مقایسه ای جالب بین گردشگری ایران و ترکیه ؛ هزینه گردشگری ترکیه، یک دهم ایران

نگام ؛ اجتماعی _ میزان هزینه گردشگران خارجی در ترکیه فقط برای صرف غذا در حالی قابل توجه است که طبق آخرین آمار اعلام شده ازسوی رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشورمان، درآمد ایران از ورود گردشگران خارجی در سال گذشته حدود ۶.۵ میلیارد دلار بوده است؛ یعنی به اندازه هزینه غذای گردشگران خارجی در ترکیه!

 

حسن مقیمی

بیش از ۸۸ درصد گردشگران در جهان، آشنایی با سبک‌های مختلف آشپزی و خوردن غذاهای سنتی کشورهای مختلف را از مهم‌ترین فاکتورهای سفر می‌دانند.

دیگر خیلی از شهرهای ترکیه مثل استانبول و کوش آداسی و ازمیر و آنتالیا برای خیلی از ما ایرانی‌ها غربت نیست. نه تور لیدر می‌خواهیم نه راهنما. حتی تسلط آنچنانی به زبان انگلیسی یا ترکی استانبولی هم لازم نیست. همان چند صفحه زبان دوران تحصیل هم کافی است برای گذران چند روز خوب در شهر بزرگ و توریستی مثل استانبول.
 به هرحال موج‌های سهمگین کودتا در این کشور فرونشسته و تورهایی که تقریباً تعطیل شده بودند و هیچ مسافری به ترکیه نمی‌بردند، حالا باز کرکره‌ها را بالا کشیده‌اند و حسابی سرشان شلوغ است.
چند نکته
یک
اینجا استانبول است؛ شهری که تقریباًهیچ کاری درآن سخت نیست. مخصوصاً برای توریست ها. نه سخت، نه زمان‌بر. همه جا نقشه‌های کوچک و بزرگ شهر در دسترس است. نقشه تمام شهر، امکاناتش، جاذبه‌هایش و وسایل دسترسی‌اش. در ایستگاه‌های مترو و اتوبوس و تراموا هم خبری از صف‌های طولانی انتظار برای خرید بلیت یا رسیدن قطار و اتوبوس نیست. همچنین در هر ایستگاه می‌توانید از دستگاه‌های اتوماتیک، کارت تردد بخرید یا آن را شارژ کنید. یک کارت برای هر نوع وسیله حمل و نقل عمومی؛ مترو، اتوبوس، تراموا حتی کشتی یا قطارهای بین شهری. در مترو فاصله قطارها بسیار کم است و کسی برای رسیدن به صندلی خالی، کسی را لگد نمی‌کند. مهم‌تر اینکه همه مناطق تاریخی و تفریحی، مراکز خرید و خیابان‌های تجاری و حتی بندرگاه‌ها و اسکله‌ها حتماً یک ایستگاه مترو دارند و شما می‌توانید در هر ساعتی از شبانه روز با خرید یک کارت کوچک تمام شهر را با مترو بگردید
.
ایستگاه‌ها طوری طراحی شده‌اند که دقیقاً از مهم ترین جاذبه آن خیابان یا محله سر درآورند. خیلی از پاساژهای بزرگ یک در خروجی به داخل مترو دارند و تقریباً هیچ جای مهمی در استانبول نیست که یکی از درهای آن به نزدیک‌ترین ایستگاه وسایل حمل و نقل عمومی ختم نشود.
دو
بگذریم از اینکه گشت شبانه در تهران یا شهرهای توریستی اصفهان و یزد و شیراز نه تنها برای یک توریست خارجی که برای خود شهروندان هم غیر ممکن است اما آیا لااقل نقشه جاذبه‌های گردشگری و سریع‌ترین و بهترین راه دسترسی به آنها را در ایستگاه‌های مترو یا اتوبوس خودمان دیده‌اید؟ مثلاً نزدیک‌ترین و بهترین راه رسیدن به کاخ سعد آباد، موزه آبگینه یا برج میلاد کدام است؟ موزه زمان که یکی از بهترین گنجینه‌های ساعت دنیاست، کجاست؟ اگر یک توریست بخت برگشته آلمانی در میدان هفت تیر به شما رسید و گفت می‌خواهم بروم میدان مشق، شما به عنوان یک شهروند تهرانی کدام مسیر را پیشنهاد می‌کنید؟ ببخشید خجالت می‌کشم بپرسم اصلاً می‌دانید میدان مشق کجاست؟ آیا تا به حال شنیده‌اید اپراتورهای مترو نام یک ایستگاه را به زبان انگلیسی بگویند؟ قطعاً نه. اما تقریباً هر روز شنیده‌اید که ایستگاه طالقانی را مولوی و ایستگاه ترمینال جنوب را تجریش اعلام می‌کنند. روی نقشه‌های دیواری مترو هم نام انگلیسی ایستگاه‌ها چنان ریز نوشته شده که پیدا کردن و خواندنش کار هرکسی نیست.
سه
«ور ایز تویلت؟» جمله‌ای که با همه سادگی‌اش در استانبول بی‌استفاده می‌ماند. ازهمان ابتدای ورود به فرودگاه بین‌المللی «آتا ترک» گرفته تا هر نقطه‌ای از شهر، هر جا که باشید؛ مرکز خرید، رستوران، فروشگاه، ایستگاه کشتی یا حتی وسط کوچه و خیابان، تنها کافی است سر بچرخانید و تصویر دو آدمک معروف خانم و آقا را دنبال کنید. البته ابتدا خیال خواهید کرد که اشتباهی وارد شده‌اید؛ یک لابی بزرگ مجهز به روشویی و آینه، سکوی آرایش و پیرایش، محل استراحت و شیر دادن و تعویض پوشک کودک، انواع خشک کن‌های دست و دستمال‌های کاغذی سرپوش‌دار بدون آنکه مرطوب یا آلوده شوند، دستمال‌های مرطوب، مایع‌های دستشویی مناسب و خوشبو و البته بعضی جاها بدرقه مشتری با ادکلن. اگر به فرض محال آدمک‌ها به چشم‌تان نیامد، می‌توانید با استشمام رایحه خوشبوترین عطرهایی که سراغ دارید، توالت را پیدا کنید. سرویس‌های فرنگی اغلب دستشویی‌ها اتوماتیک‌اند و سیفون‌شان با ورود و خروج هر کسی خود به خود کشیده می‌شود. سیفون اتوماتیک، خوشبو کننده‌های اتوماتیک و بعضی جاها دستمالی که به صورت اتوماتیک با باز و بسته شدن در بیرون می‌آید. روکش‌ لبه‌های توالت فرنگی هم البته یک بار مصرف و اختصاصی است. مسأله مهم تر اینکه اگر در پاساژی نیاز به توالت پیدا کردید، نیازی به دویدن سمت زیرزمین نیست و در هر طبقه یک یا دو توالت با همان فضایی که توصیف شد، پیدا خواهید کرد. به زبان ساده‌تر توالت‌های عمومی در استانبول نه تنها در خدمت گردشگری بلکه خود یکی از جاذبه‌های گردشگری‌است.
چهار
تهران؟ چه عرض کنم.
پنج

