفادار است و می تواند سطحی از فشارهای آمریکا علیه دولت را کاهش دهد، به یک بالانس مناسب برسد.

او خاطرنشان کرد: ما از نظر فروش نفت و توان ارزی و مالی در وضعیت بحرانی قرار نداریم، ولی در حوزه تدبیر امور با بحران و نا کارآمدی روبه رو هستیم و من توصیه ام این است که دولت می بایستی حتماً در ترمیم بخش هایی از کابینه، کسانی که مردان بحران نیستند یا اعتقادی به راه و رسم رییس جمهور ندارند یا گرفتار پدیده ای بسیار شوم مفسده و فساد در داخل ساختار هستند، اقدام کنند.

او در صورت ادامه عملکرد فعلی دولت، اعتبار جریان اصلاح طلب را در خطر دانست و افزود: اگر آقای روحانی نتواند بر این بحران غلبه کند، هزینه اول آن را جریان حامی او یعنی اصلاح طلبان خواهند پرداخت، به جهت اینکه افکار عمومی نخواهد پذیرفت که اصلاح طلبان بگویند ما تنها از این دولت حمایت کردیم و در شکل و ساختار این دولت نقشی نداریم، دوم اینکه مخالفان سیاسی آقای روحانی را که منتظر فرصت هستند و تحلیل نادرستی از شرایط دارند، می تواند به این نتیجه برساند که پاشنل آشیل این دولت باشند که البته این تئوری نا مناسب است. نکته سوم خود اصلاح طلبان هستند که با توجه به اتفاقات دی ماه و طرح شعارهای رادیکال و افراطی می توانند به اولین قربانیان اصلاحات خود بدل شوند به این معنا که همیشه اصلاح طلبان بین دو نیروی کَشنده و ایستا گرفتار می شوند؛ نه خواهان تغییر و براندازی هستند و نه طرفدار وضع موجود، در حالی که نیروهای طرفدار وضع موجود آنها را به خیانت متهم می کنند و نیروهای خواهان تغییرات بیشتر آنها را به ناکارآمدی و خیانت. لذا آنها تنها می مانند. اصلاح طلبی به عنوان یک جریان سیاسی شناسنامه دار در کشور و در رأس آن آقای خاتمی اگر تا یکسال آینده نتوانند طرح ها و برنامه های مشخص سیاسی برای برون رفت از وضعیت موجود را طراحی کنند طبیعتاً فرصت برای آنها به انتها خواهد رسید و این لطمه ای است که به کلیت ساختار سیاسی در ایران وارد خواهد شد.

فیاض زاهد در پاسخ به اینکه نهادهای اقتصادی غیردولتی در حل بحران اقتصادی کشور چه کمکی می توانند به دولت داشته باشند؟ گفت: هر کنش اقتصادی تابع یک فرمول مشخص تعریف منفعت است، کارل مارکس به عنوان یک فیلسوف، جامعه شناس و اقتصاد دان در قرن ۱۹ این تئوری را ماندگار کرد که هرگونه روابط و مناسبات در جهان موجود مبتنی بر تعریف منافع شکل می گیرد، سیاست ها و استراتژیک های عمومی اقتصادی دولت مبتنی بر مشارکت بخش خصوصی و نهادهای وابسته است، اما به یاد داشته باشید که در نتیجه رفتارهای جمهوری اسلامی بخش خصوصی به شدت تضعیف شده است، آنها نقش چندانی در حوزه اقتصادی ایران ندارند، اما نهادهای غیر دولتی و عمومی می گوید که بسته به نهادهای خاص مثل آستان قدس، ستاد اجرایی فرمان امام و نهادهای انقلابی که در اقتصاد ایران قدرت فراوانی دارند، باید به چرخه همگون استراتژی اقتصادی حاکمیت برگردند. نمی توانید دولتی داشته باشید که ۲۰ درصد کیک قدرت را در اختیار دارد و پاسخگوی تمام مشکلات اقتصادی باشد و نهادهای قدرتمندی را نیز داشته باشد که در راستای خدمت و استراتژی دولت رفتار نکند، به زبان ساده تر آقای روحانی باید با مقام معظم رهبری و نهادهای مرتبط به یک استراتژی مشخص در جهت برخورد با بحران برسند چون کشور ما در اقتصاد در حالت جنگی قرار دارد و شرایط اداره کشور در شرایط عادی با شرایط جنگی متفاوت است، معنای آن این است که نمی شود در یک دسته سینه زنی هر کسی سینه خود را بزند، باید مداح، طبل، و سینج زن و مردم پیاده همه با هم یک آهنگی را بنوازند. من همچنان اراده ای در حاکمیت و همینطور دولت برای اینکه بخش هایی از حاکمیت را متوجه این خطر کند، نمی بینم. همچنین فکر می کنم که بخش خصوصی بسیار نحیف و لاغر است و در چرخه اقتصادی کشور تاثیرگذار نیست.

دیدگاه شما

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.