«مصباح» بیگانه با انقلاب ؛ چراغی که ۴۰ سال قبل علیه بنیانگذار جمهوری اسلامی روشن شد / علی احتشام

 

 

امروز فرقه ضاله مصباحیه ؛ مسیر بنیانگذار جمهوری اسلامی و انقلاب را منحرف کرده و بر خون شهیدان و آرمان های بنیانگذار جمهوری اسلامی چنگ اندازی نموده ؛ امروز حضور مصباح یزدی در عرصه تصمیم گیری و نظریه پردازی انقلاب همان پیش بینی دقیق حضرت بنیانگذار جمهوری اسلامی است که نگذارید انقلاب به دست نا اهلان و نا محرمان بیفتد.

چهل سال پیش از این، در سال ۱۳۵۷ در زمان جشن های میلاد امام زمان (ع)، به دعوت بنیانگذار جمهوری اسلامی ، مردم تصمیم گرفتند به پاسداشت شهدای زیادی که انقلاب داده است و به خاطر مبارزه با رژیم شاه، نیمه شعبان آن سال را جشن نگیرند. اما در قم، موسسه در راه حق که آقای مصباح یزدی یکی از گردانندگان آن بود، این مراسم را جشن گرفت.
این رویداد در زمانی رخ داد که ملت ایران به رهبری امام خمینی زمینه های برچیدن حکومت فردی و مطلقه سلطنت را فراهم می کرد و تنها چند ماهی به پیروزی انقلاب اسلامی باقی مانده بود. مصباح یزدی بدون توجه به جریان عظیمی که در کشور شکل گرفته بود، بر خلاف توصیه امام خمینی و خواسته مردم عزاداری که فرزندان خود را در خیابان های شهرهای کشور از دست داده بودند، به شادی و چراغانی پرداخت.
مصباح یزدی از جمله روحانیونی است که نقشی در تاریخ انقلاب اسلامی نداشته است و از همان ابتدا هم شرکت در جلسات بحث و درس را به مباحث سیاسی ترجیح می داد و نامش در پای کمتر بیانیه ای آمده است.
برای روحانیونی که از قم در کوران مبارزات انقلاب بودند و همیشه شاهد سکوت و پنهان کاری مصباح یزدی این طلبه درسخوان مودب ولی تندخو بودند، شیفتگی وی به سیاست در سی سال گذشته باعث شگفتی است. کسانی که به یاد دارند مصباح یزدی نه تنها در مبارزات انقلابی نشانی از خود به جای نگذاشت، بلکه در دهه اول انقلاب هم با وجودی که سالها از شاگردان بنیانگذار جمهوری اسلامی بود، نتوانسته بود هیچ سمتی در جمهوری اسلامی داشته باشد.
او حتی در زمانی که خیلی ها برای ادای تکلیف شرعی و ملی عازم جبهه های جنگ بودند، شرکت در جلسات بحث و درس را بالاترین تکلیف خود می دانست، درس و بحث را با رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی تا حدودی به کنار گذاشت و برای اولین بار در سال ۱۳۶۹ وارد مجلس خبرگان شد و فعالیت سیاسی خود را آغاز کرد و این روزها در حالی که هشتاد چهار سالگی خود را به پایان می برد، نه تنها با علاقه مندی در عرصه سیاست برای خود جایگاهی کسب کرده است، بلکه از منظر رهبری فعلی، مطهری زمان و علامه طباطبایی دوران است!
مصباح یزدی بیگانه با انقلاب اسلامی، در حالی اینک به عنوان تئوریسین و ایدئولوگ حکومت اسلامی در همه عرصه های سیاسی و فقهی برای خود جا باز کرده است که فرزندان و صاحبان اصلی انقلاب در زندان ها و حصر به سر می برند.
یکی از نکات قابل توجه در سخنان میرحسین موسوی در جریان انتخابات مهندسی شده، اشاره به این مساله بود که انقلاب از اصول و آرمان های خود منحرف شده است. مساله ای که در آخرین دیدار وی با مهدی کروبی نیز مورد تاکید قرار گرفت. این دو همراه جنبش سبز تصریح کردند که انقلاب دچار «انحراف» شده و تنها «حضور با نشاط و آگاهانه مردم در جهت احیای حقوق شان» است که می تواند این انحراف را اصلاح کند.
همان حضوری که امثال مصباح یزدی از آن بیم دارند. مردمی که از نظر مصباحیون رای شان صوری است و نقشی در تعیین رهبری و اداره امور جامعه ندارد.
در تئوری حکومتی وی “مردم” نقشی در تعیین حاکم ندارند. او در مقابل تئوری جمهوری اسلامی، نظریه حکومت اسلامی را ارائه کرد و به صراحت گفت: “مردم، ناصر (کمک کننده) ولی فقیه هستند، نه ناصب (منصوب کننده) و مشرع (مشروعیت دهنده) او”. مصباح بر این باور است که انتخاب حاکم توسط مردم فاقد اعتبار است.”
اینک تنها با گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی، بازخوانی آرمان های این انقلاب جرم شده است و موسوی متهم است به “آرمان خواهی انقلاب” و “پیروی از خط نورانی امام” و تلویحا او را ساختارشکن می خوانند، و این نخست وزیر هشت سال دفاع مقدس می پرسد: آیا اگر کسی رجعت به آن عهد نورانی و نخستین را بخواهد به انقلاب پشت کرده است و دست به براندازی نظام زده است؟ آیا اگر کسی بازگشت به نسخه اصیل انقلاب اسلامی را طلب کند، آیا اگر کسی خواستار آن اسلام ناب محمدی که امام منادی و معرف آن بود باشد و از خرافه‌پرستی‌ها و قشری‌گری‌هایی که با نام دین به مردم فروخته می‌شود بیزاری بجوید، آیا اگر کسی اجرای بدون‌تنازل قانون اساسی را دنبال کند، آیا اگر کسی از وفاداری به عهدهای ایمانی و انسانی بپرسد جز به دادگری فراخوانده است؟
وی بدون آنکه به رویدادهای چند سال گذشته بپردازد از کسانی که به نام اسلام و امام به مصاف مردم آمده اند، پرسشگری می کند: آیا چنین کسانی باید در خیابان‌ها کتک بخورند، در زندان‌ها شکنجه ببینند و به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شوند؟ آیا اسلام و قرآن اجازه می‌دهد مردمی که با مسالمت حاکمانشان را به عدالت امر می‌کنند کشته شوند؟

 

 

دیدگاه شما

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.