برای تماشای مسجد ایاصوفیا دست کم باید ۴۰ دقیقه‌ای منتظر ماند. ۴۰ دقیقه به علاوه چیزی حدود ۶۰ هزار تومان پول بلیت! اما نه کسی اعتراض می‌کند و نه خستگی و غرغری در کار است. همه منتظرند و مشتاق. بلیت خریده می‌شود و گیت بازرسی و امنیتی و تأکید مأموران برای استفاده نکردن از فلاش هنگام عکاسی. کمی جلوتر هم گوشی‌های هوشمند راهنما را می‌توانید در ازای مبلغ ناچیزی به امانت بگیرید. این گوشی‌ها با دریافت کد هر نقطه از بنای تاریخی، درباره آن نقطه به هر زبانی که بخواهید توضیح می‌دهد. مسیرها بخوبی با علائم مشخص شده است. برای جلوگیری از ازدحام جمعیت و اختلال در تردد از مسیری که رفته‌اید برنمی‌گردید. مأموران با لباس‌های ویژه همه جا هستند و دوربین‌های مداربسته کار امنیتی آنها را تکمیل می‌کنند. همچنین قسمت‌های مهم‌تر بنا با شیشه‌های مخصوص و زنجیرهایی محکم محافظت می‌شوند. نه خبری از فلش دوربین است و نه یادگاری‌های روی در و دیوار و نه…

شش
بلیت ورودی مسجد شیخ لطف‌الله اصفهان برای ایرانی‌ها ۳ هزار تومان و برای توریست‌ها حدود ۱۰ هزار تومان است. نه خبری از گیت امنیتی است و نه راهنما و مأموری. اگر چیزی راجع به این بنای ارزشمند می‌دانید که خوشا به سعادت‌تان. لطف کنید برای چند نفری هم که دور و برتان هستند توضیح دهید. البته مراقب باشید کار به بحث و جدل با مطلع دیگری نکشد. شوخی نمی‌کنم؛ من با چشم خودم در چهلستون اصفهان دیده‌ام که دو نفر سر اینکه نقاشی روی دیوار شاه عباس اول است یا شاه عباس دوم چنان درگیر شدند که آخر سر یکی آمد و همه را بیرون کرد. بعد با گوش‌های خودم شنیدم که یکی به دوستش می‌گفت؛ اینجا ۲۰ تا ستون دارد ولی چون عکسش توی آب می‌افتد ۴۰ تا می‌شود. تازه آنجا فهمیدم عجب؛ چرا اصلاً به این کاخ می‌گویند چهلستون!
هفت
در استانبول خیابان معروفی هست به نام سلطان احمد؛ خیابانی که بهانه‌های زیادی برای معروف شدن دارد. در این خیابان سنگفرش هیچ وسیله نقلیه‌ای تردد نمی‌کند جز یک تراموای برقی. تراموای برقی به آرامی و با فاصله کمی در ایستگاه‌های نزدیک به هم توقف می‌کند و مسافران را جابه جا می‌کند. مساجد تاریخی، عمارت های قدیمی، اسکله، بازارهای تاریخی و سنتی و دیوارهای یادبود از مهم ترین جاذبه‌های این خیابان است. اما از فروشگاه‌های بزرگ صنایع دستی سلطان احمد و خیابان آرام و بدون ترافیکش که بگذریم، رستوران‌های این خیابان عجیب نظرها را به خود جلب می‌کند. اینجا خبری از رستوران‌های زنجیره‌ای و بزرگ نیست. نه مک دونالد و نه هات پیتزا و نه برگر کینگ. فقط و فقط رستوران‌های سنتی با غذاهای ترکی و به جای میز و صندلی هم تخت‌های سنتی و بالش و پشتی‌های قدیمی. خانم‌ها کنار تنور رستوران‌ها نشسته‌اند و برای مشتری‌ها نان و کلوچه و شیرینی داغ می‌پزند. ظرف و ظروف هم سنتی است و هیچ خبری از ظرف‌های یک بار مصرف نیست. چای را که سفارش بدهید، بدون استثنا در استکانی کمر باریک برایتان می‌آورند. کنارش هم شیرینی‌های سنتی و قاشق‌های کوچک برنجی برای هم زدن چای. خبری از فنجان‌های آلمانی و لوکس نیست. هم چایی می‌خورید هم افسوس. افسوس برای استکان‌های کمر باریک انباری خانه مادربزرگ. افسوس برای اینکه کشور همسایه با ایرانی‌ها به چه رونقی رسیده!

ترکیه کشور چهار فصل نیست، تنوع اقلیمی و فرهنگی ما را هم ندارد. ترکیه تاریخ چند هزار ساله ندارد و بسیاری از داشته‌هایش را هم مدیون فرهنگ ایرانی است؛ آنچنان که برخی از روشنفکران این کشور می‌گویند ایران برای ترکیه نقش یونان برای اروپا را دارد. اما این کشور نمونه خوبی است برای اینکه ثابت کند تنها طبیعتی زیبا و فرهنگی غنی و تاریخی بلند کافی نیست تا توریست پشت دروازهای کشورت صف بکشد. استانبول بیش از جاذبه‌های گردشگری‌ و طبیعت زیبایش مدیون مدیریت است.

 

گردشگران ایرانی چرا به آنتالیا می روند؟ چرا به ازای هر۱۳۰ نفری که از ایران به ترکیه می رود، یک گردشگر ترک به ایران، مسافرت می کند؟ شاید اصلی ترین پاسخ این پرسش را بتوان در یک مقایسه ساده جستجو کرد: قیمت یک شب اقامت در هتلهای ترکیه، به همراه “غذا” و آنچه “تفریحات” خوانده می شود، ۸۰ هزار تومان است، در حالی که یک شب اقامت در ویلاهای شمال ایران، در روزهای پرمشتری، ۸۰۰ هزار تومان آب می خورد.

از این وضعیت کسی خوشحال نیست. فعالان گردشگری داخلی به حق، عصبانی هستند که چرا نمی توانند مردم را برای گذراندن تعطیلات در ایران، نگه دارند. آنها می گویند مقایسه هزینه اندک مسافرت به خارج از کشور، به خصوص سرزمینهای اطراف ایران، با هزینه گردشگری در وطن، باعث فرار گردشگران شده است.

یک عضو انجمن صنفی دفاتر خدمات مسافرتی ایران می گوید: ” در برخی روزهای تعطیل سال، از جمله تعطیلات نیمه خرداد، افزایش ناگهانی قیمت خدمات سفر مشاهده می شود.”

به گفته ناصر مرادی “در چهار روز تعطیلی نیمه‌ خردادماه، قیمت اجاره‌ یک شب ویلاهای شمال به ۷۰۰ تا ۸۰۰هزار تومان رسید.”

این فعال صنعت گردشگری می گوید: “گرانی نرخ خدمات سفر در داخل کشور چند سالی است ایرانی‌ها را به سفرهای خارجی بیشتر راغب کرده، به طور مثال در گذشته، دبی در تابستان‌ها همیشه جای خالی برای مسافران داشت؛ ولی امسال تابستان بلیت پرواز آن کمیاب شده است و یک جای خالی نیز در پروازهای دبی پیدا نمی‌شود.”

هزینه هتلهای ترکیه، یک دهم قیمت ایران

در مقایسه با این مبالغ، کشورهای همجوار مانند ترکیه، چه وضعی دارند؟مدیر بخش ایران‌گردی هلدینگ تخصصی گردشگری ایران می گوید: “در ترکیه با ۸۰هزار تومان می‌توانید یک شب در هتلی ۵ ستاره اقامت کنید و اتفاقا این هتل، خدماتی را مانند وعده‌ غذایی کامل و تفریحات نیز عرضه می‌کند.”

به گفته امیرحسین جعفری، این در حالی است که میانگین قیمت یک شب اقامت در یک هتل پنج ستاره در شیراز ۲۰۰هزار تومان است، آن هم بدون شام و طبعا “تفریحات”.

اکنون، خیلی جای تعجب نیست، مردم، آنتالیا و دوبی را به جای کرمانشاه و شیراز و همدان به عنوان مقصد گردشگری خود برای تابستان که فصل اصلی گردشگری است انتخاب کنند.

در این بین، تورگردانان، مقداری از این اختلاف قیمت بین مبالغ ایران و همسایگان را متوجه هتلداران می دانند. جعفری، مدیر بخش ایرانگردی گروه تخصصی گردشگری ایران این سئوال را مطرح می کند: “پروازهای خارجی بدون هیچ مشکلی و با قیمت‌های پایین انجام می‌شوند و مردم نیز آن‌ها را ترجیح می‌دهند. چگونه است که هتل‌های کشور‌های دیگر با قیمت‌های ارزان می‌توانند امور خود را بگذرانند؟!”

از این سو، هتلداران می گویند هزینه های بالای هتلداری، آنها را مجبور به افزایش قیمت کرده ولی تورگردانان که راهنمایی مردم را در گردشهای گروهی بر عهده دارند معتقدند چون تعداد هتل‌ها کم است و مردم در هر شرایطی مجبورند از این اماکن استفاده کنند، هتل‌داران با اطمینان قیمت‌های خود را افزایش می‌دهند.

آنها، گاهی هم حق را به هتلداران می دهند. به عنوان مثال، ناصر مرادی از تورگردانان داخلی معتقد است: “وقتی نرخ دلار روزانه افزایش می‌یابد، قیمت مواد غذایی برای یک‌ماه آینده قابل پیش‌بینی نیست و یارانه‌ انرژی‌ نیز حذف شده‌است، باید به هتل‌داران حق داد که قیمت‌های خود را گران کنند؛ اما از سوی دیگر، مسافران چه گناهی کرده‌اند که باید متحمل این گرانی شوند؟”

به اعتقاد او، بررسی قیمت هتل‌های چهار ستاره در کرمانشاه، زنجان و تبریز نشان می‌دهد که نرخ این هتل‌ها با قیمت هتل‌های چهار ستاره‌ی اروپایی که کیفیت بهتری نسبت به هتل‌های ایرانی دارند، تقریبا برابری می‌کند!

در دعوای بین مردم و هتلداران و تورگردانان، مقصر هر کسی که باشد، مردم، راه خود را یافته اند. آنها ترجیح می دهند به جای چک و چانه زدن با هتلداران و تورگردانان، با خرید بلیط تورهای خارجی، هم به گردش و تفریحشان برسند و هم آب و هوایی عوض کنند.

این چنین می شود که مرادی به عنوان یک تورگردان داخلی با حسرت تمام می گوید: “قیمت بلیت پرواز دبی از ۱۸۰هزار تا ۴۰۰هزار تومان است و در برخی روزها آن‌قدر استقبال از دبی زیاد است که حتا بلیت ۴۰۰هزار تومانی آن نیز نایاب می‌شود. تایلند، سواحل جنوبی ترکیه و مالزی هم این شرایطی دارند. برای همین، هرچه پرواز در این مسیرها بگذارند، پر می‌شود.”

مقام گردشگری: برای ایرانیان، هزینه سفر به ترکیه کمتر از گردشگری در ایران است

محمدثابت اقلیدی، سرپرست برنامه‌ریزی و حمایت از توسعه گردشگری ایران، با اشاره به ۲.۵ میلیون نفری که سال گذشته از ایران به ترکیه سفر کردند، از جمله علت‌های این موضوع را کمتر بودن هزینه سفر به ترکیه و همچنین ارائه خدمات مطلوب به گردشگران در آن کشور ذکر کرد.

آقای اقلیدی در مصاحبه‌ای که روز شنبه، ۱۶ تیرماه، در خبرگزاری کار ایران، ایلنا، منتشر شد، با اشاره به «معافیت‌ها و مشوق‌هایی که دولت ترکیه به کسب و کارهای مرتبط با صنعت گردشگری ارائه می‌دهد» گفت با وجود ظرفیت‌های بالای گردشگری در ایران، گردشگران به خاطر مواردی همچون «ضعف‌های زیرساخت‌های کشور» ترجیح می‌دهند به مقصدهای دیگری از جمله ترکیه سفر کنند.

بنا بر آمارها، در سال ۹۵ نزدیک به پنج میلیون گردشگر وارد ایران شدند که نسبت به سال قبل از آن حدود ۱۰ درصد کاهش داشت. با این حال محمدثابت اقلیدی گفته است که سال ۹۶ این آمار نسبت به سال قبلش ۴.۳ درصد افزایش یافت.

با وجود جاذبه‌های تاریخی، طبیعی و فرهنگی در ایران که در رتبه‌بندی نهادهای بین‌المللی در رده‌های بالا جای گرفته، گردشگری در ایران در طول دهه‌های اخیر با کاهش همراه بوده و همزمان بر میزان ایرانیانی که به سفرهای خارجی می‌روند افزوده شده است.

تنش‌های سیاسی جمهوری اسلامی با کشورهای غربی و همچنین ممنوعیت سبک زندگی رایج در کشورهای دیگر و اجباری بودن حجاب در ایران از جمله عوامل کاهش گردشگران ورودی به ایران قلمداد شده است.

یک روز پیش از انتشار گفته‌های یک مقام گردشگری در ایران، ناهید خداکرمی، عضو شورای شهر تهران، در پیامی توئیتری بر «رفع موانعى مانند حجاب اجبارى در بخش ترانزیت (فرودگاه) و مناطق آزاد» به عنوان راهى براى گسترش صنعت گردشگری تأکید کرده بود.

https://twitter.com/N_Khodakarami/status/1015258470998855682?ref_src=twsrc%5Etfw%7Ctwcamp%5Etweetembed%7Ctwterm%5E1015258470998855682&ref_url=https%3A%2F%2Fwww.radiofarda.com%2Fa%2Ftourism-in-iran%2F29348681.html

با این حال علاوه بر عوامل سیاسی – اجتماعی، محمدثابت اقلیدی ضعف در زیرساخت‌ها، نظیر سیستم حمل و نقل، و همچنین دشواری‌های قانونی، مانند قوانین مرتبط با مشاغل، را از جمله موانع گردشگری ایرانیان در داخل کشور ذکر کرده است.

این مقام گردشگری، آمار سفرهای خارجی ایرانیان در سال گذشته را نزدیک به ۱۱ میلیون نفر اعلام کرد که به گفته او حدود ۵۵ درصد از این سفرها «غیرزیارتی» بوده است.

به گفته این مقام مسئول، سفرهای ۴۵ درصد از گردشگران خروجی کشور نیز «زیارتی» بوده است که عمده‌ترین آن «سفر ۲.۵ میلیون ایرانی به عراق» در طول یک هفته «اربعین» است.